خانه پیشنهاد هم‌وطن شکنندگی صلح موقت؛ چرا ناقوس جنگ پیش از مذاکرات اسلام‌آباد به صدا درآمده است؟

شکنندگی صلح موقت؛ چرا ناقوس جنگ پیش از مذاکرات اسلام‌آباد به صدا درآمده است؟

اختصاصی گروه سیاسی/آوا مهرگانی – هنوز جوهر توافق آتش‌بس میان ایران و ایالات متحده خشک نشده، غرش پدافندها در آسمان تهران، کرج و اصفهان و شعله‌های آتش در پتروشیمی لاوان، واقعیتی هولناک را عریان کرد: این آتش‌بس نه یک پایان، بلکه شاید پرده‌ای فریبنده برای یک درگیری وسیع‌تر باشد. جامعه ایران که بامداد چهارشنبه را با اضطراب حملات سنگین وعده داده شده توسط ترامپ به صبح رساند، اکنون با این پرسش بنیادین روبروست که وقتی موشک‌ها و پهپادها در نخستین ساعات توافق همچنان در حرکت‌اند، میز مذاکره در اسلام‌آباد چه وزنی خواهد داشت؟ آنچه در حال رخ دادن است، نه یک بن‌بست دیپلماتیک ساده، بلکه یک نقض سیستماتیک در بطن توافقی است که از همان ابتدا بر پایه‌هایی کج بنا شد. احتمال نقض این آتش‌بس دو هفته‌ای زمانی پررنگ می‌شود که تضاد استراتژیک میان «میدان» و «دیپلماسی» را واکاوی کنیم. خبرگزاری رویترز در تحلیل اخیر خود فاش کرد که شکاف میان تعاریف طرفین از آتش‌بس، پاشنه آشیل این توافق است.

در حالی که تهران بقای هرگونه تفاهم را منوط به امنیت «عمق استراتژیک» خود در لبنان و یمن می‌داند، واشنگتن و تل‌آویو با تفکیک جبهه‌ها، در حال بهره‌برداری از زمان برای فلج کردن حزب‌الله هستند. ترورهای هدفمند در دفتر نعیم قاسم و هدف قرار دادن نزدیکان او، پیام روشنی از سوی اسرائیل بود. پیامی مبنی بر اینکه آتش‌بس با ایران، به معنای مصونیت برای بازوان منطقه‌ای آن نیست. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که جرقه نقض کامل توافق را خواهد زد؛ چرا که تهران – مسعود پزشکیان – به صراحت اعلام کرده است «لبنان را تنها نخواهد گذاشت» و هرگونه ادامه فشار بر بیروت، به معنای خروج ایران از میز مذاکرات روز جمعه خواهد بود. از سوی دیگر، حمله به تاسیسات پتروشیمی لاوان، حتی اگر طبق ادعاها توسط بازیگران ثالثی چون امارات انجام شده باشد، نشان‌دهنده شکست «تضمین‌های امنیتی» است که قرار بود زیربنای مذاکرات اسلام‌آباد باشد.

وقتی پدافند هوایی در قلب ایران فعال می‌شود، یعنی اعتماد که رکن اصلی هر آتش‌بسی است، به کلی فرو ریخته است. مقامات سیاسی و نظامی در ایران، از رئیس‌جمهور تا رده‌های ارشد سپاه، اکنون در موضعی قرار گرفته‌اند که عقب‌نشینی از تهدیداتشان به معنای پذیرش «شکست حاکمیتی» تلقی می‌شود. به همین دلیل، لحن ناامیدکننده مقامات در روز دوم آتش‌بس، بیش از آنکه یک مانور سیاسی باشد، خبر از یک واقعیت میدانی می‌دهد: آمادگی برای بازگشت به فاز نظامی. این طور که به نظر می‌رسد این بازه دو هفته‌ای، عملاً یک «تله دیپلماتیک» برای ارزیابی میزان تاب‌آوری جمهوری اسلامی تحت فشار است. اگر رژیم ایران بر موضع خود پافشاری کند و به دلیل حملات در لبنان از مذاکرات خارج شود، ترامپ با دست بازتر و با این توجیه که «دیپلماسی شکست خورده است»، به سمت گزینه‌های سخت‌تر حرکت خواهد کرد.

این وضعیت نشان می‌دهد که احتمال پایداری این آتش‌بس حتی تا پایان هفته اول نیز بسیار ضعیف است. نقض آتش‌بس نه یک «احتمال»، بلکه به نظر می‌رسد یک «انتخاب» برای طرفینی است که هیچ‌کدام نمی‌خواهند بازنده نهایی این بحران باشند. به هر حال، منطقه در حال تجربه یک «آتش‌بس متناقض» است. در شرایطی که پاکستان تلاش می‌کند با رایزنی‌های فشرده، لبنان و یمن را به متن توافق آتش بس سنجاق کند، واقعیت سخت‌افزاری جنگ در حال پیشروی است. شواهد نشان می‌دهد که مذاکرات روز جمعه در اسلام‌آباد، پیش از آنکه آغاز شود، زیر آوار حملات به لبنان و انفجارهای مشکوک در سواحل خلیج‌فارس دفن شده است. پایداری این وضعیت پس از دو هفته، بدون یک عقب‌نشینی بنیادین از سوی یکی از طرفین، تقریباً محال به نظر می‌رسد. ما نه با یک صلح پایدار، بلکه با یک وقفه تاکتیکی روبرو هستیم که هر لحظه ممکن است با شلیک یک موشک یا صدور یک بیانیه تند، به پایان برسد و منطقه را به قعر بحرانی فرو ببرد که همه از آن بیم داشتند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن