خانه پیشنهاد هم‌وطن مرگ «ولایت فقیه» و تولد حکومت «ولایت نظامیان»

هوطن سرنوشت حکومت دینی در ایران را بررسی می‌کند:

مرگ «ولایت فقیه» و تولد حکومت «ولایت نظامیان»

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

در حالی که چهلمین روز کشته شدن علی خامنه‌ای فرا ‌رسید، آتش‌بس دو هفته‌ای میان جمهوری اسلامی و آمریکا رسما اعلام شد. این توافق، که پس از چهل روز درگیری و تنش بی‌سابقه به دست آمده، در ظاهر گامي به سوی کاهش تنش است؛ اما تحلیل دقیق‌تر نشان می‌دهد که این آتش‌بس، بیش از هر چیز، پرده‌ای است بر صحنه‌ای بزرگ‌تر: «دفن رسمی نظام ولایت فقیه و انتقال قدرت به یک رژیم نظامی تمام‌عیار که سپاه پاسداران سکان همه امور را در دست گرفته است.»

در چهل روز گذشته، از لحظه‌ای که خبر کشته شدن علی خامنه‌ای  منتشر شد، ایران وارد یکی از حساس‌ترین دوران‌های تاریخ معاصر خود شده است. 

مراسم یادبود 20 فروردین برای علی خامنه‌ای، که قرار است با حضور گسترده حامیان جمهوری اسلامی برگزار گردد، دیگر فقط بزرگداشت یک شخص نیست؛ بلکه نماد پایان یک عصر ایدئولوژیک و آغاز عصر سلطه نظامیان است. 

منابع آگاه نزدیک به مراکز تصمیم‌گیری، تأیید کرده‌اند که از همان ساعات اولیه پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی، شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان ارشد سپاه، بدون واسطه، اداره کشور را بر عهده گرفته‌اند. 

دیگر خبری از جلسات طولانی فقها و مراجع تقلید در تصمیم‌گیری‌های کلان نیست. ساختار ولایت فقیه، که بیش از چهار دهه ستون فقرات نظام سیاسی ایران بود، اکنون به سرعت در حال تبدیل شدن به یک چارچوب تشریفاتی است که تنها برای «حفظ ظاهر» باقی مانده است.

سپاه پاسداران، که از پیش هم نقش محوری در اقتصاد، سیاست خارجی و امنیت داخلی داشت، اکنون به طور کامل بر همه اهرم‌های قدرت چنگ انداخته است. 

نیروی انتظامی، وزارت اطلاعات، سازمان صدا و سیما، حتی بخش‌های کلیدی وزارتخانه‌های اقتصادی و قضایی، زیر نظر مستقیم قرارگاه‌های عملیاتی سپاه اداره می‌شوند. 

این انتقال قدرت، آن‌قدر سریع و هماهنگ انجام شده که بسیاری از ناظران داخلی آن را «کودتای نرم نظامی» نامیده‌اند. «آن‌چه امروز می‌بینیم، دیگر جمهوری اسلامی به معنای سابق نیست. این یک حکومت نظامی است که لباس ایدئولوژیک به تن کرده تا مشروعیت قدیمی را حفظ کند.»

یکی از بارزترین نشانه‌های این گذار، قطع کامل شبکه ارتباطات اینترنتی از ۴۰ روز پیش است. از لحظه حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، دسترسی به اینترنت در سراسر کشور به طور رسمی و دائمی قطع شد. مقامات آن را «اقدام امنیتی موقت» خواندند، اما چهل روز بعد، هنوز هیچ نشانه‌ای از بازگشایی وجود ندارد. 

در غیاب اینترنت، تنها رسانه‌های رسمی و کانال‌های تلویزیونی وابسته به سپاه، روایت واحد را پخش می‌کنند. 

روزنامه‌نگاران مستقل، فعالان مدنی و حتی برخی مسئولان سابق، از دسترس خارج شده‌اند. گزارش‌های پراکنده از شهرهای بزرگ حکایت از جو سنگین امنیتی، گشت‌های شبانه‌روزی نیروهای نظامی و بازداشت‌های گسترده دارد. بازارها نیمه‌تعطیل، دانشگاه‌ها تعطیل و ترددهای بین‌شهری تحت کنترل شدید قرار گرفته است.

این وضعیت، دقیقا همان چیزی است که تحلیل‌گران پیش‌بینی می‌کردند: «ورود به دوره‌ای از تاریکی، استبداد و خفقان گسترده.» ولایت فقیه، با همه نقص‌ها و محدودیت‌هایش، حداقل یک چارچوب فقهی-سیاسی داشت که گاهی امکان نقد و اصلاحات جزئی را فراهم می‌کرد. اما اکنون، با تکیه صرف بر قدرت نظامی، این چارچوب فرو ریخته است. تصمیم‌گیری‌ها دیگر بر اساس احکام فقهی یا نظر فقها نیست؛ بر اساس فرماندهی عملیاتی و ملاحظات امنیتی – نظامی است. ارکان «نیمه انتخابی رژیم» که قبلا وزنه‌ای در برابر قدرت مطلقه داشتند، به حاشیه رانده شده‌ و بیشتر نقش تأییدکننده خواهند داشت.

آتش‌بس دو هفته‌ای با آمریکا، در این زمینه، بیش از آن‌که یک پیروزی دیپلماتیک باشد، یک عقب‌نشینی تاکتیکی برای تثبیت قدرت داخلی است. منابع دیپلماتیک می‌گویند شرط اصلی توافق، بازگشایی امن تنگه هرمز بوده که سپاه نیز آن را پذیرفته است. این پذیرش، نشان می‌دهد که حتی در حوزه سیاست خارجی، فرماندهان نظامی اکنون حرف آخر را می‌زنند. 

اما هزینه این آتش‌بس برای جامعه ایران سنگین است. تحریم‌ها همچنان پابرجاست، اقتصاد فلج مانده و تورم کمرشکن، زندگی روزمره مردم را سخت‌تر از همیشه کرده. در غیاب اینترنت و رسانه‌های آزاد، صدای اعتراضات مردمی شنیده نمی‌شود و تنها روایت رسمی از «ثبات و اقتدار» سخن می‌گوید.

روز پنجشنبه 20 فروردین، در مراسم چهلمین روز کشته شدن علی خامنه‌ای ، احتمالا تصاویر گسترده‌ای از فرماندهان سپاه در کنار مقامات باقی‌مانده پخش خواهد شد. 

این تصاویر، بیش از هر سخنرانی، پیام واقعی را منتقل می‌کنند: عصر «ولایت مطلق» به پایان رسیده و عصر سپاهیان آغاز شده است. آیا این گذار، پایدار خواهد ماند؟ تاریخ ایران نشان می‌دهد که حکومت‌های نظامی، هر قدر هم قدرتمند به نظر برسند، معمولا با چالش‌های عمیق مشروعیت روبه‌رو می‌شوند.

اما در کوتاه‌مدت، به نظر می‌رسد که ایران وارد فصلی جدید شده: فصلی که در آن، اسلحه و یونیفرم، جایگزین عمامه و فتوا شده‌اند.

در این برهه حساس، پرسش اساسی این است: جامعه ایران، که چهل روز در سکوت و قطع ارتباط زندگی کرده، چگونه با این واقعیت جدید کنار خواهد آمد؟ آیا خفقان نظامی، مقاومت‌های پنهان را شعله‌ور خواهد کرد یا مردم، خسته از سال‌ها بحران، تن به وضعیت موجود خواهند داد؟ آتش‌بس دو هفته‌ای، شاید فرصتی کوتاه برای تنفس باشد، اما آنچه در داخل کشور در حال شکل‌گیری است، بسیار عمیق‌تر از یک آتش‌بس موقت است. این، تولد یک رژیم جدید است؛ رژیمی که دیگر «ولایت فقیه» نیست، بلکه «ولایت نظامی» است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن