اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
جمهوری اسلامی بامداد چهارشنبه 19 فروردین، پذیرش آتشبس دو هفتهای با آمریکا را اعلام کرد. قرار است روز جمعه ۲۱ فروردین، هیئتهای دو طرف در اسلامآباد دور میز مذاکره بنشینند. این خبر در شرایطی منتشر شد که بسیاری از تحلیلگران داخلی و خارجی آن را «تنفس مصنوعی» برای رژیمی تفسیر کردند که ماهها زیر فشار شدید نظامی، اقتصادی و مردمی قرار داشته است.
بسیاری بر این باورند که این آتشبس نه پایان بحران، بلکه آغاز فصل وحشتناکتری برای مردم ایران خواهد بود.
برای کسانی که از همان روزهای نخست اعتراضات سراسری دی ماه که به دی ماه خونین مشهور شد، تا امروز، با تمام وجود برای سرنگونی این نظام مبارزه کردهاند، این توافق موقت پیام روشنی دارد: رژیم ضربه سنگینی خورده، اما هنوز زخمخورده و خطرناکتر از همیشه است. کسانی که برای مقابله با این رژیم باقی ماندهاند، دیگر نه احزاب سیاسی ممنوعه، نه تشکلهای دانشجویی پراکنده و نه حتی اپوزیسیون خارجنشین هستند.
تنها نیروی واقعی و زنده، مردم ایراناند. مردم عادی کوچه و بازار، کارگران، معلمان، زنان و جوانانی که هر روز با فقر، سرکوب و تحقیر روبهرو میشوند. این مردم تنها سنگر باقیماندهاند.
اگر فکر میکردید وضعیت شما در ماه دی ۱۴۰۴ بد بود، آماده باشید؛ اوضاع به مراتب بدتر خواهد شد. آن روزها حداقل هنوز امیدی به فشار خارجی و احتمال سقوط سریع وجود داشت. حالا اما رژیم با این آتشبس، زمان خریده است. زمان برای بازسازی ماشین سرکوب، زمان برای جابهجایی منابع، زمان برای خالی کردن خشم انباشتهاش بر سر همان مردمی که جرأت کردهاند صدای اعتراضشان را بلند کنند، و بالاخره زمان برای بلند کردن صدای اذان صبح با اعدام جوانان بیگناه!
از منظر اقتصادی، این دو هفته آتشبس و آغاز مذاکرات در اسلامآباد، به رژیم اجازه میدهد نفس تازهای بکشد. حتی اگر تحریمها به طور کامل لغو نشوند، احتمال کاهش فشار بر فروش نفت و دسترسی محدود به منابع ارزی وجود دارد. اما این منابع به جیب کدام بخش از جامعه خواهد رفت؟ تجربه دهههای گذشته نشان داده که هر گونه تزریق ارزی به رژیم، صرف خرید و ساخت تسلیحات نظامی، تقویت تروریستهای منطقهای، خرید تجهیزات سرکوب، حقوق نیروهای سرکوبگر، و تقویت حلقههای نزدیک به بیت رهبری میشود، نه بهبود معیشت مردم.
تورم که همین امروز هم به سطوح کمرشکن رسیده، در ماههای آینده با چاپ پول بیشتر و توزیع رانت، دوباره جان تازه خواهد گرفت. قیمت نان، بنزین، دارو و مسکن که در «دیماه خونین»، اعتراضات گستردهای را برانگیخت، به زودی با شتاب بیشتری افزایش خواهد یافت. رژیم ضربه خورده، اما میداند چگونه هزینه این ضربه را از جیب مردم بردارد.
از منظر سیاسی و امنیتی هم، سناریو روشنتر و تلختر است. جمهوری اسلامی در ماههای اخیر ضربات سنگینی خورده بود؛ از اعتراضات خیابانی گسترده تا فشارهای بینالمللی و حتی تهدیدهای نظامی مستقیم. این رژیم همیشه در چنین موقعیتهایی، الگوی ثابتی داشته: عقبنشینی موقت در برابر دشمن خارجی، و حمله تمامعیار به مخالف داخلی. تاریخ وقایع ۵۷ تا امروز پر است از نمونههای مشابه.
هر بار که رژیم احساس ضعف کرده، با شدت بیشتری به دانشگاهها، خیابانها، زندانها و حتی خانههای مردم هجوم برده است. این بار هم تفاوتی ندارد. انتظار میرود در روزهای آینده موج جدیدی از بازداشتهای گسترده، احکام سنگین دادگاههای انقلاب، تداوم قطع اینترنت و افزایش اعدامهای نمادین را شاهد باشیم. هدف ساده است: ترساندن همان مردمی که تنها نیروی واقعی مقابله باقی مانده در میدان هستند.
مردم ایران امروز بیش از هر زمان دیگری تنها هستند. اپوزیسیون سازمانیافته خارج از کشور، به دلیل اختلافات درونی و ناتوانی در ایجاد ائتلاف واقعی، عملا از میدان خارج شده است.
احزاب و گروههای داخل هم یا منحل شدهاند یا به حاشیه رانده شده و یا درگیر فساد و نشستن سر «سفره انقلاب» هستند. تنها چیزی که رژیم از آن میترسد، همان خشم خاموش و انباشته تودههای مردم است؛ همان خشم که در دیماه به خیابان کشیده شد.
حالا رژیم با این آتشبس، فرصت یافته تا پیش از آنکه این خشم دوباره شعلهور شود، آن را با تمام قوا سرکوب کند.
این آتشبس دو هفتهای، بیش از آنکه «دیپلماسی» باشد، یک «تاکتیک بقا» است. جمهوری اسلامی میداند که اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، دوباره در موقعیت ضعف قرار خواهد گرفت. بنابراین در این دو هفته و احتمالا در هفتههای پس از آن، تمام توان خود را صرف تثبیت موقعیت داخلی خواهد کرد. یعنی دقیقا همان جایی که مردم ایران ایستادهاند.
در چنین شرایطی، تنها راه پیش رو برای مخالفان واقعی، حفظ هوشیاری و انسجام مردمی است. رژیم ضربه بزرگی خورده، اما هنوز نفس میکشد. این نفس را صرف خفه کردن مردم خواهد کرد. اگر مردم ایران در این برهه حساس، با آگاهی و اتحاد بیشتری در برابر سرکوب ایستادگی نکنند، ممکن است فرصتی که ماهها برای آن هزینه دادهاند، به سادگی از دست برود.
آتشبس امروز، نه صلح، بلکه خرید زمان برای جنایت بیشتر است. و تنها کسانی که میتوانند جلوی این جنایت را بگیرند، خود مردماند. مردمی که در دیماه نشان دادند هنوز زندهاند و هنوز تسلیم نشدهاند. حالا نوبت آن است که ثابت کنند، حتی در بدترین شرایط، این رژیم نمیتواند آنها را برای همیشه خفه کند.