خانه پیشنهاد هم‌وطن سوء استفاده جمهوری اسلامی از زیرساخت‌های ملی برای اهداف نظامی

هموطن حملات گسترده به زیرساخت‌های ایران را بررسی می‌کند: 

سوء استفاده جمهوری اسلامی از زیرساخت‌های ملی برای اهداف نظامی

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

در حالی که رئیس‌جمهوری آمریکا تا ساعت سه و نیم بامداد روز نوزدهم فروردین، به جمهوری اسلامی فرصت داده بود تا شروط او را بپذیرد، از ظهر همان امروز سه‌شنبه، 18 فروردین، ده‌ها پل و بخش‌هایی از ریل راه‌آهن در نقاط مختلف کشور هدف حملات دقیق اسرائیل قرار گرفت. 

این عملیات که ظاهرا پاسخی به عدم پذیرش شرایط بود، بیش از هر چیز نشان‌دهنده آن است که رژیم جمهوری اسلامی با سوءاستفاده سیستماتیک از زیرساخت‌های حمل‌ونقل، انرژی و صنعتی کشور، این دارایی‌های ملی را به اهداف نظامی مشروع تبدیل کرده است. 

این روزها، جمهوری اسلامی بقای خود را بر بقای شهروندانش اولویت داده و با قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی در خدمت اهداف جنگی، نه تنها امنیت ملی را به خطر انداخته، بلکه بار جنگ را بر دوش مردمی گذاشته که هم‌اکنون در آستانه فروپاشی اقتصادی و اجتماعی قرار دارند.

رژیم جمهوری اسلامی طی سال‌های گذشته، به طور مستمر از شبکه راه‌آهن و پل‌های کشور برای جابه‌جایی تجهیزات نظامی استفاده کرده است. 

ریل‌هایی که برای حمل مسافر و کالاهای غیرنظامی طراحی شده بودند، اکنون مسیرهای اصلی انتقال موشک، پهپاد و قطعات سنگین تسلیحاتی به پایگاه‌های دورافتاده و حتی به سمت مرزهای غربی و جنوبی شده‌اند. پل‌های بزرگ بر روی رودخانه‌ها و دره‌ها، که زیرساختی حیاتی برای اقتصاد داخلی هستند، به عنوان مسیرهای امن برای کاروان‌های نظامی عمل می‌کنند. 

این سوءاستفاده، طبق اصول حقوق بین‌الملل، زیرساخت‌های دوگانه‌کاربرد را به اهداف مشروع نظامی بدل می‌کند. 

وقتی یک پل یا ریل، همزمان یا عمدتا در خدمت تقویت قابلیت‌های نظامی یک رژیم دیکتاتوری باشد، دیگر نمی‌توان آن را صرفا «غیرنظامی» دانست. 

اسرائیل در عملیات امروز، دقیقا همین نقاط را هدف قرار داد تا زنجیره تأمین تسلیحاتی رژیم را مختل کند، نه اینکه به دنبال آسیب به مردم عادی باشد.

زیرساخت‌های انرژی کشور نیز از نیروگاه‌های برق گرفته تا خطوط انتقال گاز و نفت، سال‌هاست که در خدمت برنامه‌های نظامی قرار گرفته‌‌اند. 

برق تولیدشده در نیروگاه‌های بزرگ، نه تنها برای کارخانه‌ها و خانه‌ها، بلکه برای تأسیسات غنی‌سازی، آزمایشگاه‌های موشکی و مراکز فرماندهی زیرزمینی، تأمین انرژی می‌کنند. 

رژیم با آگاهی کامل از این موضوع، این تأسیسات را در مجاورت مراکز مسکونی و صنعتی غیرنظامی ساخته تا از آنها به عنوان سپر انسانی استفاده کند. 

همین امر باعث شده که هر گونه اختلال در شبکه انرژی، به عنوان ضربه‌ای به ماشین جنگی رژیم تلقی شود. 

صنایع سنگین نیز از این قاعده مستثنی نیستند. کارخانه‌های فولاد، پتروشیمی و خودروسازی که ظاهراً برای تولید کالاهای مصرفی هستند، بخش قابل توجهی از ظرفیت خود را به ساخت قطعات موشک، بدنه پهپاد و حتی مواد منفجره اختصاص داده‌اند. 

این ادغام عمدی بین بخش غیرنظامی و نظامی، مرز میان جنگ و صلح را محو و هر کارخانه یا خط تولید را به یک هدف بالقوه تبدیل کرده است.

رژیم جمهوری اسلامی در این سیاست، الگویی تکراری را دنبال می‌کند که پیش‌تر در نقاط دیگر منطقه نیز دیده شده است. با قرار دادن زیرساخت‌های ملی در خدمت اهداف ایدئولوژیک و نظامی، عملا دارایی‌های متعلق به همه شهروندان را گروگان گرفته است. 

پل‌هایی که روزی نماد پیشرفت اقتصادی بودند، امروز به دلیل عبور کاروان‌های تسلیحاتی، در فهرست اهداف قرار می‌گیرند. 

ریل‌هایی که باید بار تجارت داخلی را بر دوش بکشند، اکنون مسیر انتقال سلاح به نیروهای نیابتی شده‌اند. 

نتیجه این سوءاستفاده، فلج شدن بخش‌هایی از اقتصاد است که پیش از این هم تحت فشار تحریم‌ها و سوءمدیریت قرار داشت. 

کشاورزان، صنعتگران و بازرگانان کوچک که وابسته به شبکه حمل‌ونقل بوده و هستند، اکنون با توقف ناگهانی زنجیره تأمین روبه‌رو می‌شوند. مردم عادی که در شهرها و روستاها زندگی می‌کنند، با قطعی برق و اختلال در سوخت‌رسانی، هزینه جنگ رژیم را می‌پردازند در حالی که خودشان هیچ نقشی در تصمیم‌گیری‌های نظامی نداشته‌اند.

این اولویت‌بندی بقا، بارزترین ویژگی رژیم در شرایط کنونی است. شهروندان ایرانی که هم‌اکنون زیر بار تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده و کمبودهای اساسی در حال فروپاشی هستند، قربانی اصلی این سیاست‌اند. 

رژیم حاکم بر ایران با ادامه سیاست‌های تنش‌زا، نه تنها فرصت‌های اقتصادی را از دست داده، بلکه زیرساخت‌هایی را که برای بقای روزمره مردم حیاتی بودند، به خطر انداخته است. 

در شرایطی که جنگ، سایه بر زندگی روزمره افتاده، اولویت رژیم حفظ قدرت مرکزی و قابلیت‌های نظامی خود بود و به فکر رفاه و امنیت و آینده شهروندان نیست.

این رویکرد، رژیم را در موقعیتی قرار داده که هر حمله خارجی به زیرساخت‌ها، به جای ایجاد همبستگی ملی، عمق شکاف میان مردم و حاکمیت را بیشتر می‌کند. مردمی که سالهاست با مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم می‌کنند، اکنون باید هزینه تصمیماتی را بپردازند که در آن نقشی نداشته‌اند.

در نهایت، حملات هجدهم فروردین به پل‌ها و ریل‌های راه‌آهن، نمادی از چرخه‌ای است که رژیم خود آن را ایجاد کرده است. 

با تبدیل دارایی‌های ملی به ابزار جنگ، رژیم نه تنها مشروعیت این حملات را فراهم کرده، بلکه آینده اقتصادی کشور را نیز به گروگان گرفته است. 

تا زمانی که رژیم بقای خود را بر بقای شهروندان اولویت دهد، این چرخه ادامه خواهد یافت. 

تنها با جداسازی کامل زیرساخت‌های غیرنظامی از اهداف نظامی و اولویت دادن به رفاه عمومی، می‌توان از تکرار چنین بحران‌هایی جلوگیری کرد. در غیر این صورت، هر حمله‌ای به این زیرساخت‌ها، هرچند دردناک، ادامه منطقی سوءاستفاده‌ای است که رژیم سال‌هاست مرتکب می‌شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن