اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی: از زمان بر سر کار آمدن سید مجتبی خامنهای در قامت رهبر سوم زمان زیادی نگذشته. پسر خوفیهنشین تاجدار علی خامنهای، دست کم روی بنرها و بیلبردهای پایتخت و شهرهای کوچک و بزرگ به مقام عظمای رهبری رسیده و صرفا با دو بیانیه و چند پیام تقدیر و تشکر از دبیرکل حزبالله لبنان و فلان و بهمان به رتق و فتق امور ملک و مملکت میپردازد! بیآنکه به رغم دست و پا زدن هواداران و هواخواهان هسته سخت قدرت، یک فیلمی، فایل صوتی، چیزی از معظم له به اطلاع افکار عمومی رسیده باشد. چند فیلم هم که با هوش مصنوعی تولید و منتشر شده، اساسا قابل راستیآزمایی نیست. چرا که فرزند رهبر دوم که پس از عمری پردهنشینی و دخالت در امور ریز و درشت مملکت به صورت باسمهای و دقیقه نودی به رهبری رسید، پیش از آن، نه حضور رسانهای قابل توجهی-جز چند عکس در راهپیماییهای مختلف و نهایتا چند تصویر در حاشیه سخنرانیهای پدر-در میان رسانههای رسمی و عمومی نداشت. نه چهرهاش و ترکیب آن برای ناظران قابل تدقیق و تشخیص است و نه حتی صدای او. آنگونه هم که در برخی از محافل سیاسی و رسانهای در داخل و خارج مطرح شده، رهبر بنرنشین این روزهای جمهوری اسلامی در پی حمله نهم اسفندماه سال گذشته به واسطه عدم حضورش در داخل بیت و حضور در حیاط آن، دچار آسیبها و صدمات سنگین شده و حتی به گفته برخی، این روزها در کما به سر میبرد. آنگونه که مطرح شده، بخشهای زیادی از سر و فک و صورت و همچنین؛ پاهای او دچار جراحات عمیق شده و بارها مجبور به رسیدگیهای درمانی سنگین برای مداوایش شدهاند. حال، او که پس از انتقال روز نخست از بیمارستان سینای پایتخت به مکانی نامعلوم منتقل شده، همان دست فرمان قبل از جنگ حاضر دربارهاش، صدق میکند. همچنان در پشت پرده، همچنان پنهان و همچنان به دور از هرگونه شفافیت و فعالیتی در حوزه دیپلماسی عمومی! پس از هدف قرار گرفتن آیتالله خامنهای با این اوصاف که پیشتر به آن اشاره شد، مرجع و منشا تصمیمگیریها و تعیین استراتژیها و راهبردهای اساسی نظام در میانه جنگی همهگیر و گسترده مشخص نیست. گویی در فقدان رهبر سوم در عرصه عمومی، گعدهای از صاحبان هسته سخت قدرت به صورت هیئتی به تعیین و تدوین راهبردها پرداخته و نسخه برنامهها و تاکتیکهای پیش رو را میپیچند! نه نشانهای از وجود قوه عاقله و گیجگاه استراتژیست در تصمیمات نظام به چشم میخورد و نه حضور-حتی بیانیهای و بدلی-رهبر سوم در میانه میدان پررنگ شده! ذوالقدر که پس از جان باختن علی لاریجانی در کسوت دبیری شعام تکیه زده، بدون تائید مجتبی خامنهای، حق رایی در این شورایعالی ندارد و اساسا مشخص نیست که ارکان فرماندهی میانی و بالایی نظام از کدام پردازشگر مرکزی دستور میگیرند! در این میان، تحرکاتی نیز از سوی چهرههایی نظیر حسن روحانی، محمد جواد ظریف و یحتمل در سوی دیگر؛ میرباقری و قماش پایداریچی برای تسخیر میدان بیفرمانده فعلی به چشم میخورد و اساسا مشخص نیست که این اقدامات و تحرکات به کدام سمت و سو حرکت خواهد کرد و راه به کدامین فعلیت و عاملیت خواهند برد. قدر مسلم اینکه در بحبوحه نزدیک شدن محتوای ساعت شنی ترامپ برای حملات به زیرساختهای مملکت به پایان خود، اساسا آشکار نیست که درصورت تحقق این اولتیماتوم، مغز محوری فرماندهی نظام به سمت مرگ مغزی خواهد رفت یا گشایش یکباره ابتکار عملی غیرقابل پیشبینی! اما ناگفته پیداست که این شکل و نحوه از راهبری مملکتی با قواره ایران بزرگ، یمن و انصاراللهاش نیست که به صورت دور همی و با پستونشینی قابلیت تداوم داشته باشد و با افزایش فشارهای دیوانهوار ترامپ و تحرکات تجاوزکارانه نتانیاهو علیه زیرساختهای حیاتی مردم ایران، مشخص نیست که بتوان در ادامه نیز شاهد سرپا ماندن این نظام با دست فرمانی که شاهد آنیم؛ بود! مهلکه و معرکهای که نظام، سرانجام از آن سر درآورده با میدانداری مشتی مداح و بسیجی در میادین پایتخت قابل مدیریت نبوده و به نظر میرسد که این تو بمیری، زین پس دیگر از آن توبمیریها نیست!
2