خانه پیشنهاد هم‌وطن نگذارید ایران ویران‌تر شود

هموطن رویکرد آمریکا و اسرائیل در هدف‌گیری زیرساخت‌های اقتصادی ایران را بررسی می‌کند: 

نگذارید ایران ویران‌تر شود

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در شبکه اجتماعی خود نوشت: «ارتش ما که با اختلاف، بزرگترین و قدرتمندترین ارتش در کل جهان است، هنوز حتی نابود کردن آنچه ‌که در ایران باقی ‌مانده را شروع هم نکرده است. پل‌ها در قدم بعد و سپس نیروگاه‌های برق!» 

این بیانیه، که پس از حمله به پل بزرگ بیلقان منتشر شد، نه تنها تهدیدی مستقیم به زیرساخت‌های حیاتی ایران است، بلکه نشان‌دهنده تغییر استراتژی در جنگ جاری آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی به شمار می‌رود. 

رویکرد آمریکا در هدف‌گیری زیرساخت‌های اقتصادی، ریشه در دکترین «شوک و وحشت» دارد که از جنگ خلیج فارس در دهه ۱۹۹۰ و سپس عراق ۲۰۰۳ الهام گرفته شده است. 

هدف اصلی، فلج کردن ماشین جنگی دشمن بدون اشغال گسترده سرزمین است. در سناریوی فعلی، آمریکا با بهره‌گیری از برتری هوایی مطلق و موشک‌های دقیق هدایت‌شونده، ابتدا تأسیسات نظامی، پدافند هوایی و سایت‌های هسته‌ای را هدف قرار داده و اکنون به سمت زیرساخت‌های اقتصادی حرکت کرده است. پل‌ها به عنوان شریان‌های حمل‌ونقل، و نیروگاه‌های برق به عنوان ستون فقرات انرژی انتخاب شده‌اند؛ زیرا نابودی آن‌ها زنجیره تأمین سوخت، غذا، دارو و حتی ارتباطات را مختل می‌کند. 

طبق گزارش‌های منتشرشده، حمله به پل بیلقان، نمادی از توانایی آمریکا در قطع شریان‌های اقتصادی بدون تلفات گسترده غیرنظامی (هرچند جان‌باختگانی داشته) است. 

این استراتژی هزینه جنگ را برای ایران افزایش می‌دهد: اقتصاد وابسته به صادرات نفت و واردات کالا، با قطع برق و حمل‌ونقل، به سرعت به سمت فروپاشی حرکت می‌کند. 

تحریم‌های پیشین آمریکا نیز همین منطق را دنبال می‌کردند؛ فشار اقتصادی برای وادار کردن به تغییر رفتار. 

اکنون در فاز نظامی، این فشار به شکل فیزیکی درآمده تا «رهبری رژیم جدید» – همان‌طور که ترامپ اشاره کرده – سریع تسلیم شود.

اسرائیل اما رویکردی تهاجمی‌تر و وجودی دارد. تل‌آویو از سال‌ها پیش، با عملیات سایبری مانند استاکس‌نت (که تأسیسات هسته‌ای نطنز را هدف گرفت) و حملات دقیق به فرماندهان و تأسیسات، نشان داده که هدفش نه فقط مهار، بلکه نابودی ظرفیت تهدید ایران است. 

در جنگ فعلی، اسرائیل با هماهنگی کامل آمریکا، بر «سیاست زمین سوخته» تمرکز کرده تا رژیم را به فروپاشی بکشاند. 

هدف‌گیری زیرساخت‌های اقتصادی برای اسرائیل، ابزاری برای قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی‌اش (حزب‌الله، حماس، حوثی‌ها) است. پل‌ها و نیروگاه‌ها، فراتر از ارزش نظامی، نماد اقتصاد مقاومتی رژیم هستند که حالا در حال ذوب شدن است. 

تحلیل‌گران معتقدند این استراتژی دوجانبه، ایران را در موقعیت «انتخاب سخت» قرار می‌دهد: یا تسلیم و پذیرش معامله‌ای که ترامپ وعده داده، یا ادامه جنگی که منابعش را به سرعت می‌بلعد. 

تفاوت رویکرد دو متحد در این است که آمریکا بیشتر به ثبات بازار انرژی (تنگه هرمز) و جلوگیری از مهاجرت گسترده توجه دارد، در حالی که اسرائیل به دنبال حذف کامل تهدید وجودی خود است.

اما پشت این تحلیل نظامی – اقتصادی، یک واقعیت تلخ‌تر نهفته؛ عامل اصلی نابودی ایران، جمهوری اسلامی است. بیش از چهار دهه سیاست‌های ماجراجویانه این رژیم – از برنامه هسته‌ای مخفیانه و حمایت مالی از تروریسم منطقه‌ای گرفته تا سرکوب داخلی و انزوای بین‌المللی – ایران را به این نقطه رسانده است. 

جمهوری اسلامی با هزینه کردن میلیاردها دلار برای موشک و نیروهای نیابتی، به جای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های داخلی، کشور را به یک قلعه محاصره‌شده تبدیل کرد. 

اقتصاد ایران که روزگاری یکی از پویاترین‌های منطقه بود، امروز با تورم مزمن، بیکاری جوانان و فرار سرمایه مواجه است. 

تحریم‌ها و حملات فعلی، نتیجه مستقیم تصمیمات رژیم برای چالش با قدرت‌های جهانی است، نه «دشمنی بی‌دلیل» غرب. 

اگر رژیم از ابتدا به جای شعار «مرگ بر آمریکا» به توسعه اقتصادی و روابط سازنده می‌پرداخت، امروز نیازی به نابودی پل‌ها و نیروگاه‌ها نبود. ترامپ درست می‌گوید: «رهبری رژیم جدید» – هرچه باشد – می‌داند که ادامه این مسیر، فقط ویرانی بیشتر به بار می‌آورد.

اگر جمهوری اسلامی جنگ را ادامه دهد، ایران ویران‌تر خواهد شد. ادامه مقاومت، نه قهرمانانه، بلکه خودکشی ملی است. هر روزی که می‌گذرد، با قطع برق کارخانه‌ها تعطیل می‌شوند، زنجیره تأمین غذا مختل می‌شود، بیمارستان‌ها بدون برق می‌مانند و میلیون‌ها ایرانی در فقر مطلق فرو می‌روند. 

آمارهای اولیه جنگ نشان می‌دهد که حتی پیش از مرحله پل‌ها و نیروگاه‌ها، بخش‌هایی از اقتصاد فلج شده و صادرات نفت به حداقل رسیده. ادامه این روند، مهاجرت گسترده نخبگان، قحطی احتمالی در برخی مناطق و فروپاشی اجتماعی را به دنبال خواهد داشت. در مقابل، پذیرش سریع «آنچه باید انجام شود» – همان معامله‌ای که ترامپ اشاره کرده – می‌تواند مسیر بازسازی را باز کند. 

تاریخ نشان داده کشورهایی مانند ژاپن و آلمان پس از ویرانی کامل جنگ جهانی دوم، با پذیرش واقعیت و تغییر رژیم، به قدرت‌های اقتصادی تبدیل شدند. 

ایران با منابع طبیعی عظیم، نیروی جوان و موقعیت ژئوپلیتیک، پتانسیل مشابهی دارد؛ اما تنها در غیاب جمهوری اسلامی.

در نهایت، بیانیه ترامپ بیش از یک تهدید، دعوتی به عقلانیت است. رویکرد آمریکا و اسرائیل در هدف‌گیری زیرساخت‌های اقتصادی، هوشمندانه، دقیق و مؤثر طراحی شده تا هزینه ادامه جنگ را برای رژیم به حدی برساند که چاره‌ای جز تغییر باقی نماند. 

اما نابودی واقعی ایران، محصول چهار دهه سوءمدیریت جمهوری اسلامی است. اگر این رژیم جنگ را ادامه دهد، نه تنها زیرساخت‌ها، بلکه آینده نسل‌های آینده ایرانی ویران خواهد شد. 

زمان آن رسیده که مردم ایران و هر نیروی واقع‌بین داخل رژیم، این حقیقت را بپذیرند: ادامه مسیر فعلی، فقط ویرانی بیشتر به ارمغان می‌آورد. ایران شایسته آینده‌ای بهتر است؛ آینده‌ای که بدون بار جمهوری اسلامی، قابل دستیابی خواهد بود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن