خانه پیشنهاد هم‌وطن ترامپ و قالیباف؛ مذاکره واقعی یا بلوف جنگی؟

هموطن اظهارات جدید ترامپ درباره مذاکره با قالیباف را بررسی می‌کند:

ترامپ و قالیباف؛ مذاکره واقعی یا بلوف جنگی؟

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

در اوج جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، تنش‌های دیپلماتیک نیز در سایه بمباران‌ها و تهدیدهای نظامی ادامه دارد. 

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در مصاحبه‌ای با رسانه‌های آمریکایی اعلام کرده که نمایندگان ایالات متحده در حال مذاکره با یک مقام ارشد ایرانی هستند و حتی نام محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس جمهوری اسلامی، را به عنوان طرف گفت‌وگو مطرح کرده است. 

این ادعا بلافاصله با تکذیب قالیباف و سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی مواجه شد که آن را «خبر جعلی» و تلاش برای دستکاری بازارهای مالی و نفتی خواندند. 

حال پرسش اصلی این است؛ آیا این اظهارات ترامپ واقعی است یا بخشی از تاکتیک فشار و بلوف در میانه جنگ به شمار می‌آید؟ و آیا قالیباف، با پرونده سنگین سرکوب و فساد اقتصادی، می‌تواند حتی ذره‌ای حمایت از مخالفان جمهوری اسلامی یا مردم عادی ایران را جلب کند؟

ارزیابی ادعاهای مقامات در زمان جنگ، نیازمند بررسی منابع متعدد، الگوی رفتاری طرفین و زمینه استراتژیک است. 

ترامپ سابقه طولانی در استفاده از اظهارات جسورانه و گاهی مبالغه‌آمیز برای ایجاد فشار روانی دارد. در گذشته، او بارها از «معامله بزرگ» با ایران سخن گفته و ضرب‌الاجل‌هایی تعیین کرده که گاهی به اقدام نظامی منجر شده است. حالا، در اوج روزهای جنگ که تلفات انسانی و خسارات اقتصادی هر دو طرف افزایش یافته، ادعای مذاکره با قالیباف می‌تواند ابزاری برای نشان دادن «پیشرفت» به افکار عمومی آمریکا و و حتی اروپا باشد، در حالی که همزمان تهدید به حمله به تأسیسات نفتی و زیرساخت‌های ایران را حفظ می‌کند.

از سوی دیگر، انکار قاطع قالیباف و مقامات ایرانی منطقی به نظر می‌رسد. رژیم جمهوری اسلامی در شرایط جنگی، هرگونه پذیرش مذاکره مستقیم با آمریکا را نشانه ضعف و خیانت جلوه می‌دهد. چنین اقدامی می‌تواند انسجام ظاهری داخلی را متلاشی کند و اعتراضات مردمی را شعله‌ورتر سازد. 

با این حال، گزارش‌های متعدد حاکی از وجود کانال‌های غیرمستقیم یا میانجی‌گری کشورهایی مانند پاکستان است. ترامپ ممکن است این کانال‌ها را به عنوان «مذاکره مستقیم» با قالیباف تفسیر کند یا عمدا نام او را برای ایجاد شکاف در ساختار قدرت ایران مطرح کرده باشد. 

قالیباف به عنوان یکی از چهره‌های نزدیک به سپاه پاسداران و دارای سابقه فرماندهی، می‌تواند گزینه‌ای «قابل مدیریت» برای واشنگتن باشد اگر رژیم فعلی دچار فروپاشی شود. 

اما واقعیت این است که تا لحظه حاضر، هیچ شاهد مستقلی از دیدار یا توافق رسمی وجود ندارد. بنابراین، احتمال قوی‌تر این است که اظهارات ترامپ ترکیبی از واقعیت کانال‌های پشتی و بلوف تاکتیکی باشد: ابزاری برای تسریع در عقب‌نشینی جمهوری اسلامی، بدون نیاز به تشدید حملات نظامی گسترده‌تر، در حالی که فشار حداکثری را حفظ می‌کند.

تحلیل عمیق‌تر نشان می‌دهد که این نوع اظهارات در زمان جنگ اغلب بخشی از «جنگ روانی» است. ترامپ با اشاره به قالیباف به عنوان «شخص محترم» یا «منطقی»، سعی دارد تصویر یک «رهبر جایگزین بالقوه» بسازد و همزمان رژیم را به پذیرش معامله ترغیب کند. 

اگر مذاکره واقعی در جریان باشد، احتمالا محدود به مسائل فوری مانند توقف حملات موشکی، باز کردن تنگه هرمز یا تضمین‌های امنیتی برای اسرائیل است، نه یک توافق جامع. 

اما انکار جمهوری اسلامی نشان‌دهنده این است که رژیم هنوز امید به مقاومت و دریافت حمایت از چین و روسیه و حتی بخشی از محور مقاومت دارد، هرچند جنگ منابع نظامی و اقتصادی ایران را به شدت فرسوده کرده است.

بخش دوم ماجرا، قابلیت قالیباف برای جلب نظر مثبت مردم ایران، به ویژه مخالفان جمهوری اسلامی، است. محمدباقر قالیباف، متولد ۱۳۴۰، سابقه‌ای طولانی در نهادهای امنیتی و نظامی دارد. او فرمانده نیروی انتظامی در دوره‌ای بود که سرکوب اعتراضات دانشجویی و خیابانی تشدید شد. 

به عنوان شهردار تهران برای بیش از یک دهه، مدیریت شهری او با اتهامات گسترده فساد اقتصادی همراه بود؛ از واگذاری زمین‌ها و املاک نجومی با قیمت‌های بسیار پایین به نزدیکان و مدیران، تا نقش مستقیم در پرونده‌های بزرگ فساد مالی مانند هلدینگ یاس وابسته به سپاه که میلیاردها تومان اختلاس و پوشش فساد در آن مطرح است. 

گزارش‌های متعدد از تخلفات مالی در شهرداری تهران، از جمله فروش صدها آپارتمان و زمین با تخفیف‌های نجومی، تصویر او را به عنوان نمادی از «فساد ساختاری» تثبیت کرده است.

در حوزه سرکوب، قالیباف متهم به نقش مستقیم یا غیرمستقیم در برخوردهای خشونت‌آمیز با معترضان است؛ از حوادث کوی دانشگاه تا اعتراضات بعدی. او به عنوان رئیس مجلس نیز قوانینی را حمایت کرده که آزادی‌های مدنی را محدودتر می‌کند و بودجه نهادهای امنیتی را افزایش می‌دهد. 

این سابقه، او را در چشم میلیون‌ها ایرانی که در سال‌های اخیر با شعارهایی مانند «مرگ بر دیکتاتور» و «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» به خیابان آمده‌اند، به یک چهره تماما وابسته به سیستم تبدیل کرده است. 

مخالفان رژیم او را نه یک اصلاح‌گر یا میانه‌رو، بلکه ادامه‌دهنده همان سیاست‌های سرکوب و غارت اقتصادی می‌دانند که منجر به فقر گسترده، تورم افسارگسیخته و مهاجرت نخبگان شده است.

آیا چنین شخصی می‌تواند نظر مثبت جلب کند؟ بعید است. حتی اگر ترامپ یا برخی تحلیلگران غربی او را «عاقل» بخوانند، در داخل ایران، قالیباف فاقد پایگاه مردمی واقعی است. 

انتخابات‌های گذشته نشان داده که حمایت از او، محدود به حلقه‌های خاص اصولگرایان و نهادهای نظامی بوده و در میان اقشار متوسط و جوانان شهری، با بی‌اعتمادی عمیق مواجه است. 

پرونده‌های فساد او، که حتی در رسانه‌های داخلی گاهی افشا شده، اعتماد عمومی را نابود کرده است. در شرایط جنگ، مردم ایران بیشتر به دنبال پایان خونریزی و تغییر اساسی هستند، نه معامله با چهره‌ای که نماد همان رژیم فرسوده است. 

جلب حمایت مخالفان نیازمند چهره‌هایی با سابقه روشن در دفاع از حقوق بشر یا فاصله‌گیری از فساد و سرکوب است؛ ویژگی‌هایی که در کارنامه قالیباف به چشم نمی‌خورد.

در نهایت، اظهارات ترامپ درباره مذاکره با قالیباف بیشتر شبیه به مانور سیاسی در میانه جنگ است تا یک پیشرفت بزرگ دیپلماتیک قطعی. این ادعا می‌تواند فشار بر رژیم را افزایش دهد و گزینه‌های خروج آبرومندانه را روی میز بگذارد، اما بدون شواهد مستقل، نمی‌توان آن را فراتر از بلوف تاکتیکی دانست. 

از سوی دیگر، قالیباف به دلیل سابقه سنگین سرکوب اعتراضات و مفاسد اقتصادی، فاقد حمایت مردمی است و بعید است بتواند حتی در سناریوی پساجنگ، حمایت گسترده مخالفان یا مردم عادی را کسب کند. 

جنگ فعلی نه تنها زیرساخت‌های ایران را هدف قرار داده، بلکه شکاف میان رژیم و جامعه را عمیق‌تر کرده است. هرگونه معامله آینده، بدون توجه به مطالبات واقعی مردم ایران برای آزادی و عدالت، احتمالا موقتی و ناپایدار خواهد بود. 

آینده نشان خواهد داد آیا این کانال‌ها به نتیجه می‌رسند یا جنگ به مراحل ویرانگرتری وارد می‌شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن