اختصاصی گروه سیاسی/ آوا مهرگانی
ایرانیان سختترین روزهای تاریخ خود را زندگی میکنند، زمستان 1404 را با داغ سنگین دی ماه و صدای مهیب انفجار به پایان برده و حالا در بهار 1405 از یک سو نگران تبعات تداوم و طولانی شدن جنگ هستند، از یک سو دلواپساند که رژیم جمهوری اسلامی زیر سایه یک جنگ طولانی دیگر و برخی اقدامات احتمالی طرف مقابل – مثل تصرف جزایر ایرانی و حمله به نیروگاهها و … خون ایرانی را به جوش میآورد – راهی برای بقا بیابد.
همزمان که جغرافیای سیاسی خاورمیانه در ملتهبترین دوران خود پس از جنگ جهانی دوم قرار دارد و سایه سنگین درگیری نظامی مستقیم، بیش از هر زمان دیگری بر سر ایران سنگینی میکند، زمزمههایی مبنی بر خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) از تریبونهای رسمی شنیده میشود که حکایت از یک گسست خطرناک در عقلانیت استراتژیک حاکمیت دارد.
در شرایطی که تهدیدهای عینی مبنی بر تهاجم زمینی، هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی و حتی زمزمههای تصرف بخشهایی از خاک ایران از سوی طرف آمریکایی به اوج رسیده است، اصرار بر رادیکالیسم هستهای نه تنها ابزار بازدارندهای محسوب نمیشود، بلکه به مثابه تقدیم چک سفید امضا به ائتلافهای نظامی برای مشروعیتبخشی به هرگونه اقدام ویرانگر علیه تمامیت ارضی ایران است.
پارادوکس دیپلماسی و میدان
نگاهی به آرایش نیروها در عرصه بینالملل، تضادی آشکار را میان لایههای تصمیمگیری نشان میدهد. از یک سو، سیگنالهایی مبنی بر تمایل به مذاکره با ترامپ و حتی ابراز خوشبینی او به معامله با یک گروه جدید و محترم در تهران، روزنهای هرچند باریک برای پایان جنگ میگشاید، از سوی دیگر، تلاشهای میانجیگرانه قدرتهای منطقهای نظیر ترکیه و پاکستان نشان از آن دارد که همسایگان نیز از سقوط ایران به ورطه جنگی تمامعیار بیمناکاند. با این حال برخی طیفهای رادیکال در ایران همچنان ساز خود را میزنند و ایدههایی را دنبال میکنند که غیر از شعلهورتر کردن آتش جنگ ثمری ندارد. مصداق این مدعا اصرار نمایندگان مجلس به تصویب با فوریت طرح خروج از NPT است. این حرکت رادیکال، عملاً جنگ را از حملات کنترل شده کنونی به سوی ویرانی زیرساختی کشور میبرد.
توهم بازدارندگی در غیاب زیرساخت
خطای محاسباتی بزرگ جریانی که خروج از NPT را تبلیغ میکند، در درک نادرست از مفهوم «زمان» و «مشروعیت» نهفته است. تبدیل شدن به یک قدرت هستهای صاحب سلاح، فرآیندی نیست که به فوریت و در میانهی یک جنگ فعال محقق شود. اعلام خروج از معاهده در حالی که کشور تحت حملات مکرر هوایی و تهدیدات زمینی است، نه تنها زمان لازم برای رسیدن به نقطه بازدارندگی را فراهم نمیکند، بلکه به رقیب این پیام را صادر میکند که «پنجره فرصت» برای نابودی همیشگی توانمندیهای ایران رو به بسته شدن است؛ پیامی که نتیجه قطعی آن، تشدید حملات و عبور از خطوط قرمز نظامی خواهد بود. این رویکرد، به جای آنکه چتر امنیتی ایجاد کند، پوشش حقوقی و سیاسی لازم را برای طرف مقابل فراهم میآورد تا تحت عنوان «دفاع پیشدستانه» و جلوگیری از اشاعه سلاحهای کشتار جمعی، افکار عمومی جهان را با خود همراه سازند و ایران را در وضعیتی قرار دهند که حتی متحدان سنتیاش مانند چین و روسیه نیز قادر به حمایت دیپلماتیک از آن نباشند.