اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق
اگر این جنگ بدون سرنگونی جمهوری اسلامی به پایان برسد، در خلیج فارس احتمالاً نوعی صلح سرد شکل میگیرد؛ صلحی از جنس همزیستیِ ناچار، همراه با قهر عمیق و انزجار پنهان. کشورهای عربی مسیر خودشان را ادامه میدهند، نفت و گازشان را میفروشند، فرودگاهها و اقتصاد گردشگریشان را دوباره به گردش میاندازند و آرامآرام به وضعیت عادی برمیگردند، اما ایران در همان نقطهی بحرانزده باقی میماند. اما ایرانیان خواهند ماند و آخوندها، جمهوری اسلامی که همین الان هم هر شب و هر روز در منبرها و تجمعات و تلویزیون برای مردم ایران شمشیر خود را صیقل می دهد، همان رژیمی که چند روز قبل از جنگ چهل هزار ایرانی را در دو شب قتل عام کرد و برایشان در روزهای جنگ حتى آژیر خطر هم نمیکشد.
ریشه اعتراض
جرقه اعتراضها از دل بازار و اقتصاد سوخته بیرون زد؛ از جایی که مردم حتی از قیمت تخممرغ، روغن، نان و نیازهای اولیه گله میکردند. تخم مرغی سمبل فقر سفره دهها میلیون ایرانی شده است. گزارشهای تحلیلی درباره اعتراضهای ۹۸ و ۱۴۰۴ نشان میدهد که افزایش قیمت کالاهای اساسی و حذف یا کاهش یارانهها، در کنار سقوط ارزش پول ملی، از محرکهای مستقیم خشم عمومی بوده است. این یعنی مسئله فقط یک دعوای سیاسی نبود؛ مسئله این بود که بخش بزرگی از مردم ایران هیچ افق روشنی برای تغییر نمیدیدند، نه در سیاست خارجی، نه در سیاست داخلی، نه در اقتصاد. همین بنبست بود که اعتراض را از یک نارضایتی ساده به یک بحران عمیقتر تبدیل کرد. وقتی مردم گفتند این رژیم را نمیخواهیم؛ همگان قتل عام شدند.
بعد از جنگ چه میشود
حالا اگر جنگ تمام شود و رژیم بماند
لابد قرار است داستان از همین جا ادامه پیدا کند! فقر و ویرانی اقتصاد ایران که حالا ویرانی ذخایر مهمات و موشکی هم به آن اضافه شده است.
بنابراین اگر رژیم بماند، اولویت اصلیاش احتمالاً بازسازی ابزارهای جنگی، ترمیم توان امنیتی و تحکیم همان ساختار قدرت خواهد بود، نه ترمیم زندگی مردم.
حکومتی که مردم ایران را دشمنی خطرناکتر می بیند و در قتل عام أنها تردیدی ندارد، همچنان تیغ تهدیدتیز میکند و وعده فردای پس از جنگ می دهد
تازه ژست میهن دوستی و ژست قربانی هم گرفته تازه وعده انتقام های سخت تر به مردم میدهد. در چنین وضعی، حتی اگر جنگ متوقف شود، ایران وارد دورهای از فرسایش طولانی میشود: فقر شدیدتر، ویرانی بیشتر، انزوای بیشتر و جامعهای زخمیتر از قبل.
در هر صورت ماندن این رژیم زیان اصلیاش
برای ایران و مردم ایران خواهد بود
این واقعیت این جنگ و پایان آن است!
در مقابل، کشورهای عربی خلیج فارس احتمالاً به سمت یک نظم جدید منطقهای حرکت میکنند؛ نظمی که در آن امنیت، تجارت، سرمایهگذاری و عادیسازی روابط با اسرائیل اهمیت بیشتری پیدا میکند.
همانگونه که ژاپنی ها و کره جنوبیها دیوار به دیوار کره شمالی زندگی میکنند در دو جهان بسیار متفاوت یکی در عمق عقب افتادگی و دارای سلاح هسته ای نیرومند و همزمان بی حرمت و بی عزت در جهان و مردمان ژاپن و کره جنوبی در اوج احترام و آبادانی کشورشان و توسعه و پیشرفت. برخی تحلیلها از تقویت یک معماری امنیتی تازه میان آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی سخن میگویند، بهویژه در فضایی که ایران بهعنوان تهدید مرکزی تعریف میشود.
معنای این سناریو
حدس آن دشوار نیست که اگر آمریکا و اسرائیل ببینید به آنچه میخواهند، نمیرسند جنگ را پایان با ویرانی عظیم پایان میدهند، با همان میزان از زیر ساختهای موجود در ایران و غرق در بحران اقتصادی. حتی بدتراش میکنند و رهایش می کنند. بگذارید هر چه می خواهند جمهوری اسلامی در شیپور پیروزی بدمند! حدس آن دشوار نیست که عربستان برود و با اسرائیل، صلح کند. قطر از مسیر دشمنی و تخاصم با اسرائیل دست بردارد و در یک کلام کشورهای عربی و اسرائیل به دشمنی تازه به نام «ایران» برسند وائتلافی تازه تشکیل دهند. در این ائتلاف سوریه هم خواهد بود، کار لبنان را قطعا به سرانجام برسانند و بیروت به گروگان رفته را، آزاد خواهند کرد که همین روزها در حال وقوع است. بلوکی از کشورهای عربی و اسرائيل تشكيل خواهد شد با اولویت امنیت شان در برابر ایران و تداوم توسعه و پیشرفت جوامع شان.
ایران هم جایگاهی پیدا می کند همچون روسیه در قاره اروپا که کسی آن را نمیخواهد یک پرده آهنین اطرافش خواهند کشید. تا در فقر و جهالت حکومت آخر الزماني شیعه اش بماند و در صورت نیاز برای جنگ بعدی و ضربات بعدی به ایران آماده باشند.
و اگر در این جنگ جمهوری اسلامی سرنگون شود پنجره ای از فرصتها برای سرمایه گذاری جهان در ایران کشوری که ۵۰ سال است بکر مانده با یک بازار ۱۰۰ میلیون نفری روی ایران و ایرانیان باز می شود.
ایران به جامعه جهانی برمیگردد و دوشا دوش کشورهای عربی همسایه و در کنار آمریکا و اسرائيل و به دور از خصم و جنگ و تحریم و انزوا ، زخم هایش را ترمیم می کرد. جامعه دو شقه اش را پیوند میداد. روی اصل دوست داشتن میهن و ساختن میهن نه بر اصل حق بودن ایدئولوژی شیعه و حقانیت مبارزه با آمریکا و اسرائيل و ایدئولوژی شهادت و مبارزه و مقاومت و در این میان غارت کردن اموال ایرانیان با بهانه های مختلف است.
این یک حقیقت واضح است که پایان این جنگ اگر جمهوری اسلامی رفتارش بماند بارها بدتر و خشن تر میشود. همانطور که در همین یک ماهه دوران جنگ حداقل ۵ تن از معترضان دی ماه را اعدام کردند. اکبر دانشورکار و محمد تقویسنگدهی در ۳۰ و ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ اعدام شدهاند. همچنین سه نفر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در ۲۸ اسفند اعدام شدهاند، مهدی قاسمی، صالح محمد و سعید داودی از اعدامیان بودند. این رویه نشانگر اصلاح ناپذیری جمهوری اسلامی است. که در بدترین دوران هم تنها زورش به مردم بی پناه می رسد. چه بسا در این دوران ده ها تن نیز به بهانه ارسال تصویر و استوری انتقادی بازداشت شدند. در نهایت رفتن جمهوری اسلامی به نفع ایران و ایرانی است. مقدمه بازسازی و آبادانی ایران است.