خانه پیشنهاد هم‌وطن جنگ پنهان پزشکیان و سپاه

هموطن بحران رهبری در رژیم جمهوری اسلامی را بررسی می‌کند: 

جنگ پنهان پزشکیان و سپاه

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

در حالی که جمهوری اسلامی برای چهارمین دهه متوالی با چالش‌های ساختاری دست‌وپنجه نرم می‌کند، نشانه‌های یک بحران عمیق رهبری در رأس هرم قدرت و آنهم در میانه‌های جنگ خانمانسوز آشکار شده است. منابع متعدد نزدیک به نهادهای تصمیم‌گیر، از جمله گزارش‌های محرمانه‌ای که به دست روزنامه‌نگاران مستقل رسیده، حاکی از آن است که اداره واقعی کشور عملا از دست نهادهای مدنی و حتی دفتر رهبری خارج شده و به طور کامل در اختیار سپاه قرار گرفته است. 

این جابه‌جایی قدرت، که با غیبت مرموز مجتبی خامنه‌ای همراه بوده، اکنون به نقطه‌ای رسیده که حتی رئیس‌جمهور منتخب، مسعود پزشکیان، مجبور شده مستقیما از فرمانده کل سپاه درخواست کند تا راهکارهایی برای خاتمه جنگ در کوتاه مدت بیابد.

منابع خبری موثق اعلام کرده‌اند که پزشکیان در جلسه‌ای فوق‌العاده با حضور فرماندهان ارشد سپاه، به احمد وحیدی که این روزها عملا اداره سپاه را در اختیار گرفته، صراحتا هشدار داده است که «ادامه این جنگ، فروپاشی اقتصادی کشور را حتمی خواهد کرد.» 

به گفته منابع آگاه، پزشکیان که این روزها به ظاهر نفر دوم کشور و نفر نخست اجرایی است، با استناد به برآوردهای فنی وزارت اقتصاد و بانک مرکزی، خسارت مستقیم جنگ را تا روز دهم فرودین ۳۵ میلیارد دلار اعلام و تأکید کرده که این رقم بدون احتساب هزینه‌های غیرمستقیم بوده (مانند از دست رفتن صادرات نفت، کاهش سرمایه‌گذاری خارجی و اختلال در زنجیره تأمین) و با احتساب آنها به بیش از ۵۰ میلیارد دلار خواهد رسید.

نگرانی اصلی دولت، جهش ناگهانی قیمت کالاهای اساسی است. گزارش‌های داخلی از دولت نشان می‌دهد، شاخص قیمت مصرف‌کننده در بخش خوراکی‌ها در دو هفته اخیر بیش از ۱۸ درصد افزایش یافته و پیش‌بینی می‌شود در صورت ادامه درگیری‌ها، تورم نقطه‌به‌نقطه به بالای ۶۰ درصد برسد. 

اقتصاددانان معتقدند که ایران «در آستانه یک شوک تورمی قرار دارد» که می‌تواند اعتراضات خیابانی مانند دی ماه 1404 را تکرار کند، اما این بار با شدت بیشتر و بدون ابزارهای سرکوب قبلی.

سپاه، حاکم مطلق کشور جنگ زده

ساختار قدرت در جمهوری اسلامی همواره دوگانه بوده: یک سو نهادهای به ظاهر انتخابی (ریاست‌جمهوری، مجلس) و سوی دیگر نهادهای انتصابی و نظامی. اما در ماه‌های اخیر، این دوگانگی به نفع سپاه به هم خورده است. 

سپاه نه تنها کنترل کامل نیروهای مسلح، بسیج و نیروهای انتظامی را در دست دارد، بلکه با تسلط بر بنیادهای اقتصادی عظیم (ستاد اجرایی فرمان امام، قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا، شرکت‌های وابسته به بنیاد تعاون سپاه) عملا بودجه، تجارت خارجی و حتی سیاست پولی کشور را هدایت می‌کند. 

برآوردهای اقتصادی مستقل نشان می‌دهد بیش از ۶۰ درصد اقتصاد ایران مستقیم یا غیرمستقیم تحت نفوذ نهادهای نظامی و بالاخص سپاه است. این تسلط، در شرایطی که مجتبی خامنه‌ای عملا از صحنه تصمیم‌گیری روزمره خارج شده، به معنای واقعی کلمه «حکومت نظامی» ایجاد کرده است. 

در این میان، وضعیت مجتبی خامنه‌ای کاملا نامعلوم است. شایعات متعدد از آسیب جسمی جدی وی در حمله نهم اسفند و یا حتی «حذف نرم» در محافل داخلی جریان دارد. 

تحلیل‌ها بر این امر استوار است که «مجتبی خامنه‌ای مانند پدرش نفوذ کاملی بر سپاه و ارکان قدرت در ایران ندارد و سپاه فعلا ترجیح می‌دهد که او را در سایه نگاه دارد. غیبت او خلایی ایجاد کرده که سپاه به سرعت آن را پر کرده است.

شکاف در ارکان قدرت

بحران رهبری اکنون به درون خود سپاه نیز سرایت کرده است. اختلافات میان فرماندهان رده دوم (اکثر فرماندهان رده نخست از سوی آمریکا و به ویژ اسرائیل حذف شده‌اند)، به‌ویژه بین نسل قدیمی‌تر (مانند کسانی که با احمد وحیدی همفکرند) و جریان‌های تندروتر جوان‌تر، علنی شده است. گزارش‌ها از جلسات پرتنش شورای عالی امنیت ملی حکایت دارد که در آن پزشکیان با تأکید بر «ناتوانی در اداره کشور توسط دولت» خواستار پایان سریع درگیری شده، در حالی که بخش‌هایی از سپاه همچنان بر ادامه «جنگ فرسایشی» اصرار دارند.

این شکاف‌ها فراتر از سپاه رفته و به اختلاف میان قوه مجریه، قوه قضائیه و حتی برخی نمایندگان مجلس کشیده شده است. پزشکیان که با شعار «تغییر و اصلاح» بر سر کار آمده، اکنون در موقعیتی قرار گرفته که یا باید در برابر اراده نظامیان تسلیم شود یا ریسک شکست خفت‌بار ایران را بپذیرد. 

سه سناریوی محتمل از آینده اختلافات در قدرت

۱. سناریوی تثبیت موقت: سپاه با کوتاه کردن جنگ از طریق مذاکرات پنهانی با ترامپ و تزریق منابع ارزی از محل فروش محدود نفت، تورم را مهار کند و پزشکیان را به عنوان «چهره مدنی» حفظ کند تا مشروعیت بین‌المللی رژیم حفظ شود. در این حالت مجتبی خامنه‌ای همچنان در سایه می‌ماند و سپاه به عنوان «حاکم پشت پرده» تثبیت می‌شود.

2. سناریوی تشدید بحران: ادامه جنگ و مقاومت پزشکیان در برابر سپاه منجر به افزایش قیمت‌ها، اعتراضات مردمی و در نهایت کودتای نرم نظامی شود. در این صورت احتمال حذف کامل عناصر غیرسپاهی از صحنه و تبدیل رسمی کشور به «حکومت نظامی» وجود دارد.

۳. سناریوی فروپاشی کنترل‌شده: فشار اقتصادی ۳۵ میلیارد دلاری به همراه شکاف درونی سپاه و غیبت مجتبی خامنه‌ای، رژیم را به نقطه‌ای برساند که چاره‌ای جز پذیرش آتش‌بس تحمیلی و آغاز مذاکرات جدی با غرب نماند. این سناریو می‌تواند به تغییرات ساختاری عمیق، از جمله کاهش نقش سپاه در اقتصاد، منجر شود اما همزمان خطر بی‌ثباتی کامل و خلأ قدرت را نیز به همراه دارد.

چه خواهد شد؟

بحران رهبری جمهوری اسلامی امروز دیگر یک مسئله داخلی ساده نیست؛ یک تهدید وجودی برای کل سیستم است. سپاه که زمانی ابزار حفظ نظام بود، اکنون به عامل اصلی بی‌ثباتی تبدیل شده است. رئیس‌جمهوری که به ظاهر با رأی مردم آمده، مجبور است از نظامیانی که عملا کشور را اداره می‌کنند، التماس پایان جنگ کند. 

مجتبی خامنه‌ای که قرار بود نماد تداوم ولایت فقیه باشد، به سایه‌ای نامعلوم تبدیل شده و ۳۵ میلیارد دلار خسارت جنگی، قیمت نان و گوشت را برای میلیون‌ها ایرانی به چالش کشیده است.

امروز جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری به یک «حکومت نظامی بدون رهبر» شبیه است. آینده این رژیم نه در بیت رهبری، بلکه در قرارگاه‌های سپاه و در خیابان‌های شهرهایی تعیین خواهد شد که دیگر تحمل تورم ۶۰ درصدی و جنگ بی‌پایان را ندارند.

حال باید دید که جنگ قدرت را در نهایت پزشکیان و همفکرانش به سود خود به پایان خواهند برد و یا سپاه، بیش از گذشته کشور را به دام ویرانی مطلق هدایت می‌کند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن