اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-فرهادجم
در حالی که غرش جنگندهها و سایه سنگین درگیریهای نظامی با نیروهای خارجی آسمان ایران را پوشانده است، در لایههای زیرین شهر و در سکوت خبری مطلق، جنگی تمامعیار علیه نهاد دانشگاه در جریان است. جمهوری اسلامی که همواره از دانشگاه به عنوان کانون اصلی اعتراضات و «انبار باروت» تحولات اجتماعی واهمه داشته، اکنون در میانه بحران نظامی، به سیم آخر زده و موج جدیدی از بازداشتهای گسترده دانشجویی را به راه انداخته است. این اقدامات که بوی استیصال و هراس از فروپاشی داخلی میدهد، با هدف پیشگیری از وقوع موج جدیدی از اعتراضات در بطن جامعه انجام شده است. نهادهای سرکوب با سوءاستفاده از شرایط جنگی و قطع کامل اینترنت که از نهم اسفندماه ۱۴۰۴ آغاز شده، دست به بازداشتهای فلهای زدهاند تا در غیاب نظارت افکار عمومی، صدای معترضان را در گلو خفه کنند.
گزارشهای تکاندهنده از راهروهای تاریک نهادهای امنیتی و خوابگاههای سوتوکور نشان میدهد که دستگاه سرکوب، بحران نظامی را به مثابه یک فرصت طلایی برای تصفیهحساب با جنبش دانشجویی نگریسته است. بر اساس آمارهای منتشر شده، تنها در ۲۵ روز گذشته دستکم ۲۰۰۰ نفر در سراسر کشور بازداشت شدهاند که سهم دانشجویان در این میان، نشاندهنده هراس عمیق حکومت از سازماندهی مجدد مطالبات مدنی است. محمود امیریمقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، با ابراز نگرانی عمیق نسبت به امنیت بازداشتشدگان، تاکید کرده است که مقامات با نگهداشتن و جابهجایی زندانیان در شرایط بمباران، عملاً از شهروندان به عنوان سپر انسانی استفاده میکنند. این وضعیت نه تنها جان دانشجویان را در معرض خطر مستقیم قرار داده، بلکه به دلیل انسداد کامل خبری، امکان هرگونه پیگیری حقوقی و دسترسی به وکیل را از خانوادههای آنان سلب کرده است.
ناپدیدسازی قهری در سایه ضدهواییها؛ پرونده پرنیان خدابخشی
در میان این بازداشتشدگان، نامهایی به چشم میخورد که جرمشان تنها ایستادگی بر مواضع و هویت دانشجویی است. پرنیان خدابخشی، دانشجوی مهندسی مواد دانشگاه صنعتی شریف، اکنون وارد چهارمین هفته بازداشت و بیخبری مطلق شده است. او که در پی یورش نیروهای امنیتی به محل سکونتش ربوده شد، همچنان در وضعیت بلاتکلیفی بهسر میبرد و هیچ اطلاعی از محل نگهداری او در دست نیست. این الگوی ناپدیدسازی قهری در مورد دیگر دانشجویان نیز تکرار شده است؛ از جمله سیما چمبری، دانشجوی شیمی دانشگاه رشت، که در جریان یک یورش شبانه توسط ۱۱ نیروی امنیتی در منزل شخصیاش در نیشابور بازداشت شد. این لشکرکشیهای نظامی برای بازداشت دانشجویان جوان، نشان از تلاش مذبوحانه حکومت برای تزریق رعب و وحشت به بدنه دانشگاه در سال نو و در میانه بحرانهای بینالمللی دارد.
تداوم این بازداشتها در حالی صورت میگیرد که خانوادههای این دانشجویان در میان بمبارانها و قطع ارتباطات، حتی از زنده بودن فرزندان خود اطمینان ندارند. گزارشها حاکی از آن است که نیروهای امنیتی بدون ارائه هیچگونه حکم قضایی و با خشونت عریان، دانشجویان را از خانههایشان میربایند. این اقدامات نه تنها نقض آشکار حقوق بشر، بلکه نشاندهنده فروپاشی کامل ساختارهای قانونی در سایه وضعیت جنگی است. حکومت با استفاده از فضای ملتهب مرزی، دست خود را برای سرکوب داخلی بازتر دیده و دانشگاه را که همواره سنگر آزادیخواهی بوده، به اشغال نظامی و امنیتی درآورده است تا مانع از پیوند خوردن اعتراضات دانشجویی با خشم عمومی جامعه شود.
از رشت تا نیشابور؛ بازداشتهای شبانه پیش از نوروز
دامنه این سرکوبها حتی به فعالیتهای نمادین و هنری دانشجویان نیز کشیده شده است. رضا دالمن، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، تنها به دلیل آویختن یک عروسک به درخت در آستانه سال نو و با گزارش مستقیم «بسیج دانشجویی» بازداشت شد؛ امری که نشان میدهد محیط دانشگاه بیش از هر زمان دیگری به شعبهای از نهادهای امنیتی تبدیل شده است. همکاری نزدیک تشکلهای حکومتی داخل دانشگاه با نهادهای اطلاعاتی، فضای آکادمیک را به محیطی ناامن و پلیسی بدل کرده که در آن هرگونه کنشگری، حتی در سطح نمادین، با برخوردهای خشن روبرو میشود. بازداشت داستا فرخی، دانشجوی ادبیات نمایشی دانشگاه سوره، در منزل والدینش در اراک نیز گواه دیگری بر این مدعاست که چتر امنیتی حکومت تا خصوصیترین زوایای زندگی دانشجویان گسترده شده است.
در اصفهان نیز وضعیت مشابهی گزارش شده است؛ جایی که نیما همتی، دانشجوی کارشناسی ارشد، و برادر ۱۷ سالهاش ماهان، در یکی از بزرگراهها با چشمبند و دستبند ربوده شدند. نگهداری این دو برادر در بند امنیتی «الف-ط» زندان دستگرد، بدون دسترسی به دادرسی عادلانه، پرده دیگری از تعلیق قانون در شرایط اضطراری را به نمایش میگذارد. این بازداشتهای زنجیرهای که از شمال تا جنوب ایران را در بر گرفته، نشاندهنده یک نقشه مهندسیشده برای فلج کردن جنبش دانشجویی است. حکومت با هدف قرار دادن دانشجویان ورودی جدید و فعالان صنفی، سعی دارد پیوستگی نسلی اعتراضات را از بین ببرد و دانشگاه را به محیطی خنثی و مرعوب تبدیل کند.
فریاد در انسداد خبری؛ ایستادگی تشکلهای دانشجویی
با وجود قطع اینترنت و فضای پلیسی حاکم بر مراکز آموزشی، فریاد اعتراض دانشجویان از پشت دیوارهای بلند دانشگاهها به گوش میرسد. فعالان دانشجویی و تشکلهای دانشجویی، با صدور بیانیههایی صریح، مسئولان دانشگاه و وزارت علوم را به دلیل همکاری با نهادهای امنیتی مورد بازخواست قرار دادهاند. آنها تاکید کردهاند که دانشگاه بدون حضور دانشجو معنای واقعی خود را از دست میدهد و هرگونه سکوت یا تأخیر در بازگشت دانشجویان بازداشتی، مسئولیت مستقیم ادامه این وضعیت را بر عهده رؤسای دانشگاهها قرار میدهد. دانشجویان معترض اعلام کردهاند که با وجود قطع ارتباطات، اعتراض خود را به گوش مسئولان رساندهاند و تا زمان آزادی همکلاسیهای خود از پیگیری حقوق صنفی و انسانیشان عقبنشینی نخواهند کرد.
این مقاومت درونی نشان میدهد که برخلاف تصور حاکمیت، سرکوب خشن در شرایط جنگی نه تنها باعث عقبنشینی دانشجویان نشده، بلکه خشم آنها را صیقل داده است. فعالان دانشجویی در پیامهای محدودی که به بیرون درز کرده، اذعان داشتهاند که نگرانی اصلی آنها سلب امکان پیگیری حقوقی در شرایط فعلی است. در حالی که تمام توجه رسانههای بینالمللی به تبادل آتش در مرزها معطوف است، دانشجویان ایرانی در سلولهای انفرادی با بازجویانی روبرو هستند که هیچ قانونی را به رسمیت نمیشناسند. این ایستادگی، پیامی روشن به جامعه صادر میکند: دانشگاه همچنان زنده است و حتی در تاریکترین روزهای تاریخ معاصر، از حق حیات و آزادی دفاع میکند.
قمار حکومت بر سر امنیت داخلی در میانه بحران خارجی
آنچه در صحن دانشگاههای ایران میگذرد، قماری است که حکومت بر سر امنیت داخلی خود انجام داده است. جمهوری اسلامی با بازداشتهای گسترده در میانه جنگ، پیامی روشن به جامعه صادر کرده است که هراس از اعتراضات داخلی برای او بسیار جدیتر از تهدیدهای موشکی خارجی است. اما تاریخ جنبشهای دانشجویی نشان داده است که بازداشت فعالانی چون پرنیان خدابخشی و دیگر یارانش، نه تنها شعلههای اعتراض را خاموش نمیکند، بلکه دانشگاه را به کانون کینهای بدل میسازد که در اولین فرصت، فراتر از دیوارهای محیط آموزشی سرریز خواهد شد. استیصال حکومت در برخورد با یک عروسک یا یک بیانیه صنفی، نشاندهنده لرزان بودن پایههای قدرتی است که تنها با تکیه بر اسلحه و قطع اینترنت دوام آورده است.
امروز، در حالی که اخبار جنگ تیتر اول رسانههای جهان است، نباید اجازه داد سرنوشت دانشجویان ربوده شده در هیاهوی بمبارانها گم شود. بیخبری از وضعیت سلامت این دانشجویان و قطع دسترسی آنها به جهان خارج، زنگ خطری برای وقوع فجایع انسانی در بازداشتگاههای غیرقانونی است. دانشگاه همچنان ایستاده است، حتی اگر فرزندانش در بند باشند و حتی اگر آسمانش با دود و آتش پوشیده شده باشد. این نسل از دانشجویان نشان دادهاند که برای آنها، جنگ واقعی نه در مرزها، بلکه در خیابانها و دانشکدهها برای بازپسگیری حق تعیین سرنوشت در جریان است؛ جنگی که در آن، قلم و فریاد در برابر باتوم و انفرادی، پیروز نهایی خواهد بود.