خانه پیشنهاد هم‌وطن پرده آخر در روابط تهران و همسایگان؛ چگونه موشک‌های جمهوری اسلامی منطقه را به آغوش سنتکام فرستاد؟

هموطن بررسی می‌کند

پرده آخر در روابط تهران و همسایگان؛ چگونه موشک‌های جمهوری اسلامی منطقه را به آغوش سنتکام فرستاد؟

اختصاصی گروه سیاسی/ آوا مهرگانی  

مسعود پزشکیان، با لحنی میان استیصال و هشدار خطاب به پایتخت‌های عربی نوشته «اجازه ندهید جنگ از کشورهای شما اداره شود» پیامی که نه تنها حاکی از یک موضع‌گیری دیپلماتیک مقتدارنه نیست، بلکه سندی مبنی بر ازدست رفتن «عمق استراتژیک» تهران است. 

با گذشت یک ماه از آغاز درگیری‌های گسترده میان ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل، جغرافیای نبرد از مرزهای عملیاتی فراتر رفته و به حوزه‌ی نفوذ و امنیت زیرساختی همسایگان کشیده شده است. توییت اخیر پزشکیان نیز نمایانگر هراسی عمیق از تغییر وفاداری‌های منطقه‌ای و به انزوا رفتن مطلق تهران در محیط پیرامونی است. وضعیتی که با واکاوری رفتار کشورهای منطقه در یک ماه اخیر و مواضع قابل تاملی که درباره جنگ با ایران گرفتند، بهتر قابل درک خواهد بود. 

عصر احتیاط؛ موازنه قوای شکننده پیش از توفان 

پیش از آغاز تبادل آتش مستقیم، کشورهای منطقه به‌ویژه بلوک شورای همکاری خلیج فارس، راهبرد تنش‌زدایی تاکتیکی را برگزیده بودند. توافق پکن و بازگشایی سفارتخانه‌ها میان تهران و ریاض، نه از سر اعتماد، بلکه برآمده از این تحلیل بود که هزینه‌ی درگیری مستقیم با ایران مسلح به پهپاد و موشک، برای پروژه‌های بلندپروازانه اقتصادی چون چشم‌انداز ۲۰۳۰ عربستان ویرانگر خواهد بود. در این دوره، کشورهای منطقه به دنبال خرید زمان بودند. آن‌ها می‌دانستند که هسته سخت قدرت درتهران تغییر ماهیت نداده است، اما ترجیح می‌دادند با سرگرم کردن جمهوری اسلامی در دالان‌های دیپلماسی، از اصطکاک امنیتی بکاهند. در واقع، همسایگان در این مرحله نه متحد ایران بودند و نه دشمن علنی؛ آن‌ها تماشاچیانی بودند که برای حفظ امنیت خطوط انتقال انرژی، ماسک بی‌طرفی بر چهره داشتند.

دگردیسی در میدان؛ از بی‌طرفی تا مشارکت ناگزیر 

با شلیک نخستین موشک‌ها و آغاز عملیات تخریبی علیه زیرساخت‌های نظامی و اتمی ایران، این بی‌طرفی به سرعت رنگ باخت. ورود جنگنده های ائتلاف به حریم هوایی منطقه و استفاده از پایگاه‌های مستقر در قطر، بحرین و امارت، تهران را به سمت استراتژی زمین سوخته سوق داد. حملات تلافی‌جویانه ایران به تأسیسات نفتی و گازی در منطقه، نقطه عطفی بود که ماهیت روابط را از رقابت سیاسی به خصومت وجودی تبدیل کرد. جمهوری اسلامی در یک ماه گذشته نشان داد که در لحظه احتضار، ابایی از به آتش کشیدن کل خاورمیانه ندارد. از این رو، پدافندهای هوایی کشورهای عربی که پیش‌تر تنها جنبه دفاعی داشتند، عملاً به بخشی از شبکه یکپارچه سنتکام برای رهگیری پرتابه‌های ایرانی تبدیل شدند. این تغییر موضع، نه یک انتخاب ایدئولوژیک، بلکه واکنشی غریزی به تهدید مستقیم بقای اقتصادی‌شان بود.

چشم‌انداز مداخله؛ آیا همسایگان وارد کارزار می‌شوند؟

تداوم درگیری‌ها، کشورهای منطقه را در برابر یک پرسش بنیادین قرار داده است: آیا باید تا انتهای مسیر با ائتلاف ضد‌جمهوری اسلامی همراه شد؟ تحلیل رفتار اخیر پایتخت‌های منطقه نشان می‌دهد که احتمال ورود نظامی مستقیم و تهاجم زمینی از سوی این کشورها بسیار اندک است؛ اما ورود پشتیبانی و اطلاعاتی آن‌ها قطعی به نظر می‌رسد. کشورهای منطقه به خوبی می‌دانند که هرگونه خلأ قدرت ناگهانی در ایران می‌تواند موجی از ناامنی و آوارگی را به سمت مرزهایشان گسیل کند. با این حال، اگر تهران بخواهد بستن تنگه هرمز را ادامه داده یا انهدام کامل میادین گازی مشترک را عملیاتی کند، ائتلاف منطقه‌ای چاره‌ای جز مشارکت در عملیات فلج‌سازی توان دریایی و هوایی ایران نخواهد داشت. در واقع، ورود آن‌ها به جنگ، تابعی از میزان حماقت استراتژیک تهران در هدف قرار دادن منافع حیاتی آن‌هاست.

فردای جنگ؛ معمای ماندن یا رفتن ساختار سیاسی آینده

روابط ایران و همسایگان در دو سناریوی کاملاً متفاوت قابل ترسیم است. 

در سناریوی نخست، یعنی بقای جمهوری اسلامی پس از یک جنگ فرسایشی، منطقه با یک ایران زخمی و کینه‌توز روبرو خواهد بود. در این صورت، خاورمیانه واردعصر جدیدی از جنگ سرد می‌شود که در آن هیچ توافقنامه‌ای ارزش امضا نخواهد داشت. کشورهای منطقه بعد از موشک‌پراکنی‌های جاری دیگر روی خوش به تهران نشان نخواهد دارد، جمهوری اسلامی نیز تمام توان خود را صرف انتقام از همسایگانی خواهد کرد که فضای خود را در اختیار دشمن قرار داده‌اند و این یعنی دهه‌ها بی‌ثباتی مزمن. 

در سناریوی دوم، یعنی سقوط یا فروپاشی ساختار فعلی در پی شکست نظامی و خیزش داخلی، پارادایم منطقه به طور کلی تغییر خواهد کرد. یک ایران ملی‌گراو دموکراتیک، به جای صدور ایدئولوژی، به دنبال صدور کالا و جذب سرمایه‌گذاری خواهدبود. در این تصویر، ایران نه یک تهدید امنیتی، بلکه به عنوان شریک راهبردی در کریدورهای شمال-جنوب و شرق-غرب ظاهر می‌شود.

نخبگان عرب به خوبی می‌دانند که بازگشت ایران به جامعه جهانی،به معنای شکوفایی بی‌سابقه بازار خاورمیانه است؛ اما هراس آن‌ها ازدوران گذار و آشوب‌های احتمالی ناشی از سقوط، باعث شده تا با احتیاط به این تغییربزرگ بنگرند.

پایان دوران بازی با کارت همسایگان

توییت اخیر پزشکیان، اعتراف به این واقعیت است که تهران دیگر نمی‌تواند با تکیه بر شعارهای برادری اسلامی، هزینه‌های ماجراجویی‌های خود را به دوش همسایگان بیندازد. کشورهای منطقه از صبر استراتژیک عبور و به محاسبه‌گری رسیده‌اند. آن‌ها دریافته‌اند که امنیت پایدار در خلیج فارس، نه از مسیر تماشای ماجراجویی‌های بالستیک تهران، بلکه از طریق همسویی با نظمی جهانی می‌گذرد که در آن جایگاهی برای بازیگران بی‌ثبات‌ساز وجود ندارد. چه جمهوری اسلامی بماند و چه برود، خاورمیانه دیگر به عقب باز نخواهد گشت و تهران امروز، تنهاتر از هر زمان دیگری در تاریخ معاصر خود، در برابر توفانی قرار گرفته که خود بادهایش را کاشته بود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن