اختصاصی گروه اقتصادی / فرهاد فربودی
این روزها تهدیدهای نظامی در خاورمیانه به سناریوهایی واقعی و ملموس برای زندگی مردم تبدیل شدهاند. تصور خاموشی گسترده در کشوری که همین حالا هم با ناترازی انرژی، فشار اقتصادی و کاهش رفاه عمومی و از همه مهمتر جنگ دستوپنجه نرم میکند، هشداری جدی درباره آیندهای است که میتواند چراغ خانهها، کارخانهها و حتی امیدها را همزمان خاموش کند. وقتی برق میرود، تنها تاریکی نیست که میآید؛ رکود، بیکاری و ناامنی اقتصادی نیز به دنبال آن وارد زندگی مردم خواهد شد.
در سطح اقتصادی، قطع گسترده برق در ایران میتواند یکی از شدیدترین شوکهای عرضه در سالهای اخیر را رقم بزند. اقتصاد ایران که پیش از این نیز با محدودیتهای تولید، کاهش سرمایهگذاری و فرسودگی زیرساختها مواجه بوده، در صورت از کار افتادن شبکه برق با اختلالی فراگیر روبهرو خواهد شد. بخش صنعت، بهویژه صنایع انرژیبر مانند فولاد، سیمان و پتروشیمی، نخستین قربانیان این وضعیت خواهند بود. این صنایع نهتنها سهم قابل توجهی در تولید ناخالص داخلی دارند، بلکه ستون فقرات صادرات غیرنفتی کشور نیز محسوب میشوند. توقف یا کاهش تولید در این بخشها به معنای کاهش درآمدهای ارزی و افزایش فشار بر بازار ارز خواهد بود.
همچنین باید توجه داشت که خاموشی گسترده میتواند زنجیره تأمین را بهطور کامل مختل کند. بسیاری از واحدهای تولیدی کوچک و متوسط که توانایی استفاده از ژنراتورهای جایگزین را ندارند، بهسرعت از چرخه تولید خارج خواهند شد. این موضوع به کاهش عرضه کالاها در بازار داخلی و افزایش قیمتها منجر میشود. در چنین شرایطی، تورم که پیشتر نیز در سطوح بالایی قرار داشته، میتواند وارد فاز جدیدی از شتاب شود. افزایش هزینه تولید، کاهش عرضه و رشد انتظارات تورمی، سه عاملی هستند که در کنار یکدیگر میتوانند فشار معیشتی بر خانوارها را به شکل بیسابقهای افزایش دهند.
در بخش خدمات نیز پیامدهای قطع برق کمتر از صنعت نخواهد بود. بانکها، سیستمهای پرداخت، فروشگاههای زنجیرهای و حتی کسبوکارهای آنلاین بهشدت به برق و زیرساختهای ارتباطی وابسته هستند. اختلال در این بخشها به کاهش سرعت گردش پول در اقتصاد و ایجاد اختلال در معاملات روزمره منجر میشود. در نتیجه، اعتماد عمومی به کارایی نظام اقتصادی کاهش یافته و تمایل به نگهداری داراییهای نقدشونده مانند ارز و طلا افزایش پیدا میکند. این تغییر رفتار میتواند نوسانات بازارهای مالی را تشدید کند.
در بخش بازار کار، خاموشی گسترده میتواند به افزایش بیکاری منجر شود. تعطیلی موقت یا دائمی واحدهای تولیدی، کاهش ساعات کاری و افت بهرهوری، همگی عواملی هستند که به کاهش تقاضا برای نیروی کار میانجامند. در شرایطی که نرخ بیکاری جوانان و فارغالتحصیلان دانشگاهی پیش از این نیز بالا بوده، چنین شوکی میتواند بحران اشتغال را تشدید کند و پیامدهای اجتماعی گستردهای به همراه داشته باشد.
اما تاثیرات این بحران تنها به مرزهای ایران محدود نمیشود. تهدید متقابل جمهوری اسلامی مبنی بر هدف قرار دادن نیروگاههای برق منطقه، میتواند کل خاورمیانه را با یک بحران انرژی بیسابقه مواجه کند. واقعیت این است که ۷۰ تا ۸۰ درصد نیروگاههای بزرگ منطقه در نوار ساحلی خلیج فارس و در تیررس جمهوری اسلامی قرار دارد. این تمرکز جغرافیایی، آسیبپذیری زیرساختهای انرژی منطقه را بهشدت افزایش داده است. هرگونه اختلال در این نیروگاهها میتواند تأمین برق کشورهای حوزه خلیج فارس را با چالش جدی مواجه کند.
اقتصاد کشورهای منطقه بهویژه در حوزههای نفت، گاز و پتروشیمی بهشدت به برق وابسته است. قطع برق در این کشورها میتواند به کاهش تولید و صادرات انرژی منجر شود و در نتیجه، بازارهای جهانی انرژی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. افزایش قیمت نفت و گاز، یکی از پیامدهای احتمالی چنین سناریویی است که میتواند به تورم جهانی دامن بزند. در عین حال، کشورهایی که به واردات انرژی وابسته هستند، با افزایش هزینههای تأمین انرژی مواجه خواهند شد.
در سطح منطقهای، اختلال در شبکه برق میتواند به کاهش سرمایهگذاری خارجی نیز منجر شود. سرمایهگذاران بینالمللی بهطور معمول به دنبال محیطهای باثبات و قابل پیشبینی هستند. افزایش ریسکهای ژئوپلیتیک و تهدید زیرساختهای حیاتی، جذابیت اقتصادی منطقه را کاهش میدهد و میتواند به خروج سرمایه منجر شود. این موضوع بهویژه برای کشورهایی که در تلاش برای تنوعبخشی به اقتصاد خود و کاهش وابستگی به نفت هستند، چالشبرانگیز خواهد بود.
از دیدگاه تجارت منطقهای، خاموشی گسترده میتواند به اختلال در بنادر، فرودگاهها و شبکههای حملونقل منجر شود.
این موضوع جریان کالا و خدمات را کند کرده و هزینههای لجستیک را افزایش میدهد.
در نتیجه، قیمت تمامشده کالاها در بازارهای داخلی و صادراتی افزایش مییابد و رقابتپذیری اقتصادی کشورهای منطقه کاهش پیدا میکند.
در ایران نیز تأثیرات بلندمدت چنین بحرانی میتواند به تشدید روند فرسایش سرمایه منجر شود. زیرساختهای برق که در حال حاضر نیز با چالشهای جدی مواجه هستند، در صورت هدف قرار گرفتن، نیازمند سرمایهگذاریهای کلان برای بازسازی خواهند بود. در شرایط محدودیت منابع مالی و تحریمها، تأمین این سرمایهگذاریها بسیار دشوار خواهد بود و میتواند روند توسعه اقتصادی کشور را برای سالها به عقب برگرداند.
باید توجه داشت که بحران برق، بحرانی چندبعدی است که ابعاد اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی را در بر میگیرد. خاموشی میتواند به کاهش کیفیت زندگی، افزایش نارضایتی عمومی و تشدید شکافهای اجتماعی منجر شود. در سطح منطقهای نیز، چنین بحرانی میتواند تنشها را افزایش داده و زمینهساز بیثباتی بیشتر شود.