گروه سیاسی / ماهور ایرانی
بیش از بیست روز از آغاز جنگ میان آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی میگذرد. مسعود پزشکیان رئیس جمهوری که با هزار امید و آرزو به صندلی پاستور رسید حالا آنقدر نقش او کمرنگ شده که انگار اصلا کسی در نهاد ریاست جمهوری حضور ندارد.
پزشکیان که با وعدههای آشتی، گفتگو، دعوا نکردن و اصلاحات تدریجی و تعامل با همه جهان به کرسی رسید کمتر از ۱۰ ماه دو جنگ را تجربه کرد، با مردم دعوای سنگین کرد، از پس حل کردن مشکلات اقتصادی برنیامد و هر وعدهای که داد عکس آن اجرا شد.
پزشکیان که در مجلس نماد گفتگو و آشتی بود، حالا در موقعیتی قرار گرفته که اساسا در خود جمهوری اسلامی مورد قبول واقع نگرفته و هر لحظه بیشتر تحقیر میشود. به طور مثال زمانی که او عضو شورای رهبری موقت بود ضمن عذرخواهی از کشورهای همسایه بابت حملات موشکی خواستار صلح شده بود که بلافاصله علی لاریجانی دبیر کشته شده شورای عالی امنیت ملی، قالیباف رئیس مجلس و سپاه پاسداران ضمن رد عذرخواهی گفتند حملات موشکی تا زمان تسلیم دشمنان ادامه خواهد داشت.
موضوعی که نشان دهنده ضعف و شکست پزشکیان در هماهنگ کردن سران قوا با یکدیگر است که او توان این کار را هم ندارد. باید به پزشکیان گفت زمانی که در حال ورود به کاخ پاستور بودی و فالی را باز کردی و گفتی بد آمده همان موقع از حضور در پاستور استعفا میدادی که از همان ساعت اولیه نشستن بر صندلی ریاست جمهوری شاهد جنگ و ویرانی نباشی.
مسعود پزشکیان در وفاق و آشتی با ملت هم مسیر اشتباه رفت. او که وعده داده بود دروغ نخواهم گفت و اگر نتوانم به وعدهای که دادم عمل کنم استعفا خواهم داد باید پرسید مسعود خان، چرا زمانی که فیلترینگ برداشته نشد همان موقع استعفا ندادی؟ چرا جواب اعتراض مردم شلیک گلوله و کشتار عظیم در ۱۸ و ۱۹ دی ماه و داغدار کردن خانوادهها بود را نشنیده و استعفا ندادی؟
چرا وقتی در ایام جنگ از نیروهای نظامی و سیاسی هر دو جناح کمتر امیدی به حضور و نقش فعال تو دارند و شدیدترین انتقادها را میکنند نامه استعفا و بازگشت به خانه را امضا نمیکنی که آنقدر درد کمتر تحقیر را به جان بخری ؟
مسعود پزشکیان در نهایت از همان روز اول ورود به پاستور، عدم انتخاب وزرا، جنگ ۱۲ روزه، کشتار ۱۸ و ۱۹ دی ماه، کنار گذاشتن معاونین و مدیران دولتی با فشار رقیبان و مجلس، جنگ امروز و مخالفت سپاه و نهادهای نظامی دیگر فرصتهای استعفا و کنار رفتن را به عنوان یک عضو تراژیک که در یک موقعیت غیرممکن گیر افتاده را از دست داده اما توصیه آن است قبل از بدتر شدن وضعیت همه چیز و سقوط سخت استعفا داده و خود را از منجلابی که در آن گیر داده خارج شود.