خانه پیشنهاد هم‌وطن فرسایشی شدن جنگ و تاب‌آوری رو به پایان نیروی سرکوب! 

هموطن بررسی میکند

فرسایشی شدن جنگ و تاب‌آوری رو به پایان نیروی سرکوب! 

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی

با گذشت بیش از بیست روز از آغاز تجاوز آمریکا و اسرائیل به خاک کشورمان، یکی از نگرانی‌های هسته سخت قدرت در جنگ در حال ظهور و بروز نشانه‌هاست؛ سقف معین نیروی سرکوب و احتمال اتمام تاب‌آوری! 

نیرویی که تا همین چند ماه قبل در روندی فرسایشی از سرکوب اعتراضات مردم در بسیاری از نقاط کشور بوده و پس از کشتار تاریخی دیماه، فشار روانی سنگینی را حتی از سوی اطرافیان خود نیز تحمل کرده، اکنون پا به دهه سوم از جنگی می‌گذارد که به مانند تجربه‌اش از جنگ دوازده روزه نیست! جنگی همه جانبه، گسترده و دارای ابعاد وسیع که مجال تنفسی حداقلی‌ را نیز حتی از زبده‌ترین نیروهای آموزش دیده نظامی نیز سلب می‌کند، چه برسد به نیروهای خو گرفته به گعده‌های موکبی و سانتی مانتال بسیج در راهپیمایی 10 کیلومتری غدیر و نظایر آن! 

خشم گسترده، وسیع و عمیقی که از سوی توده مردم علیه نیروهای دست به خون آلوده سرکوب در کشور وجود دارد، حتی با تجاوز بیگانه، مرتفع نشده، ته‌نشین و منتفی نیست و اتفاقا با گذشت زمان، شعله‌ورتر هم شده است. گزارش‌هایی در میانه جنگ حاضر از فرار سربازان وظیفه از خدمت در گوشه و کنار کشور به گوش می‌رسد که حتی کاهش مدت زمان درج اضافی خدمت در صورت غیبت در کارنامه سربازان از 15 روز به 5 روز نیز، شماری از سربازان را مجبور به بازگشت به پادگان‌ها نکرده است. مقاومت بسیاری از خانواده‌ها برای بازگشت فرزندان‌شان به پادگان افزایش یافته و بر اساس شماری از اخبار واصله، حتی به مقاومت و تنش با نیروهای دژبان نظام وظیفه نیز منجر شده است. حال اینکه در صورت تداوم جنگ و فرسایشی‌تر شدن آن و اتمام تعطیلات نوروزی، چه میزان از سربازان دیگر به محل خدمت خود بازنگردند، خود مسئله‌ مهمی است که نمی‌توان از کنار آن بی‌اعتنا عبور کرد!

با اینکه به تاکید و باور بسیاری از صاحبنظران، سازمان رزم نیروهای نظامی نظام، همچنان به چارچوب و قاعده به فعالیت می‌پردازد اما نباید فراموش کرد که حملات روز به افزایش پهپادی به ایست‌های بازرسی که عمدتا توسط نیروهای بسیج برپا می‌َشود، اکنون به زیر پل‌ها رسیده و ایست مسقف نیز از تلفات این نیروها در تورهای مورد اشاره جلوگیری نکرده است. همین مهم البته در موارد قابل توجهی از ایست‌های بازرسی دائمی-با استقرار نیوجرسی‌های بتنی در محل-را نیز برچیده یا تهی از نیروهای انسانی کرده است. حضور نیروهای بسیج در پارک‌ها و محل‌های مجاور تور ایست و بازرسی و استقرار نیروهای کلانتری‌های تخریب شده در کنار خیابان‌ها و پیاده‌روها، فشار قابل توجهی بر تاب‌آوری نیروهای تا دیروز در ناز و نعمت سرکوب گذاشته است. 

نگرانی‌ها در میان فرماندهان ارتش نیز بر اساس شنیده‌هایی در حال گسترش است. ارتشی که به طور سنتی تحت تبعیضی گسترده و آشکار زیر سایه سپاه قرار گرفته و اکنون نیز می‌تواند-همانگونه که در زمان جنگ هشت ساله به تعدد دیده و شنیده‌ایم-محل سوظن و اتهام‌زنی فرماندهان سپاه در صورت بروز شکست در سازمان کلی رزم کشور در جنگ قرار بگیرد. آنگونه که شنیده‌ها حکایت می‌کنند، حتی کار به جایی رسیده که یکی از فرماندهان تیپ در ارتش به نیروهای خود تاکید کرده که هرگونه تحرک مشکوک از سوی سپاه را مستقیما به اطلاع او برسانند! 

علاوه بر این؛ نیروی انسانی به اصطلاح مردمی حامی سرکوب نیز در حال فرسایش است. به جز آن دسته از خانواده‌های حکومتی که از بدو آغاز جنگ به مناطق امن سفر کرده و از قیل و قال عزاداری برای رهبر شهیدشان به دورند، شماری از خانواده‌های حامی حکومت با فانتزی‌ترین شکل ممکن، هر شب سوار بر خودروهای خود و فریاد مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولایت فقیه و دست خدا عیان شد، خامنه‌ای جوان شد و دیگر شعارهای ضدمردمی از این دست در کوی و برزن چرخیده و با سوزاندن باک، باک بنزین از انقلاب دفاع می‌کنند! پدیده‌ای که البته شنیده‌ها، حاکی از آن است که چندان هم خودجوش نبوده و در مواردی با هماهنگی و سازماندهی از سوی برخی نواحی بسیج و سپاه با دریافت مبالغی به شکل روزانه انجام می‌پذیرد! 

حال باید به نظاره نشست و دید که اکت سیاسی این جماعت که اساسا و ماهیتا به زیست و کنش در تبعیض خو گرفته‌اند، چطور و تا چه هنگام دوام خواهد آورد و در صورت تداوم جنگ و ورود آن به فاز میان‌مدت، آیا باز با اخبار فارس و تسنیم، نظیر؛ «مداحان مشهور، امشب در کدام میادین می‌خوانند؟» تداوم خواهد داشت یا باید ریزش را در همین کنش‌های حداقلی نیز شاهد باشیم.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن