اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق
بیش از سه هفته از آغاز درگیریها گذشته و در حالی که انتظار میرفت تمرکز اصلی بر مدیریت بحران خارجی و پیامدهای جنگی باشد، گزارشهای فزایندهای از داخل ایران از شکلگیری موجی تازه از بازداشتها حکایت دارد؛ موجی که نهتنها فعالان شناختهشده، بلکه دانشجویان، شهروندان عادی و حتی خانواده کشتهشدگان را نیز دربر گرفته است. در این میان، استفاده گسترده از اتهام «همکاری با کشورهای متخاصم» توجهها را جلب کرده؛ اتهامی که بنا بر روایتهای منتشرشده، دامنه آن از فعالیتهای رسانهای تا کنشهای ساده در فضای مجازی مانند انتشار استوری در اینستاگرام یا استفاده از فیلترشکن گسترش یافته است. همزمان، نبود شفافیت در اعلام جزئیات این بازداشتها، بر نگرانیها درباره ابعاد واقعی این روند افزوده است.
از دانشگاه تا بهشت زهرا
گزارشهای منتشرشده در روزهای اخیر نشان میدهد که احضار و بازداشت دانشجویان در دانشگاههای مختلف افزایش یافته است؛ برخوردهایی که به گفته منابع خبری، اغلب پس از فعالیتهای آنلاین یا مشارکت در فضای انتقادی رخ دادهاند. سه نفر نیز از اعتراضات دیماه بودند، مانند رضا دالمن، دانشجوی ۲۴ ساله دانشگاه صنعتی شریف، که شامگاه جمعه ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ در تهران توسط نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی بازداشت شده است. این دانشجو پس از آویختن عروسک موش به درخت، در پی گزارش و همکاری «بسیج دانشجویی» دانشگاه صنعتی شریف با نهادهای حکومتی بازداشت شده است. در کنار این موارد، بازداشت پدر «سپهر شکری» نیز به یکی از نمونههای بحثبرانگیز تبدیل شده است؛ فردی که بنا بر گزارشها در بهشت زهرا و در زمان حضور بر مزار فرزندش بازداشت شده است. این رخداد، برای بسیاری نشانهای از گسترش دامنه برخوردها به حوزههای شخصی و حتی سوگواری خانوادگی تلقی شده است.
اتهامی با مرزهای نامشخص
در مرکز این تحولات، اتهام «همکاری با دشمن» قرار دارد؛ مفهومی که در ادبیات رسمی بهعنوان ابزاری برای مقابله با تهدیدات خارجی تعریف میشود، اما در عمل—بر اساس گزارشهای منتشرشده—کاربردی بسیار گستردهتر یافته است. روایتهای مختلف حاکی از آن است که اقداماتی چون ارسال تصاویر به رسانههای خارج از کشور، استفاده از ابزارهای عبور از فیلترینگ یا حتی فعالیتهای ساده در شبکههای اجتماعی، میتواند در چارچوب این اتهام قرار گیرد. این در حالی است که مقامات رسمی هنوز توضیح شفافی درباره مصادیق دقیق این اتهامها در بسیاری از پروندهها ارائه نکردهاند.
کنترل روایت یا گسترش ترس؟
در شرایط جنگی، کنترل جریان اطلاعات بخشی از راهبرد امنیتی بسیاری از دولتهاست. با این حال، آنچه در ایران در حال رخ دادن است، به گفته منتقدان، از کنترل روایت فراتر رفته و به ایجاد فضایی از رعب و احتیاط در میان شهروندان منجر شده است. گزارشها نشان میدهد که بسیاری از کاربران، فعالیت آنلاین خود را محدود کردهاند و نوعی خودسانسوری گسترده در حال شکلگیری است؛ وضعیتی که در آن حتی سادهترین اشکال بیان نیز میتواند با پیامدهای پیشبینیناپذیر همراه باشد.
تبعات یک رویکرد امنیتی
ادامه این روند میتواند پیامدهایی فراتر از فضای کنونی داشته باشد. تحلیلگران از کاهش اعتماد عمومی، تضعیف سرمایه اجتماعی و تعمیق شکاف میان جامعه و حاکمیت بهعنوان نتایج احتمالی این سیاستها یاد میکنند. در سطحی کلانتر، این وضعیت میتواند به افزایش مهاجرت—بهویژه در میان دانشجویان و نیروهای متخصص—و تشدید فشارهای بینالمللی بینجامد.
در نهایت، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: در شرایطی که کشور با یک بحران خارجی مواجه است، آیا گسترش برخوردهای امنیتی در داخل، به تقویت انسجام ملی کمک میکند یا آن را بیش از پیش فرسایش میدهد؟