اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
پس از انتشار خبر ترور علی لاریجانی به همراه معاون امنیت دبیرخانه شعام در حالی که گمانهزنیهایی در خصوص وقوع درگیریهایی در خیابانها و میادین نقاط مختلف کشور و بخصوص تهران به گوش میرسید، خبر انفجاری دیگر در شمال پایتخت، نظرها را به خود جلب کرد. مردم که از روز قبل با پیام کوتاه دستگاه امنیتی، پا از خانه به بیرون نگذاشته بودند با خبر غافلگیرکننده مرگ وزیر اطلاعات مملکت و پشت بندش؛ معاون او روبرو شدند!
به عبارتی؛ وقتی هواداران هسته سخت قدرت در خیابانها و میادین مختلف کشور پای منبر مشتی مداح بلندگو به دست نشسته و فضای رسانهای داخلی نیز به صورت غرق شدهای، مارش شکست توطئه شوم سربازان اسرائیلی برای جنگ خیابانی را به خورد خلقالله میداد، عالیترین مسئول و متولی امنیت مملکت و معاونش در فردای ترور دبیر شورایعالی امنیت ملی حذف شدند! به همین سادگی!
البته این اخبار در نوع خود بدیع نبود و پیشتر با خبر بمباران محل حضور رهبر دوم و جمع کثیری از عالیترین فرماندهان نظامی، لوث شده بود! خبری که گویی چندان شکفتآور نبود و انگار که مثلا خبر فعال شدن پدافند نیمبند در گوشهای از تهران در بله و ایتا منتشر شود، خبر ترور موشکی وزیر اطلاعات نیز در اسکرول اخبار دیگر به خبری روتین بدل و گم شد! این در حالی است که هر روز، خبر جدیدی از اطلاعات سپاه به صورت گزارشی تصویری در رسانههای رسمی منتشر و روایت بازداشت عوامل همکاریکننده با دشمن(دستگیری شهروندانی که ویدئویی از محل انفجارها به اینترنشنال ارسال کرده بودند-با موسیقی متناسب و نریشن و فاتحانه به دست افکار عمومی میرسد!
همانگونه که روایتهای امنیتی برای حضور تروریستهای دشمن و قتل عام مردم معترض در دیماه 1404 برای مردم باورپذیر بود، این؛ همان! محض یادآوری، توجه شما را به گزارش چند بندی واجا درباره اعتراضات خونین دیماه جلب میکنم و بعد؛ انقلتی دارم که توجهتان را به آن جلب خواهم کرد.
این بیانیه 9 بندی-که نسخه رسمی منتشر شده آن در رسانهها موجود است، پر از دلیل خواهد بود برای اینکه دریابیم؛ دستان وزارت اطلاعات تا چه میزان خالی بوده و اتهامات را برای فرار ازمسئولیت خود با بیل به خورد مخاطب داده است.
در بند یک گزارش، 273 قبضه سلاح کمری و وینچستر! بدونتاریخ و بدون مشخصات مورد اشاره قرار گرفته است. حال اینکه؛ چرا مسلسل نه و وینچستر؟ این به اصطلاح سلاح، مناسب برایکفتر زنی است، نه ترور!
بند2 : 100 قبضه سلاح کمری و ساچمه زن! اینبار با ذکر زمان ومکان! نکته بالا در این مورد هم صدق میکند!
بند3 : ادعای مبهم در خصوص تیم 10 نفره ترور که دو بسیجی رابه طرزی وحشتناک کشتهاند! اعترافات مهمی که هیچ وقت دیگرکسی سراغش را نگرفت!
بند 4 : تیم 7 نفره وابسته به شبکه تروریستی اینترنشنال که برای این شبکه تلویزیونی، عکس و فیلم میفرستاند! به جای کلمهتروریستی اگر فحش مینوشتند؛ بهتر بود! این ادعا مضحک بوده و مشابه آن در جنگ حاضر نیز چنانکه در بالا نیز مورد اشاره قرار گرفت در حال تکرار است.
بند5 : هسته تروریستی وابسته به گروهک سلطنت طلب مقیمامریکا در کرمان با تنها یک قبضه کلاش. بله! درست خواندید، یک قبضه کلاشینکف! حالا این به اصطلاح هسته چه کردهاند؟ تمثالمبارک رهبر دوم را آتش زدهاند! در این جا نیز ناگفته پیداست کهبرای تعریف یک هسته تروریستی، لازم است که امکانات بیشتریدر اختیار آن باشد و نه یک دو جین آدم گنده با یک قبضه کلاش!
بند 6 : عامل به آتش کشیدن مسجد از سوی وابسته تشکیلاتی بهصفحات ضد دین مجازی در خارج!
بند7 : 15 نفر از عوامل وابسته به شبکه تروریستی اینترنشنال! همان که قبلتر گفته شد!
بند8 : مدیر کارخانه که کارگرها را به مثابه میلیشیای جنگی بهخیابان فرستاده و مصادره اموال او که بعدتر این مسئله نیز بانامه عذرخواهی از ولی فقیه زمانه حل شد!(ناگفته پیداست که طرف، صرفا یک استوری با هموطنان عزادار و معترض خود، پست کرده!)
بند 9 : تیم پنج نفره وابسته به کومله با یک قبضه کلاش و 250 تیرفشنگ جنگی ! (حزب کومله کردستان، بیشتر از 60سال سابقهفعالیت نظامی-پارتیزانی دارد!) این فقره را هم اضاف کنید که درج تعداد فشنگهای مکشوفه در این بند، ظاهرا تعداد فشنگهای کشف شده از کلاشینکف قبلی، قابل عرضه نبوده!
این، کل آن چیزی است که جمهوری اسلامی-مستند به آن درشورای عالی امنیت ملی-تصمیم به دستور سرکوب با تیر آزاد و جنگی علیه مردم معترض گرفته است!
حالا انقتلی که قبلتر گفتم چه بود؟ مسئله در این است که شاهد ابتذال امنیتی در دستگاههای مدعی امنیت در مملکتی هستیم که عواملش در رصد، احضار، بازداشت و پروندهسازی و القصه؛ به خاک سیاه نشاندن مشتی روزنامهنگار، بازنشسته، فعال صنفی و مدنی، فعالین سیاسی و خلاصه هرکس که به اسب شاه گفته؛ یابو، گوش آسمان را کر و چشم بازار بگیر و ببند را کور کرده بودند. همانها که با گزارش کشف یک قبضه کلاشینکف و سلاح ساچهزن و وینچستر، اسباب به خاک و خون کشیده شدن چند ده هزار مردم بیدفاع و معترض کشور را در همین دیماهی که گذشت فراهم کردند، حالا سرشان را نمیگذارند، بمیرند که بیخ گوششان در قلب پایتخت امالقرای جهان اسلام، وزیر اطلاعات و معاونش دراز میشوند و حضرات لابد به دنبال سلاح وینچستر سربازان اسرائیلی در کوچه و خیابانهای تهران میگردند. یک بار هم از خود، اقلا نمیپرسند که باباجان! محل استقرار، جلسه و حضور عالیترین مقامات امنیتی این مملکت را مردم کوچه و بازار که نمیدانند! کدام خبرنگار، کدام معلم، کدام فعال صنفی و سیاسی راپورتشان را به جنگندههای متخاصم داده؟ جز این است که علیالقاعده، محل حضور دبیرشعام و پسرش به همراه معاون امنیت دبیرخانه این شورا و چندین محافظ را کدام فرماندهان سپاه حتی میدانستهاند؟ حال که این سوال به طریق اولی در ماجرای مرگ علی خامنهای و دیگر فرماندهان عالی نیز به قوت خود باقی است. بماند که خبر این مرگ، 12 ساعت زودتر از اعلام رسمی در ایران اینترنشنال اعلام شد!
ببا این دست فرمان که گفته شد، احتمال تشدید و تکرار پردامنهتر ترورهای اسرائیل در ایران بیش از هر زمان دیگری قوت گرفته و هیچ بعید نیست که پس از حذف چهرههای سطح یک، خبر ترورهای فرماندهان میانی نیز رفته رفته به گوش برسد. ترورهایی که در بسیاری از موارد، تعیین جایگزین را نیز به مانند آنچه در ترور علی لاریجانی شاهد آنیم بسیار مشکل کرده است.
سوال اساسی در این بین، این است که دومینوی ترورهای سریالی اسرائیل در اردوگاه مسئولین جمهوری اسلامی در جفت پوچ دستگاه تا پیش از این؛ مخوف امنیتی تا کجا ادامه خواهد یافت؟ تا چه زمان میشود جلوی طرح این سوال در میان هواداران هسته سخت نظام را نیز با پروپاگاندای ایتا و بله و فارس و تسنیم و البته شبکه حماسی خبر گرفت؟ آن هم در وضعیتی که تمامیت ارضی ایران بزرگ ما بیشتر از هر زمان دیگری در خطر قرار گرفته است…