خانه پیشنهاد هم‌وطن روایت اقتصادی از «خشم حماسی»

هموطن از پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی گزارش می‌دهد

روایت اقتصادی از «خشم حماسی»

اختصاصی گروه اقتصادی / فرهاد فربودی

جنگ، همیشه پیش از آنکه در میدان‌های نبرد تعیین تکلیف شود، در زندگی روزمره مردم اثر خود را می‌گذارد؛ جایی میان صف‌های پمپ‌بنزین، قبض‌های انرژی و نگرانی‌های کوچک اما مداوم خانوارها. در شرایطی که تنش نظامی میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی به یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپلیتیک تبدیل شده، آنچه بیش از هر چیز خود را نشان می‌دهد، نه صرفا ابعاد امنیتی، که لرزش‌های عمیق اقتصادی است که از بازارهای جهانی انرژی تا جیب شهروندان عادی امتداد یافته است.

در این میان، ادعای دونالد ترامپ مبنی بر از میان رفتن بخش عمده توان نظامی ایران، در کنار تأکید بر این نکته که ظرفیت باقی‌مانده نیز توانسته حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از جریان عرضه جهانی نفت را تحت تأثیر قرار دهد، تصویری پیچیده از واقعیت‌های اقتصادی این درگیری ترسیم می‌کند. این اختلال در عرضه، حتی اگر محدود باشد، برای بازاری که به‌شدت به ثبات وابسته است، کافی است تا موجی از افزایش قیمت‌ها را در سطح جهانی به راه بیندازد. بازار نفت به‌طور سنتی نسبت به ریسک‌های ژئوپلیتیک حساس است و هرگونه تهدید نسبت به مسیرهای انتقال انرژی یا تولیدکنندگان بزرگ، به‌سرعت در قیمت‌ها منعکس می‌شود.

افزایش قیمت انرژی، به‌ویژه نفت و فرآورده‌های آن، به‌طور مستقیم به اقتصاد آمریکا منتقل شده است. برخلاف برخی بحران‌های اقتصادی که اثرات آن‌ها با تأخیر ظاهر می‌شود، قیمت سوخت از جمله شاخص‌هایی است که شهروندان به‌صورت روزانه آن را لمس می‌کنند. افزایش قیمت بنزین، به‌ویژه در ایالت‌هایی که مالیات سوخت پایین‌تری دارند، فشار مضاعفی بر مصرف‌کنندگان وارد کرده است. این موضوع از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که همین ایالت‌ها در انتخابات اخیر از ترامپ حمایت کرده‌اند و اکنون با هزینه‌های بالاتری مواجه هستند.

در سطح کلان، افزایش قیمت انرژی به معنای افزایش هزینه تولید در بسیاری از بخش‌های اقتصادی است. صنایع حمل‌ونقل، کشاورزی و ساخت‌وساز از جمله بخش‌هایی هستند که بیشترین وابستگی را به سوخت دارند. افزایش هزینه سوخت، نه‌تنها قیمت نهایی کالاها را افزایش می‌دهد، بلکه حاشیه سود کسب‌وکارهای کوچک را نیز کاهش می‌دهد. در مناطق روستایی، جایی که فاصله‌های جغرافیایی بیشتر است و وابستگی به سوخت بالاتر، این فشارها به‌مراتب شدیدتر احساس می‌شود.

در بخش کشاورزی، افزایش قیمت سوخت با رشد هزینه نهاده‌هایی مانند کود و حمل‌ونقل همراه شده است. کشاورزان که پیش‌تر نیز با نوسانات بازار و تغییرات اقلیمی دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اکنون با افزایش هزینه‌های تولید مواجه‌اند که می‌تواند به کاهش تولید یا افزایش قیمت محصولات غذایی منجر شود. این روند در نهایت به افزایش تورم مواد غذایی دامن می‌زند و فشار مضاعفی بر خانوارها وارد می‌کند.

در حوزه ساخت‌وساز نیز، افزایش قیمت انرژی به‌طور غیرمستقیم بر قیمت مصالح اثر گذاشته است. تولید سیمان، فولاد و سایر مصالح ساختمانی به انرژی وابسته است و افزایش هزینه‌های انرژی، به افزایش قیمت این محصولات منجر می‌شود. این موضوع در شرایطی که بازار مسکن پیش‌تر نیز با چالش‌هایی مانند کمبود عرضه و افزایش قیمت مواجه بوده، می‌تواند به تعمیق رکود و کاهش قدرت خرید منجر شود.

در کنار این فشارهای اقتصادی، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که افزایش قیمت انرژی می‌تواند پیامدهای سیاسی قابل‌توجهی داشته باشد. در دوره‌هایی مانند ریاست‌جمهوری جرالد فورد، جیمی کارتر و جورج بوش پدر، جهش قیمت نفت با شکست انتخاباتی همراه بوده است. این تجربه‌ها نشان می‌دهد که اقتصاد انرژی، به‌ویژه در آمریکا، ارتباط مستقیمی با رفتار رأی‌دهندگان دارد و می‌تواند نتایج انتخابات را تحت تأثیر قرار دهد.

در چنین شرایطی، وعده‌های انتخاباتی ترامپ مبنی بر پرهیز از ورود به جنگ‌های جدید و کاهش سریع قیمت‌ها، با چالش جدی مواجه شده است. افزایش هزینه‌های زندگی، به‌ویژه در حوزه انرژی، باعث شده بخشی از پایگاه رأی‌دهندگان او دچار تردید شوند. این مسئله در میان گروه‌هایی مانند جوانان و لاتین‌تبارها که سهم بیشتری از درآمد خود را صرف هزینه‌های سوخت می‌کنند، پررنگ‌تر است. این گروه‌ها در انتخابات ۲۰۲۴ نقش مهمی در پیروزی ترامپ داشتند و تغییر نگرش آن‌ها می‌تواند معادلات سیاسی را دگرگون کند.

از سوی دیگر، افزایش قیمت انرژی به نارضایتی گسترده‌تری در میان کسب‌وکارهای کوچک منجر شده است. شرکت‌های حمل‌ونقل، مزارع کشاورزی و حتی کسب‌وکارهای خدماتی، همگی با افزایش هزینه‌های عملیاتی مواجه‌اند. این افزایش هزینه‌ها یا به مصرف‌کننده منتقل می‌شود یا به کاهش سودآوری کسب‌وکارها منجر می‌گردد. در هر دو حالت، پیامد نهایی آن کاهش رشد اقتصادی و افزایش فشار بر طبقات متوسط و پایین جامعه است.

در سطح جهانی، این جنگ پیامدهای ژئوپلیتیک گسترده‌تری نیز به همراه داشته است. افزایش قیمت نفت در کوتاه‌مدت می‌تواند به نفع برخی تولیدکنندگان بزرگ انرژی باشد و درآمدهای آن‌ها را افزایش دهد. در مقابل، کشورهای واردکننده انرژی با افزایش هزینه‌ها و فشار بر تراز پرداخت‌های خود مواجه می‌شوند. این تغییرات می‌تواند به بازتعریف توازن قدرت در اقتصاد جهانی منجر شود.

همچنین، روابط آمریکا با متحدانش نیز تحت تأثیر این تحولات قرار گرفته است. برخی از متحدان، به‌ویژه در اروپا و آسیا، نسبت به افزایش قیمت انرژی و تبعات اقتصادی آن نگران هستند. این نگرانی‌ها می‌تواند به کاهش هماهنگی در سیاست‌های بین‌المللی و افزایش رویکردهای مستقل در میان کشورها منجر شود.

در داخل آمریکا، دموکرات‌ها تلاش می‌کنند از این شرایط به‌عنوان فرصتی برای تقویت موقعیت خود استفاده کنند. تمرکز بر موضوع هزینه‌های زندگی و افزایش مشارکت در انتخابات مقدماتی، نشان‌دهنده تلاش برای بسیج رأی‌دهندگان ناراضی است. در مقابل، جمهوری‌خواهان با وجود حفظ بخشی از حمایت‌ها، با چالش‌هایی در حفظ انسجام پایگاه رأی‌دهندگان خود مواجه‌اند.

با این حال، چشم‌انداز آینده این درگیری همچنان نامشخص است. برخی تحلیلگران معتقدند که این جنگ می‌تواند کوتاه‌مدت باشد و در صورت کاهش قیمت نفت پیش از فصل اوج مصرف، تبعات سیاسی آن نیز محدود خواهد شد. در مقابل، دیدگاه‌های محتاطانه‌تری وجود دارد که بر تداوم ریسک‌های اقتصادی و امنیتی تأکید می‌کنند. توانایی ایران در استفاده از ابزارهایی مانند پهپادها و تهدید مسیرهای انرژی، همچنان یکی از عوامل اصلی بی‌ثباتی در بازارهای جهانی به شمار می‌رود.

جنگ با ایران به یکی از متغیرهای کلیدی در تعیین مسیر اقتصاد آمریکا تبدیل شده است. تأثیر این جنگ نه‌تنها در شاخص‌های کلان اقتصادی، بلکه در زندگی روزمره شهروندان نیز قابل مشاهده است. از قیمت بنزین تا هزینه مواد غذایی، همه‌چیز تحت تأثیر این درگیری قرار گرفته و همین مسئله، آن را به عاملی تعیین‌کننده در آینده سیاسی آمریکا تبدیل کرده است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن