خانه پیشنهاد هم‌وطن قطع شریان تامین مالی تروریسم در منطقه 

هموطن ضربه به زیرساخت‌های انرژی جمهوری اسلامی را بررسی می‌کند: 

قطع شریان تامین مالی تروریسم در منطقه 

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

عصر روز بیست و هفتم اسفند و همزمان با هجدهمین روز حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل به جمهوری اسلامی و در ادامه این عملیات، تأسیسات کلیدی میدان گازی پارس جنوبی هدف حملات دقیق قرار گرفتند. 

گزارش‌های رسانه‌های رسمی ایران و منابع بین‌المللی از آسیب به فازهای مختلف این میدان – بزرگ‌ترین منبع گاز طبیعی جهان – حکایت دارند. آتش‌سوزی‌های گسترده گزارش شده و عملیات در این بخش‌ها متوقف شده است. 

این نخستین باری است که در جریان جنگ آغاز شده از نهم اسفند، زیرساخت‌های گاز طبیعی مستقیماً هدف قرار می‌گیرند. مقامات آمریکایی و اسرائیلی این عملیات را «هماهنگ‌شده» توصیف کرده‌اند و هدف آن را تضعیف ظرفیت نظامی و مالی رژیم اعلام کرده‌اند.

این حمله، برخلاف ادعاهای تبلیغاتی رسانه‌های جمهوری اسلامی، مردم ایران را هدف قرار نداده، بلکه اقدامی «جراحی‌گونه» برای قطع «خط لوله اکسیژن» اقتصادی رژیم است. 

منابع انرژی عملاً توسط سپاه پاسداران غارت شده‌اند تا تروریسم منطقه‌ای و سرکوب خشونت‌آمیز داخلی را تأمین مالی کنند. غیرفعال کردن تأسیسات انرژی، گامی اخلاقی و ضروری برای تضعیف ثبات رژیم و کاهش توانایی آن در به کار انداختن ماشین سرکوب و تروریسم جمهوری اسلامی است. این اقدامی با هدف آزادسازی منابع ملی از کنترل استبدادی، با هدف کوتاه کردن عمر تروریسم جمهوری اسلامی و بازگرداندن ثروت ایران به صاحبان اصلی آن – مردم – است.

برای درک عمق این رویداد، باید به گذشته بازگشت. جنگ فعلی با ضربه اولیه مشترک آمریکا و اسرائیل به مراکز فرماندهی جمهوری اسلامی آغاز شد و تاکنون صدها هدف نظامی، هسته‌ای و موشکی را در بر گرفته است. اما گسترش به زیرساخت‌های انرژی – از انبارهای نفت تهران تا پارس جنوبی – نشان‌دهنده تغییر استراتژیک است. 

پارس جنوبی، که بیش از ۶۰ درصد گاز ایران و بخش عمده صادرات را تأمین می‌کند، قلب تپنده اقتصاد رژیم است. طبق گزارش‌های سالانه، درآمدهای گازی و نفتی رژیم، سالانه میلیاردها دلار به جیب سپاه پاسداران و نهادهای وابسته سرازیر می‌شود. این منابع، نه برای رفاه مردم، بلکه برای تأمین بودجه نیروی قدس، حزب‌الله لبنان، حوثی‌های یمن، شبه‌نظامیان عراق و سوریه و همچنین سرکوب داخلی هزینه می‌شوند.

سپاه پاسداران، که کنترل مستقیم یا غیرمستقیم بیش از ۸۰ درصد اقتصاد انرژی ایران را در دست دارد و در واقع، در حال غارتی سیستماتیک منابع ایران است. پروژه‌های پارس جنوبی از دهه ۱۳۸۰ تحت نظارت قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه بوده و قراردادهای آن به شرکت‌های صوری وابسته به سپاه واگذار می‌شود. 

گزارش‌های متعدد نشان می‌دهد که میلیاردها دلار از این درآمد صرف خرید و تولید سلاح، موشک و پهپاد برای گروه‌های تروریستی شده است. همزمان، ماشین سرکوب داخلی – از بسیج تا نیروهای ویژه – با همین پول تغذیه می‌شود. 

اعتراضات ۱۴۰۱ و 1404، کشتار خیابانی و زندان‌های پر از مخالفان، همه با بودجه‌ای تأمین شده که از گاز و نفت مردم غارت شده است.

بنابراین این حمله نه «جنگ اقتصادی علیه ملت» بلکه فرصتی برای رهایی‌ مردم است. مردم ایران سال‌هاست با قطعی برق، کمبود گاز و تورم افسارگسیخته دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در حالی که رژیم گاز پارس جنوبی را صادر می‌کند و عواید آن را صرف جنگ‌های نیابتی می‌نماید. حمله امروز، با غیرفعال کردن تأسیسات انرژی، جریان این پول‌ها را قطع می‌کند. تحلیلگران اقتصادی برآورد می‌کنند که حتی اختلال موقت در پارس جنوبی می‌تواند تا ۳۰ درصد درآمد ارزی جمهوری اسلامی را کاهش دهد. این کاهش، مستقیماً بر توانایی سپاه برای پرداخت حقوق شبه‌نظامیان، خرید تجهیزات سرکوب و تأمین مالی عملیات خارجی تأثیر می‌گذارد. نتیجه؟ کوتاه شدن نفس ماشین سرکوب، تضعیف ماشین جنگی آن و فرصت برای جنبش‌های داخلی.

البته جمهوری اسلامی فوراً این حمله را «جنایت علیه بشریت» و «حمله به مردم» خوانده و تهدید به تلافی کرده است. اما واقعیت متفاوت است. تصاویر ماهواره‌ای و گزارش‌های اولیه نشان می‌دهد حملات بر تأسیسات صنعتی متمرکز بوده، نه مناطق مسکونی. عسلویه، شهری صنعتی با جمعیت عمدتاً کارگری، بیشتر از هر جای دیگری از غارت رنج برده است. کارگران پارس جنوبی سال‌هاست در اعتراض به پیمانکاران سپاه و عدم پرداخت حقوق دست به اعتصاب زده‌اند. امروز، این کارگران – که ثروت ملی را تولید می‌کنند اما از آن محروم‌اند – بیشترین سود را از آزادی این منابع خواهند برد.

از دیدگاه اخلاقی، این اقدام با اصول حقوق بین‌الملل و عدالت انسانی همخوانی دارد. رژیم جمهوری اسلامی یک حکومت تروریستی است که طبق گزارش‌های بین‌المللی، از انرژی برای تأمین مالی نقض حقوق بشر استفاده می‌کند. قطع این شریان، شبیه به جراحی تومور سرطانی است: دردآور است، اما ضروری برای نجات بیمار (ملت ایران). 

بسیاری امروز این امر را «اقدام پیش‌دستانه برای جلوگیری از کشتار بیشتر» می‌دانند. اگر رژیم با پول نفت و گاز، موشک به سمت اسرائیل و کشورهای عربی و منطقه‌ای شلیک کند، چگونه می‌توان انتظار داشت جهان ساکت بماند؟

از سوی دیگر، پیامدهای بلندمدت این ضربه فراتر از اقتصادی است. جمهوری اسلامی که اکنون با کمبود سوخت، قطعی گسترده و نارضایتی فزاینده روبه‌روست، مجبور به انتخاب سخت می‌شود: یا ادامه جنگ خارجی که منابعش را تهی می‌کند، یا عقب‌نشینی که ضعفش را آشکار می‌سازد. تاریخ نشان داده رژیم‌های استبدادی وقتی شریان مالی‌شان قطع شود، فرومی‌پاشند. نمونه لیبی و عراق پیش چشم است. برای مردم ایران، این حمله نه پایان، بلکه آغاز امید است. ثروت پارس جنوبی – که متعلق به نسل‌های آینده است – باید به مدارس، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های واقعی بازگردد، نه به جیب سرداران سپاه.

در نهایت، امروز جهان شاهد بود که چگونه یک اقدام دقیق نظامی می‌تواند پایه‌های یک رژیم غارتگر را بلرزاند. بسیاری این را پیروزی اخلاقی می‌دانند: ضربه‌ای نه به ایران، بلکه به دیکتاتوری که ۴۵ سال آن را گروگان گرفته است. آزادی واقعی وقتی آغاز می‌شود که منابع ملی از چنگال استبداد رها شوند. مردم ایران، صاحبان واقعی این ثروت، سزاوار زندگی‌ای بدون ترس و غارت هستند. این حمله، گامی محکم در آن مسیر است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن