اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
با گذشت چند روز از رونمایی مکتوب از سید مجتبی خامنهای، آن هم پس از وقفهای چند روزه، هواخواهان سرسخت جمهوری اسلامی، همچنان در راهپیماییهای خودرویی خود در پایتخت و دیگر مناطق کشور، چشمانتظار حضور رهبر سوم در انظار عمومی هستند. رهبری که تا کنون، نه صدایی از او به گوش هوادارانش رسیده و نه حتی جز تصاویری نمایشی و مبتنی بر هوش مصنوعی در بنرها و بیلبوردهای اصلی پایتخت مملکت، رخی در عیان ظاهر کرده است. مسئلهای که بدون تردید، تاریخ انقضای مشخصی داشته و در صورت تداوم این وضعیت، میتواند به تشدید استیصال و سردرگمی بدنه حامی نظام انجامیده و به پاشنه آشیلی برای حکومت درگیر جنگ در تهران بدل شود.
شاید برخی از صاحبنظران و ناظران بر این گمان هستند که سید مجتبی خامنهای از ابتدای جنگ نیز-همانگونه که ترامپ اخیرا در موضعی از دو بار زدن رهبری نظام سخن گفته-دچار مجروحیت سنگین و تحت مراقبتهای ویژه بوده و هدف و انگیزه هسته سخت قدرت و اصطلاحا بدنه فرماندهان سپاه پاسداران از معرفی او به عنوان رهبر سوم با امضای ماشینی خبرگان بر دو فرض احتمالی استوار بوده است. نخست اینکه؛ با اعلام انتخاب مجتبی پس از پدرش، این پالس به بیرون منتقل شود که تلاش ترامپ در زدن گیجگاه نظام، نافرجام بوده و حتی با حذف علی خامنهای، یکی از پسرانش که به گواه نزدیکان «بیت»، بیشترین قرابت و شباهات را از نظر نوع نگرش و مشی حکمرانی به پدر داشته بر سر کار آمده و لابد با این تاکتیک، اولا از سازمان رزم نیروهای نظامی خودی و روحیه آنها حفاظت کنند و در ثانی، همانطور که گفته شد به حکم همان شعارشان، تحت عنوان «دست خدا عیان شد، خامنهای جوان شد» بر رویکرد دشمن-که لزوما ذهنیتی از مجتبی به جز اینکه پسر جوان رهبر فقید بوده، ندارند-اثر بگذارند. تا بعدش هم، جانباز جنگ رمضان از روی تخت بیاید پایین و در مقابل دوربینها ظاهر شود و تا آن زمان؛ خدا بزرگ است!
برخی دیگر نیز بر این باورند که شاید هسته سخت قدرت با معرفی رهبر محتضر بر این نیت بودند که در داخل و مخالفین داخلی نیز، این پیام را منتقل کنند که دیدید؟ دست آخر هم با آن هم هشدار و انذار دلسوزان کشور و بر حذر داشتن حاکمیت از نیل به سوی حکومت موروثی، باز مجتبی را بر سر تاج و تخت بیت-که البته الان به تلی از چندین تن آوار بدل شده-نشاندیم و آن هم شعارها از سال 1388 به این سو به مانند هر نقد و انتقاد دیگری از سر اقتدار و همه چیز دانی به گوشمان نرفت که نرفت!
با این همه، همانطور که گفته شد در صورت تداوم این وضعیت لنگ در هوای پردهنشینی مجتبی و لحظه شماری هواداران خیابانگرد این روزهای نظام، در، همین در و پاشنه، همین پاشنه نخواهد ماند! به عبارت دیگر، اگر مجتبی در حالت احتضار بوده و وضعیت عمومی خوبی نداشته باشد، دیگر این تو بمیری از آن تو بمیریها نبوده و رهبر سوم، مهدوی کنی نخواهد بود که بخواهند از چهاردهم خرداد تا پاییز، علائم حیاتیاش را اصطلاحا با دستگاه برقرار نگاه داشته و با «پیام دوم رهبر معظم انقلاب» و اطلاعیه جدید دفتر مقام معظم و پیامهای مکتوب و پارادوکسیکال بعدی، عنان ملک و ممکلت را در دست نگه دارند!
با تداوم این وضع، نیروی سرکوب، هوادار پرچم به دست این خیابان و آن میدان و هواداران سفت و سخت حکومت نیز دچار فرسایش بیشتر شده و مشخص نیست که با این حجم از تحولات و رخدادهای نظامی سنگین دینامیک و سیال جنگ تا چه زمانی بتواند با همین دست فرمان پای وضعیتی که امروز در آن است، بماند!