خانه پیشنهاد هم‌وطن از حلبچه در عراق تا قتل‌عام مردم ایران در دی ماه؛ دیکتاتورها مردم را به مسلخ می‌برند

هموطن رفتار دیکتاتورها در شرایط بحرانی را بررسی می‌کند:‌

از حلبچه در عراق تا قتل‌عام مردم ایران در دی ماه؛ دیکتاتورها مردم را به مسلخ می‌برند

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

امروز بیست و پنجم اسفند، سالگرد یکی از هولناک‌ترین جنایات تاریخ معاصر است؛ روزی که صدام حسین، دیکتاتور عراق، با گازهای شیمیایی شهر حلبچه را به گورستانی زنده تبدیل کرد. هزاران زن و کودک، پیر و جوان، در کمتر از یک ساعت خفه شدند، پوست‌شان تاول زد و چشمان‌شان کور شد. این حمله نه یک اشتباه نظامی، بلکه انتخاب آگاهانه یک دیکتاتور در بحران بود؛ وقتی قدرت به خطر می‌افتد، اولین قربانیان همیشه مردم خودی هستند.

در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶، در اوج جنگ ایران و عراق که از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ آغاز شده بود، نیروهای صدام بمب‌های حاوی گاز خردل، سارین و تابون بر سر غیرنظامیان حلبچه ریختند. گزارش‌های شاهدان عینی و تصاویر باقی‌مانده از آن روز، حکایت از صحنه‌هایی دارد که حتی جنگ‌زده‌ترین انسان‌ها را به لرزه درمی‌آورد؛ مادرانی که فرزندان‌ خود را در خیابان‌ها رها کرده بودند، پیرمردانی که با چشمان سوخته به آسمان نگاه می‌کردند و کودکانی که در حال بازی، ناگهان نفس‌شان بند آمده بود. تخمین‌ها می‌گویند هزاران نفر در همان روز جان باختند و هزاران نفر دیگر تا آخر عمر با بیماری‌های مزمن ریوی و سرطان دست و پنجه نرم کردند. 

صدام که در جبهه‌های جنگ با ایران عقب‌نشینی کرده بود و نگران شورش کردها بود، تصمیم گرفت «درس عبرت» بدهد. او مردم کرد خود را – همان مردمی که پاسپورت عراقی داشتند و مالیات می‌دادند – به عنوان دشمن داخلی معرفی کرد و با سلاح شیمیایی، بحران قدرت را به قیمت جان آن‌ها حل کرد.

این الگوی تکراری دیکتاتورها است. تاریخ پر از نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد وقتی رژیم‌ها احساس می‌کنند موجودیت‌شان تهدید شده، به جای مذاکره یا اصلاح، به سمت سرکوب داخلی می‌روند. استالین در دهه ۳۰ میلادی با قحطی ساختگی میلیون‌ها اوکراینی را کشت تا شورش احتمالی را خفه کند. پینوشه در شیلی، مخالفان را در استادیوم‌ها تیرباران کرد تا «ثبات» برقرار شود، و صدام هم دقیقاً همین کار را کرد. او در بحران جنگ، به جای تقویت جبهه خارجی، گاز را روی سر روستاهای خودی پاشید. پیام روشن بود: اگر من سقوط کنم، همه شما هم با من می‌میرید.

حالا نگاهی به داخل مرزهای خودمان بیندازیم. جمهوری اسلامی هم در تاریخ خود نمونه‌های مشابهی دارد. در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، سرکوبگران این رژیم هزاران نفر از شهروندان ایرانی را که برای اعتراض به وضعیت اقتصادی و آزادی‌های مدنی به خیابان آمده بودند، به گلوله بستند. نیروهای سرکوبگر در شهرهای مختلف به روی مردم آتش گشودند، تیر مستقیم به سر و سینه زدند و هزاران خانواده را داغدار کردند. این کشتار نه در میدان جنگ، بلکه در کوچه‌ها و میدان‌های شهرهای خودمان رخ داد. 

دیکتاتوری که احساس می‌کرد اعتراضات مردمی تهدیدی برای ادامه حیاتش است، دقیقاً همان کاری را کرد که صدام کرده بود: مردم خود را هدف قرار داد تا بحران را مدیریت کند.

امروز، در شرایط جنگ و تنش‌های شدید منطقه‌ای که موجودیت رژیم را بیش از هر زمان دیگری به چالش کشیده، خطر تکرار این الگو بسیار واقعی است. اگر جمهوری اسلامی ببیند که در میدان نبردهای خارجی یا فشارهای داخلی، قدرت‌اش به لرزه افتاده، احتمال دارد بار دیگر به همان تاکتیک قدیمی روی بیاورد. 

تاریخ نشان داده که دیکتاتورها وقتی احساس خطر می‌کنند، به جای پذیرش شکست، به کشتار گسترده مردم خودی متوسل می‌شوند. همان‌طور که صدام در حلبچه کرد، همان‌طور که در ۱۸ و ۱۹ دی هزاران ایرانی قربانی شدند، امروز هم اگر کاخ قدرت احساس کند آخرین نفس‌هایش را می‌کشد، ممکن است گاز، گلوله یا حتی سلاح‌های سنگین‌تر را به سمت خیابان‌های تهران، اصفهان، شیراز و تبریز نشانه بگیرد.

این الگو ریشه در ماهیت دیکتاتوری دارد. دیکتاتورها مردم را نه شهروند، بلکه ابزار یا تهدید می‌بینند. وقتی اقتصاد فرومی‌پاشد، وقتی تحریم‌ها کمر می‌شکنند، وقتی اعتراضات مردمی شعله می‌کشد و وقتی جنگ خارجی نتیجه نمی‌دهد، تنها راهی که به ذهن‌شان می‌رسد، «پاکسازی داخلی» است. آن‌ها فکر می‌کنند با ترساندن مردم، می‌توانند عمر رژیم را چند سالی بیشتر کنند. اما تاریخ خلاف این را ثابت کرده. حلبچه سقوط صدام را تسریع کرد، نه اینکه او را نجات دهد. کشتارهای ۱۸ و ۱۹ دی هم شرایط حمله آمریکا و اسرائیل را کرد. 

در حالی که امروز ۲۵ اسفند دوباره یادآور آن فاجعه است، باید این درس را جدی بگیریم. دیکتاتورها در بحران، همیشه مردم خود را قربانی می‌کنند چون ضعیف‌ترین و در دسترس‌ترین هدف هستند. جمهوری اسلامی هم استثنا نیست. اگر شرایط جنگی این روزها به نقطه‌ای برسد که موجودیت رژیم را در خطر بیندازد، نباید تعجب کنیم که دوباره شاهد صحنه‌های خونین در خیابان‌ها باشیم.

همان گازهای شیمیایی یا گلوله‌هایی که در حلبچه و در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ریخته شد، ممکن است دوباره بر سر مردم بی‌گناه بریزد.

این نوشته نه فقط یادبود حلبچه است، بلکه هشداری به همه کسانی است که هنوز باور دارند دیکتاتوری می‌تواند «مردم‌دار» باشد. حلبچه فریاد می‌زند: هرگاه قدرتی احساس ضعف کند، اولین کسانی که قربانی می‌شوند، همان مردمی هستند که باید از آن‌ها حفاظت کند. امروز، 

در سالگرد آن جنایت، وقت آن است که این حقیقت تلخ را فریاد بزنیم تا تکرار نشود. مردم ایران، کردستان، حلبچه و همه نقاط جهان، سزاوار زندگی در نظامی هستند که در بحران، به جای کشتن‌شان، به فکر نجات‌شان باشد. تا وقتی دیکتاتوری هست، این درس خونین همچنان تکرار خواهد شد، مگر اینکه مردم خود، زنجیر را پاره کنند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن