اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در آستانه آخرین چهارشنبه سال، وقتی که مردم ایران خود را برای یکی از کهنترین آیینهای ملی آماده میکنند، مقامات قضایی رژیم جمهوری اسلامی با صدور پیامکهای رسمی و اعلامیههای تهدیدآمیز، برگزاری مراسم ملی و نمادین چهارشنبهسوری را به بهانه «شرایط جنگی» ممنوع اعلام کردند. این تصمیم که نه یک دستور ساده ایمنی، که اعترافی آشکار به ترس عمیق رژیم از شکلگیری هستههای اعتراضی در خیابانهاست. سهشنبهشب در ایران چهارشنبهسوری است؛ شبی که قرار بود پر از آتش، خنده و امید به سال نو باشد، اما رژیم با این ممنوعیت، بار دیگر نشان داد که حتی سرخی یک آیین کهن را هم تاب تحمل ندارد.
چهارشنبهسوری فقط یک جشن نیست. در فرهنگ ایرانی، این آیین نمادی عمیق از آتش، نو شدن، رهایی از گذشته و آغاز فصل تازهای است که درست پیش از نوروز برگزار میشود.
آتش در چهارشنبهسوری، آتش پاککننده است؛ آتشی که گذشته تلخ را میسوزاند و راه را برای آیندهای روشن باز میکند. مردم با پریدن از روی آتش، نه تنها جسمشان را گرم میکنند، که روحشان را نیز از زنجیرهای کهنه رها میسازند.
این مراسم، هزاران سال است که در قلب فرهنگ ایرانی جاری بوده و هرگز به عنوان یک «جشن ساده» دیده نشده، بلکه به مثابه مراسمی برای تجدید حیات، امید و شروعی تازه در آستانه سال نو تلقی میشود.
رژیم اما این نماد را تهدید میبیند. اعلام ممنوعیت، و تهدید به بازداشت جوانان و نوجوانان در حاشیه برگزاری این جشن ملی، تحت پوشش «حفظ آرامش و ایمنی عمومی» و «شرایط جنگی»، در واقع پوششی است برای جلوگیری از تجمعات مردمی.
وقتی خیابانها پر از مردم شوند که دور آتش جمع میشوند، وقتی خندهها و فریادهای شادی در هوا میپیچد، وقتی جوانان و خانوادهها با انرژی در فضای عمومی حضور مییابند، آنگاه هستههای اعتراضی ممکن است شکل گیرند. رژیم میداند که چهارشنبهسوری، بیش از هر چیز، جشن زندگی و حضور مردم در خیابانهاست. حضور مردمی که سالهاست زیر فشار اقتصادی، سرکوب سیاسی و حالا حتی جنگ تحمیلی، همچنان به دنبال لحظهای برای نفس کشیدن و ابراز وجود هستند.
این تصمیم، ترس رژیم را از «شکلگیری هستههای اعتراضی» برملا میکند. در شرایطی که کشور درگیر تنشهای خارجی است، رژیم به جای تمرکز بر امنیت واقعی، نگران آن است که مردم از آتش چهارشنبهسوری، جرقهای برای اعتراض بسازند. جرقهای که ممکن است به شعلهای بزرگتر تبدیل شود؛ شعلهای از مطالبه آزادی، عدالت و زندگی عادی.
این ممنوعیت، دقیقاً همان الگویی است که رژیم سالهاست تکرار میکند: هرگاه فرصتی برای گردهمایی ملی پیش میآید، با برچسب «ناامنی» یا «جنگ» آن را خفه میکند. اما تاریخ نشان داده که چنین ممنوعیتهایی، نه تنها آتش را خاموش نمیکند، بلکه آن را به درون دلها میبرد و تبدیل به انرژی پنهان برای تغییر میسازد.
چهارشنبهسوری بهعنوان جشن زندگی، فرصتی است برای مردم تا دوباره در خیابانها حضور یابند. این آیین، نماد تجدید، امید و شروعی تازه در آستانه سال نو است. درست وقتی که زمستان به پایان میرسد و بهار در راه است، مردم با پریدن از آتش، به خود یادآوری میکنند که زندگی ادامه دارد؛ که گذشته را میتوان پشت سر گذاشت و آیندهای بهتر ساخت. در این شرایط سخت، همه باید برای برگزاری هرچه باشکوهتر این مراسم به میدان بیاییم.
بگذارید آتشها روشن شود، بگذارید خندهها بپیچد، بگذارید کودکان و جوانان با امید به آینده، از روی شعلهها بپرند. این نه تنها یک مراسم سنتی است، که مقاومتی آرام و قدرتمند در برابر سیاستی است که شادی را جرم میداند.
پیوند نمادین میان این جشن و آیندهای که ممکن است در ایران در حال شکلگیری باشد، بسیار عمیق است. آتش چهارشنبهسوری، میتواند استعارهای از آتش انقلاب درونی مردم باشد؛ آتشی که رژیم با همه قدرت سرکوبش، نمیتواند خاموش کند. وقتی مردم با وجود ممنوعیتها، در کوچهها و خیابانها جمع میشوند و آتش روشن میکنند، در واقع به رژیم میگویند: «ما هنوز زندهایم، ما هنوز امید داریم و ما هنوز در حال ساختن آیندهایم.» این آینده، آیندهای است بدون ترس، بدون ممنوعیت شادی، بدون جنگهای تحمیلی و بدون سایه استبداد. آیندهای که در آن چهارشنبهسوری نه تنها یک شب، که نمادی دائمی از رهایی و نو شدن باشد.
مردم ایران در طول تاریخ، بارها نشان دادهاند که آیینهای ملیشان را نمیتوان از آنها گرفت. حتی در سختترین دورانها، آتش چهارشنبهسوری روشن مانده و مردم با خلاقیت، آن را در خانهها، کوچهها و حتی با روشهای ایمنتر برگزار کردهاند. امروز نیز، با وجود این ممنوعیت، فرصت آن است که مردم با انرژی بیشتر، این مراسم را گرامی بدارند. نه با خشونت، نه با خطر، بلکه با حضور آگاهانه، با خنده، با موسیقی سنتی و با یادآوری ریشههای کهن این جشن.
این حضور، پیامی روشن به رژیم است: آتش امید ما خاموش نمیشود.
در آستانه نوروز ۱۴۰۵، وقتی که ایران درگیر جنگ و فشارهای متعدد است، چهارشنبهسوری میتواند نقطه عطفی باشد. نقطهای که مردم دوباره به یاد بیاورند که هویت ایرانیشان، فراتر از سیاستهای رژیم است. هویتی ریشهدار در آتش، در نو شدن و در امید. تشویق به برگزاری این آیین، نه تنها یک دعوت به شادی است، که دعوتی به مقاومت مسالمتآمیز و ساختن آیندهای بهتر. آیندهای که در آن خیابانها متعلق به مردم باشد، نه به ترس رژیم.
چهارشنبهسوری، نماد رهایی است. نماد اینکه حتی در دل تاریکی جنگ و سرکوب، میتوان آتش امید را روشن کرد. رژیم با این ممنوعیت، خود را کوچکتر نشان داد؛ مردم اما با برگزاری آن، بزرگتر خواهند شد. سهشنبهشب، آتشها باید روشن شود. نه برای جنگ، که برای زندگی. نه برای گذشته، که برای آیندهای که در حال شکلگیری است. آیندهای روشن، آزاد و پر از امید برای همه ایرانیان.