اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در هفتهها و روزهای اخیر، ساختار امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی با چالشی بیسابقه روبهرو شده است. نیروهایی که سالها به عنوان ابزار اصلی حفظ اقتدار عمل میکردند، اکنون درگیر ترکیبی از ترس مداوم، فرسودگی روانی، بیاعتمادی داخلی و فشارهای اجتماعی هستند. این وضعیت نه تنها کارایی عملیاتی را کاهش داده، بلکه نشانههایی از شکاف عمیق در بدنه رژیم را نمایان کرده است.
یکی از بارزترین نشانهها، احساس ناامنی فراگیر در میان اعضای بسیج و یگانهای امنیت داخلی است. بسیاری از نیروها خود را در معرض تهدیدهای چندجانبه میبینند؛ از حملات مستقیم خارجی گرفته تا لو رفتن اطلاعات شخصی و موقعیتهایشان در فضای مجازی. همچنین نگرانی از امنیت خانوادهها به عاملی تعیینکننده تبدیل شده؛ نیروها میدانند که حتی کوچکترین اطلاعات میتواند به سرعت منتشر شود و در شرایطی که مردم خونخواه عزیزان کشته شده خود در اعتراضات خونین دی ماه هستند، این امر میتوان جان اعضای خانواده نیروهای امنیتی و اطلاعاتی را در معرض خطر قرار دهد.
این فضا، که پس از اعتراضات خونین دی ماه تشدید گردیده، باعث شده بسیاری از افراد شبها را با اضطراب سپری کنند و تمرکز لازم برای مأموریتهای میدانی را از دست بدهند.
در کنار این ترس، نارضایتی عمیق از سطوح فرماندهی نیز گسترش یافته است. گزارشهای متعدد از پادگانها و پایگاهها نشان میدهد که اعتماد به فرماندهان ارشد به شدت آسیب دیده است. بسیاری از نیروها از نحوه مدیریت بحران، کمبود امکانات، تأخیر در پرداخت حقوق و پاداشها، و مهمتر از همه، ترک پست توسط برخی فرماندهان در لحظات حساس گلایه دارند.
این بیاعتمادی، انگیزه حضور در میدان را کاهش داده و در مواردی به تردید در اجرای دستورات منجر شده است. شرایط سخت استقرار طولانیمدت در نقاط حساس شهری، بدون حمایت کافی لجستیکی، این نارضایتی را دوچندان کرده و روحیه کلی را فرسوده است.
فشار اجتماعی نیز به عاملی تعیینکننده تبدیل شده است. با گسترش دسترسی شهروندان به ابزارهای اطلاعرسانی، موقعیت ایستگاهها، ایستهای بازرسی و حتی حضور نیروها در خیابانها به سرعت در شبکههای اجتماعی منتشر میشود. این روند، عملیات را پیچیدهتر کرده و حس تحت تعقیب بودن را در میان نیروها تقویت میکند.
بسیاری از یگانها اکنون از پذیرش مأموریتهای پرخطر شهری خودداری کرده یا با احتیاط بیش از حد عمل میکنند، زیرا میدانند هر لحظه ممکن است هدف انتقام یا افشاگری و از آن مهمتر، حملات پهپادی قرار گیرند. این فشار روانی که از جامعه به درون ساختار امنیتی نفوذ کرده، مرز میان میدان و زندگی شخصی را محو کرده است.
درون خود نیروها نیز فضای بیاعتمادی حاکم شده است. نگرانی از نفوذ عوامل خارجی یا مخالفان داخلی، سوءظن را میان اعضا افزایش داده است. روابط همکارانه که زمانی بر پایه اعتماد متقابل بود، اکنون با تردید و احتیاط همراه است. این وضعیت، هماهنگی درونگروهی را مختل کرده و احتمال اشتباهات عملیاتی یا حتی درگیریهای داخلی را بالا برده است.
یکی از جدیترین نشانههای بحران، افزایش موارد ترک خدمت و غیبت از مأموریتهاست. در روزهای اخیر، گزارشهایی از رها کردن پادگانها توسط سربازان وظیفه، عدم حضور در عملیات، و حتی فرار گروهی در برخی یگانها منتشر شده است. بسیاری از افراد، به ویژه در ردههای پایینتر، پس از حوادث سنگین و عملیاتهای هدفمند پهپادهای اسرائیلی و آمریکایی، تصمیم گرفتهاند به خانه بازگردند و از خانوادههای خود محافظت کنند. اگرچه آمار رسمی وجود ندارد، اما گستردگی این پدیده به حدی است که فرماندهان محلی در مواردی مجبور به چشمپوشی شدهاند تا از فروپاشی کامل یگان جلوگیری کنند.
در واکنش به این وضعیت، سطوح بالای فرماندهی تلاش گستردهای برای کنترل جریان اطلاعات به کار گرفتهاند. دستورات صریحی برای جلوگیری از انتشار اخبار واقعی میدان صادر شده و تأکید شده که هرگونه افشاگری میتواند به فشار بیشتر خانوادهها بر نیروها برای ترک خدمت منجر شود. این رویکرد، هرچند در کوتاهمدت برخی نشتهای اطلاعاتی را کاهش داده، اما نمیتواند ریشههای بحران را بپوشاند و حتی در مواردی به افزایش نارضایتی دامن زده است.
این مجموعه چالشها – از ناامنی روانی و فرسایش روحیه گرفته تا فشار اجتماعی، بیاعتمادی داخلی و ترک خدمت – نشاندهنده نقطه عطفی در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی است. نیرویی که زمانی یکپارچه و ترسناک به نظر میرسید، اکنون با نشانههای آشکار تضعیف روبهرو است. اگر این روند ادامه یابد، توانایی رژیم برای مدیریت بحرانهای داخلی و خارجی به شدت کاهش خواهد یافت و فضا برای تحولات بزرگتر فراهم میشود.
به طور کلی، نیروهایی که تنها در دو ماه قبل، بدون هیچ ترسی از پاسخگویی، به مردم شلیک کرده و چندین هزار نفر را قتلعام کردند، حالا نگران خشم فروخورده مردم و انتقام آنها هستند. این وضعیت موجب شده تا نظام، یکی از مهمترین پایگاههای خود را از دست بدهد و همین امر میتواند زمینهساز تغییرات بزرگ شود.