خانه پیشنهاد هم‌وطن جامعه‌ای که در انتظار لحظه تغییر است

هموطن صبر زیر آوار را بررسی می‌کند؛

جامعه‌ای که در انتظار لحظه تغییر است

اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق

«در حکومت‌های اقتدارگرا مردم اغلب تا آخرین لحظه آرام به نظر می‌رسند؛ نه چون راضی‌اند، بلکه چون هزینه اعتراض برای هر فرد بیش از توان اوست.» این‌گفته تیمور کوران حال و روز این روزهای ایران است. جامعه ای که در ۴۷ سال بارها نسبت به مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اعتراض کرده اما پاسخش تنها شلیک، بازداشت و سرکوب بوده است. حالا اما همگان چشم به آسمان دوختند. آسمانی که گذرگاهی برای آمریکا و اسرائیل شده است.  اما نوید آینده بهتری را برای ایرانی‌ها می دهد. جنگ است. همگان زیر بمبارانیم، اما برخی ها این جنگ را نعمت الهی میدانند. چرا که زندگی زیر سایه جمهوری اسلامی غیرممکن شده است. یا حداقل اینگونه فکر می کنند. 

در این شرایط دیگر بحث جان من و تو و آنها نیست. در این برهه تنها سقوط نظام جمهوری اسلامی مهم است و بس. ایرانی‌ها با هر سختی که شده بمباران و آوارگی را تحمل می کنند تا دیگر ریخت نحس جمهوری اسلامی را نبینند. آنها وطن فروش نیستند، هرچند که وطن انتسابی نیست اما ایرانی ها وطن فروش نیستند. آنها فقط خسته اند. خستگی که شاید هیچکس درک نکند. آنها می دانند که اگر جنگ تمام شود روزی به دست جمهوری اسلامی میمیرند. پس خیلی ها حاضرا زیر بمباران بمیرند اما با شرف باشند و زیر یوغ جمهوری اسلامی نروند. 

ظاهر جامعه ایران سال‌هاست آرام به نظر می‌رسد. خیابان‌ها اغلب ساکت‌اند، اعتراض‌ها مقطعی است و ساختار قدرت همچنان پابرجاست. اما در زیر این ظاهر آرام، جامعه‌ای قرار دارد که خشم، نارضایتی و فرسودگی اجتماعی در آن انباشته شده است. دی ماه خونین ورق تاریخ ایران را تغییر داد. بسیاری از جامعه‌شناسان این وضعیت را مرحله‌ای می‌دانند که در آن جامعه در آستانه تغییر قرار دارد، اما هنوز شرایط برای انفجار اجتماعی فراهم نشده است.

بخش مهمی از تحلیل جامعه‌شناختی ایران با مفهوم بحران مشروعیت آغاز می‌شود؛ وضعیتی که در آن فاصله میان حکومت و جامعه به اندازه‌ای زیاد می‌شود که اعتماد عمومی به ساختار سیاسی به شدت کاهش پیدا می‌کند. پژوهش‌های انجام شده توسط گمان نشان داده است که سطح نارضایتی از وضعیت سیاسی و اقتصادی در میان بسیاری از شهروندان بسیار بالاست. چنین وضعیتی در علوم سیاسی نشانه‌ای از فرسایش مشروعیت یک نظام سیاسی تلقی می‌شود.

با این حال نارضایتی گسترده به خودی خود به تغییر فوری منجر نمی‌شود. تاریخ سیاسی نشان داده است که جامعه ممکن است سال‌ها در وضعیتی از نارضایتی عمیق زندگی کند بدون آنکه تغییر ناگهانی رخ دهد. جامعه‌شناس برجسته چارلز تیلی در تحلیل جنبش‌های اجتماعی توضیح می‌دهد که انقلاب‌ها زمانی رخ می‌دهند که ساختار قدرت توان کنترل بحران را از دست بدهد، نه صرفاً زمانی که مردم ناراضی باشند.

در ایران یکی از مهم‌ترین عواملی که رفتار جامعه را توضیح می‌دهد مسئله‌ای است که در علوم اجتماعی به مشکل اقدام جمعی معروف است. نظریه‌پرداز اقتصاد سیاسی مانکور اولسون توضیح می‌دهد که وقتی هزینه اقدام سیاسی بسیار بالا باشد، حتی مردمی که منافع مشترک دارند ممکن است از اقدام جمعی خودداری کنند. در جامعه‌ای که اعتراض می‌تواند به بازداشت، فشار اقتصادی یا هزینه‌های سنگین اجتماعی منجر شود، بسیاری از شهروندان به این نتیجه می‌رسند که اقدام فردی تأثیر چندانی نخواهد داشت. نتیجه چنین شرایطی نوعی صبر اجتماعی است؛ صبری که نه از رضایت بلکه از ترکیب ترس، خستگی و محاسبه عقلانی شکل می‌گیرد.

تاریخ انقلاب‌ها نشان می‌دهد که جوامع گاه برای مدت طولانی در چنین وضعیتی باقی می‌مانند و ناگهان در مدت کوتاهی دگرگون می‌شوند. متفکر سیاسی مشهور الکسی دو توکویل در تحلیل انقلاب فرانسه نوشته است که خطرناک‌ترین لحظه برای یک حکومت زمانی است که شکاف میان جامعه و قدرت به اوج برسد اما هنوز ظاهراً آرامش برقرار باشد. در چنین شرایطی جامعه ممکن است در سکوت منتظر لحظه‌ای بماند که توازن قدرت تغییر کند.

درک سکوت جامعه نیز بدون توجه به سازوکارهای روانی و اجتماعی ممکن نیست. جامعه‌شناس آلمانی الیزابت نوئل نویمان نظریه‌ای را مطرح کرده است که توضیح می‌دهد چگونه افراد در جوامعی که فضای سیاسی بسته دارند ترجیح می‌دهند دیدگاه‌های واقعی خود را پنهان کنند. بر اساس این دیدگاه، افراد زمانی که احساس کنند بیان نظرشان می‌تواند خطرناک باشد، سکوت را انتخاب می‌کنند. به همین دلیل سکوت یک جامعه الزاماً به معنای رضایت نیست؛ گاهی سکوت تنها راه بقاست.

در چنین فضایی روایت‌های متفاوتی درباره آینده شکل می‌گیرد. برخی از شهروندان ممکن است تغییر را تنها از طریق فشارهای بزرگ تاریخی ممکن بدانند، در حالی که گروهی دیگر از پیامدهای چنین بحران‌هایی بیم دارند. تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که بحران‌های بزرگ می‌توانند هم مسیر تغییر سیاسی را باز کنند و هم به تقویت ساختارهای سخت‌گیرانه‌تر قدرت منجر شوند.

گاهی در بحث‌های اجتماعی مثال کشور آلمان پس از جنگ جهانی دوم مطرح می‌شود؛ کشوری که پس از ویرانی کامل توانست دوباره ساخته شود. اما تاریخ نشان می‌دهد که بازسازی آلمان نتیجه مجموعه‌ای از عوامل پیچیده بود؛ از جمله برنامه بازسازی اقتصادی معروف به طرح مارشال، شکل‌گیری نهادهای دموکراتیک و پیوند عمیق با اقتصاد جهانی. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که بازسازی موفق تنها زمانی امکان‌پذیر است که علاوه بر پایان بحران، نهادهای سیاسی پایدار نیز شکل بگیرند.

جامعه ایران امروز در موقعیتی قرار دارد که بسیاری از تحلیلگران آن را وضعیت تعلیق تاریخی می‌نامند. جامعه‌ای که از وضعیت موجود ناراضی است اما مسیر آینده هنوز برای آن روشن نیست. توافق گسترده‌ای درباره مشکلات وجود دارد، اما درباره شکل آینده نظام سیاسی دیدگاه‌های متفاوتی دیده می‌شود. نظریه‌پرداز انقلاب تدا اسکاچپل در بررسی انقلاب‌های بزرگ جهان توضیح می‌دهد که انقلاب‌ها اغلب با توافق مردم درباره آنچه نمی‌خواهند آغاز می‌شوند، نه با توافق درباره آنچه می‌خواهند بسازند.

از این منظر، سکوت جامعه ایران را نمی‌توان نشانه آرامش دانست. این سکوت بیشتر شبیه دوره‌ای از انتظار است؛ دوره‌ای که در آن جامعه در حال ارزیابی هزینه‌ها، ترس‌ها و امیدهای خود است. تاریخ نشان داده است که در بسیاری از جوامع، چنین دوره‌هایی گاه سال‌ها طول می‌کشند اما می‌توانند ناگهان به نقطه‌ای برسند که مسیر تاریخ را تغییر دهد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن