اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
شاید کمتر کسی حتی در میان تندروترین اصولگرایان و نزدیکان به هسته سخت قدرت تا پیش از جنگ حاضر و مرگ علی خامنهای در دقایق آغازین آن تصور میکرد که به همین سادگی و بدون کوچکترین انتقاد جدی در داخل، سید مجتبی خامنهای بتواند در صریحترین شکل یک حکومت موروئی پس از پدرش و بیهیچ پشتوانه و
سبقه اجرایی مشخصی به تاج و تخت ولایت مطلقه فقیه در تهران تکیه بزند.
حتی رادیکالترین حامیان حکومت در گعده پایداریچیها نیز شاید تا همین سه سال قبل که میر حسین موسوی در بیانیه یکباره خود نسبت به بر سر کار آمدن مجتبی پس از پدر هشدار داده بود، حتی فکرش را هم نمی کردند که نه چک بزنند و نه چانه و تصاویر روتوش شده و مبتنی بر هوش مصنوعی یکی از پسران خامنهای را روی بیلبوردها و بنرهای بلدیه زاکانی در پایتخت مملکت ببینند!
با آغاز تجاوز اسرائیل و آمریکا به تهران و مجموعه بیت رهبری در همین دو هفته پیش اما، وضعیت جنگی گسترده و سنگینی بر کشور حاکم شده و چنان بلبشویی به راه افتاد که در زوزهکشی موشکها و جولان جنگنده ها بر فراز آسمان فراخ پایتخت، آنچه به جایی نمیرسید، تنها فریاد دموکراسیخواهی و نقد حکومت پسر پس از پدر بود. از همین رو نیز در بحبوحه فعالیت نیم بند شورای موسوم به رهبری در حالی که دیپلماسی عمومی کشور در وضعیت جنگی به دست مشتی مداح در خیابانها و میادین رفق و فتق میشد، نام سید مجتبی خامنهای در اقدامی شبه کودتایی و اصطلاحا با کودتایی خاموش در میان هلهله حامیان حکومت اعلام شد و گویی که پس از قایم باشک طولانی چند کودک بازیگوش به یکباره برای اینکه کسی زودتر دست بالا نگیرد، کسی در میان جمع فریاد زد؛ استپ استپ! در چنین وضعیتی نیز طبعا هر آن کسانی که نامشان حتی در پچ پچ راننده تاکسیهای شهر به عنوان گزینه جانشین به میان میآمد به صف درآمدند که تاجگذاری قدرقدرت، والاشوکت، اعلیحضرت ولیعهد را تهنیت گفته و در سیرک «بیعت» خودی نشان دهند.
با این همه چند روزی از این انتخاب شبهکودتایی گذشته و غبارها از پس معرکه بیعت فرونشسته و باز در این
وضعیت، خبری از رهبر سوم نیست که نیست! تنها در حدود دو هزار کلمه پیغام آن هم پس از غیبتی چهار روزه و زمزمه جانبازی معظمله در جنگ رمضان به خورد هواداران نظام داده شده و «آقا مجتبی» محبوب اهالی بیت رهبری تنها از روی بنرهای شهرداری در انظار عمومی ظاهر شده است. نه یک گفتوگوی تلویزیونی، نه یک فایل صوتی و نه حتی یک تصویر جدید از ولیعهد تازه تاجدار موجود نیست.
چنانکه تا پیش از جنگ کنونی و مرگ حضرت آقا نیز در برخی محافل مطرح میشد، فاصله میان عنوان رسمی
و قدرت واقعی در ساختار حکومت ولایت فقیه چندان نزدیک نبود و همان زمان نیز برخی از اداره شئونی از مقدرات ملک و مملکت توسط مجتبی در تاریکی سایه پدر سخن میگفتند و هنوز هم بسیاری او را متهم ردیف دوم وضع موجود تاسفبار کشور میدانند. حالا هم که او با حذف رهبر دوم-تا اینجا صرفا در حد عنوان و نام- بر جایگاه رهبری سوم تکیه زده و البته همانگونه که در مقدمه مورد اشاره قرار گرفت، شرح دقیقی از وضعیت سلام و حتی مرگ و زندگیاش در دست نیست. هیچ بعید به نظر نمیرسد که آقا مجتبی در شرایطی که امروز شاهد آنیم، عجالتا یک اسم رمز برای پیشیرد امور کشور در وضعیت جنگی باشد و همان آتش به اختیارانی که نامش را به یکباره از جعبه پاندورای نظام بیرون آوردند، زعیم جدید مملکت در دوره جدید باشد. منظور از این آتش به اختیاران، نه لشگر اجنه و شیاطین و نه چند خوفیهنشین ناشناخته که اتفاقا حلقه بستهای از فرماندهان اقتدارگرا و تمامیتخواه سپاه و چهرههای ارشد امنیتی هستند. چنانکه نقش آنها در دوره رهبری دوم نیز چندان کمرنگ تلفی نمیشد.
اما اینکه با این دست فرمان تا کجا میشود این بیراهه را پیمود و تا به کی میتوان با بنرهای خامنهای جوان، ساختار حکمرانی در عرصه جدید و جنگزده کشور را مدیریت کرد، چندان محرز نیست. چرا که با تداوم وضعیت کنونی، حتی حامیان سخت حکومت نیز صدا بلند خواهند کرد که کجاست آقایمان و کجاست ولی امر مسلمین جهان تا کشتی طوفانزده ولایت را به ساحل امن رسانیده و پروژه آزادی قدس شریف را به پیش ببرد؟ حال اینکه نماز میت ولی امر سابق مسلمین جهان در امالقرای جهان اسلام را چه کسی بخواند و نماز عید فطر به امامت که باشد. بیش از هر چیز عجالتا مورد انتظار جماعت هواخواه و مترصد نظام اسلامی است.