خانه پیشنهاد هم‌وطن رهبری پنهان در پناهگاه، میان بحران مشروعیت و مشروعیت

هموطن بحران‌های پیش روی رهبر سوم جمهوری اسلامی را بررسی می‌کند: 

رهبری پنهان در پناهگاه، میان بحران مشروعیت و مشروعیت

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

از انتصاب مجتبی خامنه‌ای به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی در  چند روزی گذشته و او همچنان در انظار عمومی ظاهر نشده است. گزارش‌های متعدد از مجروحیت شدید او در حملات هوایی آمریکا و اسرائیل حکایت دارد؛ وضعیتی که فاصله عمیقی میان عنوان رسمی رهبری و قدرت واقعی ایجاد کرده و گمانه‌زنی‌ها درباره اداره کشور توسط ساختارهای امنیتی و نظامی را تقویت می‌کند.

مجلس خبرگان رهبری در یک فرایند غیر دموکراتیک، سیدمجتبی خامنه‌ای را به عنوان رهبر جدید معرفی کرد و فرزند رهبر کشته شده جمهوری اسلامی مدعی است که خودش هم مانند مردم از اخبار تلویزیون متوجه چنین انتخابی شده است. 

این تصمیم، مدتی پس از کشته شدن علی خامنه‌ای در حملات مشترک آمریکا و اسرائیل اتخاذ شد و قرار بود نمادی از تداوم نظام باشد. اما واقعیت میدانی متفاوت است؛ رهبر جدید نه در مراسم عمومی حاضر شده، نه سخنرانی کرده و نه تصویری تازه از او منتشر شده است. تنها یک پیام کتبی منتسب به او منتشر شد که بر همان شیوه پوسیده و شکست خورده رهبر قبلی تاکید می‌ورزد. پیامی که توسط تلویزیون خوانده شد و فاقد هرگونه نشانه شخصی مانند صدا یا تصویر از مجتبی خامنه‌ای بود.

وضعیت جسمانی مجتبی خامنه‌ای، که متولد ۱۳۴۸ است، یکی از اصلی‌ترین دلایل این غیبت به شمار می‌رود. گزارش‌های متعدد حاکی از آن است که او در همان حمله‌ای که پدر، مادر، همسر و فرزندانش را از دست داد، از ناحیه پاها، دست و بازو و حتی صورت مجروح شده است. منابع ایرانی، آمریکایی و اسرائیلی گفته‌اند که او اکنون در پناهگاهی فوق‌امنیتی با ارتباطات محدود نگهداری می‌شود و هوشیار است، اما جراحاتش امکان حضور عمومی را از او سلب کرده.

سفیر جمهوری اسلامی در قبرس نیز تأیید کرده که شنیده پاها و دست‌های او آسیب دیده و احتمالاً بستری است. این شرایط، او را به چهره‌ای آسیب‌دیده جسمی و روحی تبدیل کرده که برخلاف اصل ۱۰۹ قانون اساسی، فاقد «قدرت کافی برای رهبری» به نظر می‌رسد.

دولت آمریکا برای هر نشانه‌ای از مکان مجتبی خامنه‌ای و تعدادی از مسئولان ارشد رژیم، جایزه ۱۰ میلیون دلاری تعیین کرده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در اظهاراتی تصریح کرده که «مجتبی خامنه‌ای احتمالاً زنده است، اما آسیب‌دیده؛ کسی نمی‌داند چه کسی در جمهوری اسلامی رهبر است و بنابراین کسی پیدا نمی‌شود که تسلیم شدن را اعلام کند.» 

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، نیز با طعنه گفت: «من برای او بیمه عمر صادر نمی‌کنم.» پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در نشست خبری تأکید کرد که مجتبی خامنه‌ای «مثل موش زیر زمین پنهان شده، مجروح و مستاصل است.» 

این اظهارات، تصویر یک رهبر ضعیف و پنهان را ترسیم می‌کند که با سنت رهبری کاریزماتیک در جمهوری اسلامی در تضاد کامل است.

فاصله میان عنوان رسمی رهبری و قدرت واقعی، در این شرایط بیش از همیشه آشکار شده است. مجتبی خامنه‌ای، که پیش از این بیشتر به عنوان چهره‌ای پشت صحنه با نفوذ در نهادهای فاسد امنیتی و اقتصادی شناخته می‌شد، فاقد سابقه حتی یک سخنرانی عمومی یا حضور میان مردم است. 

انتخاب او تحت فشار سپاه پاسداران صورت گرفت و نشانه‌ها حاکی از تمرکز قدرت در دست فرماندهان فاسد سپاه است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که سپاه نقش اصلی را در اداره امور ایفا می‌کند و رهبر جدید بیشتر به عنوان نمادی برای حفظ ظاهر عمل می‌کند تا تصمیم‌گیرنده واقعی. عدم حضور علنی او، این خلأ را برجسته‌تر کرده و تصمیم‌گیری‌های کلیدی در سیاست خارجی، اقتصاد و سرکوب داخلی را به نهادهای نظامی واگذار کرده است.

فرضیه «کودتای خاموش و خزنه سپاه» یا اداره کشور توسط ساختارهای امنیتی، در میان تحلیل‌گران رواج دارد. برخی معتقدند که مجتبی «گمارده دست سپاه» است و سیاست‌های تندروتر از پدرش را دنبال خواهد کرد، اما بدون اقتدار واقعی. 

این انتقال قدرت به سپاه، که از سال‌های پیش آغاز شده بود، اکنون به اوج رسیده و رهبری را به حاشیه رانده است. در چنین ساختاری، بیت رهبری به حاشیه رفته و فرماندهان سپاه تصمیم‌گیرندگان اصلی هستند؛ وضعیتی که ریسک اشتباهات استراتژیک را افزایش می‌دهد و مشروعیت نظام را بیش از پیش تضعیف می‌کند.

تأثیر این تغییر بر موازنه قدرت در آینده سیاسی ایران و ثبات حکومت، بسیار جدی است. رهبری ضعیف و پنهان مجتبی، فرصت تاریخی برای مخالفان داخلی ایجاد کرده است. اعتراضات مردمی، که با شعارهایی علیه او همراه بوده، نشان‌دهنده عدم پذیرش این انتصاب موروثی است. مردم ایران، زیر فشار اقتصادی و سیاسی شدید، این رهبری را نمادی از فساد و ادامه سرکوب می‌دانند. در عرصه بین‌المللی نیز این ابهام، ایران را آسیب‌پذیرتر کرده است. تهدید به بستن تنگه هرمز یا باز کردن جبهه‌های جدید، بدون رهبری قوی و متمرکز، می‌تواند به تشدید درگیری‌ها منجر شود، اما سپاه ممکن است در تصمیم‌گیری‌های کلان دچار خطا شود و به فروپاشی سریع‌تر بیانجامد.

در نهایت، وضعیت مجتبی خامنه‌ای نمادی از بحران عمیق جمهوری اسلامی است: رهبری که در پناهگاه پنهان شده، قدرت واقعی را به سپاه سپرده و با چالش‌های داخلی و خارجی روبرو است. اگر جراحات او شدید باشد، نظام ممکن است به زودی با بحران جانشینی دیگری مواجه شود. آینده ایران در این شرایط، بیش از همیشه به اراده مردم برای تغییر و فشارهای خارجی وابسته است. این رهبری، که با ابهام آغاز شد، شاید با ابهام بیشتری پایان یابد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن