اختصاصی گروه اقتصادی/ محمدرضا گلسار
قطعی اینترنت در ایران اتفاق تازهای نیست. سالهاست کاربران ایرانی با انواع محدودیتها، فیلترینگها و اختلالها زندگی میکنند. اما هر بار که اینترنت آزاد بهطور گسترده قطع میشود، یک واقعیت مهم دوباره خودش را نشان میدهد؛ واقعیتی که شاید هیچ گزارش رسمی نتواند آن را پنهان کند. کاربران به سمت پلتفرمهای داخلی نمیروند. آنها صبر میکنند. انتظار میکشند تا فیلترشکنها دوباره وصل شوند. این صبر، یک اعتراض خاموش است؛ اعتراضی که نه در خیابان بلکه در رفتار کاربران دیده میشود. میلیونها کاربر ترجیح میدهند ساعتها و حتی روزها منتظر بمانند تا راهی برای اتصال دوباره به اینترنت جهانی پیدا کنند، اما به سراغ پلتفرمهایی نروند که سالها به عنوان «جایگزین داخلی» معرفی شدهاند. این رفتار یک پیام واضح دارد: «مشکل کاربران با این پلتفرمها صرفاً سیاسی یا احساسی نیست؛ مسئله اصلی کیفیت است.»
در سالهای گذشته بارها گفته شد که شبکهها و پلتفرمهای داخلی میتوانند جایگزین خدمات خارجی شوند. حتی در برخی موارد کاربران تشویق شدند که از این سرویسها استفاده کنند. اما تجربه واقعی کاربران چیز دیگری بود. واقعیت این است که بیشتر این پلتفرمها هیچگاه نتوانستند تجربهای همسطح یا حتی نزدیک به نمونههای جهانی ارائه دهند. سرعت پایین، اختلالهای مکرر، امکانات محدود و مشکلات فنی باعث شد بسیاری از کاربران پس از مدتی استفاده، دوباره به سرویسهای خارجی برگردند. به همین دلیل وقتی اینترنت آزاد قطع میشود، مردم به سمت گزینههای داخلی هجوم نمیبرند. آنها منتظر میمانند تا محدودیتها برداشته شود یا فیلترشکنها دوباره کار کنند. این انتظار شاید طولانی باشد، اما برای بسیاری از کاربران منطقیتر از مهاجرت به پلتفرمهایی است که تجربه خوبی از آنها ندارند.
دلیل این بیاعتمادی را باید در کیفیت خدمات جستوجو کرد. کاربران وقتی از یک سرویس استفاده میکنند، به سرعت متوجه میشوند که آیا آن سرویس میتواند نیازهایشان را برطرف کند یا نه. در بسیاری از موارد، پلتفرمهای داخلی حتی در شرایط عادی هم با مشکل مواجه میشوند. کندی سرعت، قطعیهای ناگهانی و محدودیت ظرفیت باعث میشود کاربران خیلی زود از استفاده از آنها منصرف شوند. مسئله زمانی جدیتر میشود که تعداد کاربران کمی افزایش پیدا کند. در چنین شرایطی، بسیاری از این سرویسها عملاً از کار میافتند. یعنی حتی اگر فرض کنیم که همه کاربران بخواهند از این پلتفرمها استفاده کنند، زیرساخت آنها توان پاسخگویی به چنین حجمی از کاربران را ندارد.
یکی از واضحترین نمونههای این مشکل در دوران آموزش مجازی دیده شد. زمانی که دانشآموزان مجبور شدند برای ادامه تحصیل از پلتفرمهای آنلاین استفاده کنند، اختلالها تقریباً بلافاصله شروع شد. کافی بود تعداد کاربران کمی افزایش پیدا کند تا سیستمها با مشکل مواجه شوند. کلاسها قطع میشدند، صدا و تصویر به سختی منتقل میشد و بسیاری از دانشآموزان عملاً نمیتوانستند در کلاسها شرکت کنند. این تجربه برای بسیاری از کاربران یک درس مهم داشت: «زیرساختهایی که حتی برای آموزش آنلاین هم به سختی کار میکنند، چگونه میتوانند جایگزین اینترنت جهانی شوند؟» همین تجربهها باعث شده که امروز کاربران با تردید به پلتفرمهای داخلی نگاه کنند. در چنین شرایطی، طبیعی است که کاربران به دنبال راههای جایگزین باشند. فیلترشکنها دقیقاً در همین نقطه وارد ماجرا میشوند. وقتی دسترسی به اینترنت جهانی محدود میشود و گزینه داخلی قابل اعتماد وجود ندارد، کاربران به ابزارهایی روی میآورند که بتوانند این محدودیتها را دور بزنند. حتی اگر این ابزارها گران باشند یا همیشه بهدرستی کار نکنند. به همین دلیل است که در روزهای قطعی اینترنت، بسیاری از کاربران نه به دنبال نصب اپلیکیشنهای داخلی بلکه در جستوجوی فیلترشکنهای جدید هستند. این رفتار شاید از نگاه برخی عجیب به نظر برسد، اما برای کاربران کاملاً منطقی است. آنها میخواهند به خدماتی دسترسی داشته باشند که سالها از آن استفاده کردهاند و به کیفیت آنها عادت کردهاند. در چنین شرایطی گاهی آمارهایی درباره تعداد کاربران پلتفرمهای داخلی منتشر میشود. اما واقعیت این است که تجربه کاربران چیزی متفاوت را نشان میدهد.کاربران بهخوبی میدانند وقتی وارد یک سرویس میشوند چه اتفاقی میافتد. آنها کندی، اختلال و محدودیتها را بهطور مستقیم تجربه میکنند. همین تجربههاست که رفتار واقعی کاربران را شکل میدهد، نه آمارهایی که گاهی در گزارشهای رسمی دیده میشود. به همین دلیل است که بسیاری از کاربران حتی حاضر نیستند دوباره این پلتفرمها را امتحان کنند.
واقعیت این است که اگر پلتفرمهای داخلی قرار بود جایگزین واقعی اینترنت جهانی باشند، امروز بهترین فرصت برای اثبات این موضوع بود. زمانی که اینترنت آزاد قطع شده، کاربران به طور طبیعی باید به سمت این سرویسها میرفتند. اما آنچه در عمل دیده میشود، کاملاً متفاوت است. کاربران نه تنها به سمت این سرویسها نرفتهاند، بلکه بسیاری از آنها ترجیح دادهاند صبر کنند تا فیلترشکنها دوباره فعال شوند.این رفتار نشان میدهد مشکل اصلی در جای دیگری است؛ در کیفیت خدمات، در زیرساختها و در اعتماد کاربران. بنابراین اگر این مسائل حل نشوند، بعید است پلتفرمهای داخلی بتوانند به جایگزین واقعی تبدیل شوند. اینترنت را نمیتوان با اجبار تغییر داد. کاربران همیشه راهی پیدا میکنند تا به خدماتی دسترسی داشته باشند که به آنها اعتماد دارند و شاید مهمترین پیام این روزها همین باشد: «مردم منتظر افزایش کیفیت اینترنت داخلی نیستند؛ آنها منتظر وصل شدن فیلترشکنها و یا بهتر از آن توقف سیاست فیلترینگ هستند.»