خانه پیشنهاد هم‌وطن ولایت موروثی و تداوم استبداد خانوادگی

هموطن محتوای نخستین پیام مجتبی خامنه‌ای را بررسی می‌کند:

ولایت موروثی و تداوم استبداد خانوادگی

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

در حالی که ایران زیر بار جنگ، تحریم‌ها و بحران اقتصادی کمر خم کرده، مجلس خبرگان رهبری در یک فرآیند غیرشفاف و شتاب‌زده، سید مجتبی خامنه‌ای، فرزند رهبر پیشین علی خامنه‌ای، را به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی معرفی کرد. این انتخاب، که بسیاری از ناظران آن را “خیمه‌شب‌بازی رسوا” توصیف کرده‌اند، نه تنها اصل جمهوری را زیر پا می‌گذارد، بلکه نمادی از تبدیل نظام به یک سلطنت موروثی است. 

از سوی دیگر، نخستین پیام مجتبی خامنه‌ای پس از تکیه بر جایگاه پدر که ظاهراً خطاب به ملت ایران است، در واقع سندی است برای تداوم همان سیاست‌های استبدادی و ماجراجویانه‌ای که کشور را به ورطه نابودی کشاند. 

این پیام پر از خطابه‌های مذهبی است و هیچ نوآوری‌ جدیدی ندارد و تنها تکرار ایدئولوژی شکست‌خورده پدرش است. 

برای درک بهتر محتوای پیام نخست مجتبی خامنه‌ای، ابتدا باید ساختار پیام را بررسی کنیم. پیام با آیه‌ای از قرآن آغاز می‌شود: ” مَانَنسَخْ مِنْ ءَآیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَآ اَوْ مِثْلِها. ” که تفسیر آن در المیزان به این شرح است: ” ما هيچ آيه اى را نسخ نمى كنيم و از يادها نمى‌بريم مگر آنكه بهتر از آن و يا مثل آنرا مى‌آوريم” مجتبی خامنه‌ای، این آیه را برای توجیه جانشینی خود استفاده می‌کند، گویی مرگ پدرش (که در پیام به عنوان “شهادت” توصیف شده) و جانشینی او به معنی تحقق همان وعده الهی است که “مگر آنکه بهتر از آن و یا مثل آنرا می‌آوریم!”

این رویکرد، نمونه‌ای کلاسیک از سوءاستفاده از مذهب برای مشروعیت‌بخشی به قدرت شخصی است. مجتبی خامنه‌ای و باندهای فاسد قدرت و ثروت، جمهوری اسلامی (که فقط در ظاهر نام جمهوری را یدک می‌کشد) در عمل تبدیل به یک حکومت موروثی کردند و حالا انتصاب و دیگر بر همگان مشخص گردید که “ولایت فقیه” در حقیقت همان  نظام پادشاهی موروثی است و این در حالی است که روح‌الله خمینی ادعا می‌کرد ولایت فقیه بر پایه مشروعیت مردمی است، حالا به یک ارثیه خانوادگی تبدیل شده است. 

مجتبی خامنه‌ای در حالی که می‌خواهد فرایند انتخاب خود را دموکراتیک جلوه دهد، به صورت صورت طنز‌آمیزی مدعی می‌شود که مانند دیگر مردم از طریق صدا و سیما از انتصاب خود مطلع شده، در حالی که همگان دیدند که در شب انتصاب او، حتی مداحان و سخنرانان در خیابان از موضوع مطلع بودند که می‌خواستند در زمان اعلام رسمی، مردم را به هیجان وادارند.

در بخش دوم پیام، مجتبی بر نقش مردم در حمایت از جمهوری اسلامی تأکید می‌کند، این در حالی است که همگان شاهد بودند که جمهوری اسلامی دو ماه قبل و در اعتراضات خونین دی ماه،‌ هزاران نفر از مردم ایران را قتل‌عام کرد.

لازم به یادآوری نیست که در سال‌های اخیر، جنبش‌هایی مانند اعتراضات ۱۴۰۱ (زن، زندگی، آزادی) با کشته‌شدن صدها نفر و زندانی‌شدن هزاران مخالف روبرو شد. مجتبی خامنه‌ای، با فراخوان به “حضور در صحنه” و “وحدت”، در واقع به دنبال بسیج توده‌ها برای حمایت از رژیم است، بدون اینکه اجازه دهد صدای مخالفان شنیده شود. 

او از “بصیرت ملت” سخن می‌گوید، اما این بصیرت، در قاموس رژیم به معنای اطاعت کورکورانه است. 

در حالی که پیام مجتبی خامنه‌ای از “حضور عمارگونه ملت” حرف می‌زند، گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که بسیاری از ایرانیان، به ویژه جوانان، از رژیم رویگردان شده‌اند و دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی، همین امروز و در اوج حملات آمریکا و اسرائیل به دنبال دستگیری و شکنجه شهروندان و مخالفان خود است.

این پیام، با تأکید بر “توسل به معصومین” و “توکل بر خدا”، مشکلات واقعی مانند تورم ۵۰ درصدی، بیکاری و کمبود آب را نادیده می‌گیرد و به جای راه‌حل‌های عملی، به ایدئولوژی پناه می‌برد، رویکردی که پدرش نیز داشت و نتیجه‌اش ویرانی اقتصادی ایران بود.

بخش سوم پیام، تشکر از رزمندگان و جبهه مقاومت، آشکارا جنگ‌طلبانه است. مجتبی خامنه‌ای از ادامه مسدود کردن تنگه هرمز و گشودن “جبهه‌های جدید” سخن می‌گوید، که این می‌تواند به معنای تشدید درگیری با آمریکا و اسرائیل باشد. 

این سیاست‌ها که ادامه‌دهنده خط پدرش است، ایران را درگیر جنگ‌های نیابتی در منطقه کرده و میلیاردها دلار هزینه بر کشور تحمیل کرده است. 

رسانه‌های بین‌المللی، نخستین پیام مجتبی خامنه‌ای را نشانه‌ای از تداوم سیاست‌های تهاجمی جمهوری اسلامی می‌دانند. وی از حزب‌الله، یمن و عراق به عنوان “بهترین دوستان” یاد می‌کند، اما از دید مخالفان، این گروه‌ها ابزار رژیم برای صدور تروریسم هستند و سالانه میلیاردها دلار از پول ملت ایران را می‌بلعند. این رویکرد، نه تنها تحریم‌ها را تشدید می‌کند، بلکه جان هزاران ایرانی را در جنگ فعلی به خطر می‌اندازد.

پیام فوق بدون اشاره به دیپلماسی یا مذاکره، انتقام را اولویت می‌دهد – مثلاً در مورد “انتقام خون شهدا” و حتی “خون اطفال” – که این می‌تواند چرخه خشونت را ادامه دهد و ایران را بیشتر منزوی کند.

در بخش چهارم، همدردی با آسیب‌دیدگان، ظاهراً عاطفی است، اما وعده‌های آن توخالی به نظر می‌رسد. مجتبی از جبران خسارات و خدمات رایگان برای جانبازان سخن می‌گوید، اما در واقعیت، رژیم سابقه‌ای طولانی در نادیده گرفتن قربانیان دارد. برای مثال، خانواده‌های کشته‌شدگان اعتراضات هیچ غرامتی دریافت نکرده‌اند. او حتی از “گرفتن غرامت از دشمن” حرف می‌زند، که این می‌تواند به معنای غارت یا نابودی اموال خارجی باشد – رویکردی که شبیه به سیاست‌های مافیایی است و اقتصاد ایران را بیشتر نابود می‌کند. این بخش، با اشاره به از دست دادن خانواده مجتبی (همسر، خواهر و نوه)، سعی در ایجاد همدلی دارد، اما مخالفان آن را مظلوم‌نمایی سخیف می‌دانند، زیرا رژیم همیشه از تراژدی‌های شخصی برای توجیه قدرت استفاده کرده است.

بخش پنجم، خطاب به همسایگان، تهدیدآمیز است. مجتبی خامنه‌ای کشورها را به تعطیلی پایگاه‌های آمریکایی فرامی‌خواند و هشدار می‌دهد که در غیر این صورت، حملات ادامه خواهد یافت. این امر که ادامه‌دهنده سیاست‌های علی خامنه‌ای است، آینده سیاهی را برای کشور پیش‌بینی‌می‌کند.

تحلیل‌های کارشناسان نشان می‌دهد که این پیام، پیامی به ترامپ و غرب است برای تشدید تنش. تداوم مسدود بودن تنگه هرمز، به طور قطع جهانیان را علیه ایران بسیج خواهد کرد.

در بخش ششم، عهد با “رهبر شهید!!” (علی خامنه‌ای)، مجتبی پدرش را به عنوان یک قهرمان توصیف می‌کند، اما واقعیت تاریخی چیز دیگری است. علی خامنه‌ای، با ۳۵ سال رهبری، کشور را به انزوا کشاند، اعتراضات را سرکوب کرد و اقتصاد را نابود ساخت. این بخش، با “عهد بستن برای اعتلای پرچم”، نشان‌دهنده تداوم همان ایدئولوژی است که میلیون‌ها ایرانی را به فقر کشاند.

در نهایت، این پیام، هیچ نشانه‌ای از اصلاحات ندارد. مجتبی خامنه‌ای به به عنوان فرزند رهبر پیشین، نماد تداوم دیکتاتوری است، تداوم ناامیدی به جای امید و نشانه روزهای تاریک‌تر و سیاه‌تر برای ایران.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن