خانه پیشنهاد هم‌وطن خستگی و ترس بلای جان نیروی‌های سرکوبگر شده است

هموطن حملات پهپادی به ایست‌های بازرسی را بررسی می‌کند:

خستگی و ترس بلای جان نیروی‌های سرکوبگر شده است

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

طی شب‌های گذشته آسمان پایتخت ایران برای ساعاتی پر از صدای پهپاد و پدافند ضدهوایی شد. گزارش‌های متعدد از رسانه‌های نزدیک به حکومت و منابع میدانی نشان می‌دهد که پهپادهای منتسب به ارتش اسرائیل چندین ایست بازرسی نیروهای امنیتی و بسیج را در مناطق مختلف تهران هدف قرار داده‌ند و مقامات اسرائیلی تاکید کرده‌اند که به هدف قرار دادن سرکوبگران در ایست‌های بازرسی ادامه خواهند داد. 

ایست‌های بازرسی هدف قرار گرفته شده در مناطق در شرق و شمال تهران بودند که پیش از این به عنوان نقاط کنترل امنیتی شناخته می‌شدند.

این حملات در حالی رخ داد که از آغاز درگیری‌های گسترده‌تر، ایست‌های بازرسی در خیابان‌های تهران به نمادی از تلاش حکومت برای حفظ کنترل شهری تبدیل شده بودند. پهپادها با دقت بالا نقاطی را نشانه رفتند که نیروهای بسیج و انتظامی در آن مستقر بودند، امری که طبق گزارش‌های رسمی، خسارات انسانی و روانی قابل توجهی به جا گذاشت. 

یکی از برجسته‌ترین اثرات این حملات، غافلگیری عمیق نیروهای امنیتی در برابر آن بود. بسیاری از نیروها که انتظار داشتند ایست‌های بازرسی‌شان به عنوان آخرین لایه حفاظتی عمل کند، حالا احساس می‌کنند حتی این نقاط نیز امن نیست. آنها می‌گویند توانایی واکنش سریع و مؤثر به چنین حملاتی محدود شده و این امر اعتماد به نفس عملیاتی‌شان را به شدت کاهش داده است. 

پیش از این، تمرکز اصلی بر کنترل معترضان یا تردد شهروندان بود، اما حالا خود نیروها هدف مستقیم شده‌اند.

احساس تحت تعقیب بودن نیز به شدت در میان نیروهای میدانی افزایش یافته است. روایت‌ها نشان می‌دهد که حضور در خیابان برای آنها شبیه قرار گرفتن در یک میدان تیر دائمی است. نگرانی از شناسایی توسط پهپادها چنان بالا رفته که حتی صداهای معمولی شبیه به پرواز پهپاد یا هواپیما باعث اضطراب شدید می‌شود. 

این وضعیت پس از حملات پهپادی بیستم اسفند تشدید شد و بسیاری از نیروها گزارش داده‌اند که هنگام گشت‌زنی یا ایستادن در پست، مدام به آسمان نگاه می‌کنند و احساس امنیت ندارند.

فرسودگی شدید جسمی و روحی یکی دیگر از پیامدهای بارز این هدف‌گیری‌های هدفمند و نقطه‌زن است. ساعت‌های طولانی حضور در خیابان بدون استراحت کافی، کمبود امکانات اولیه مانند غذا و آب مناسب، فضای پرتنش اطراف و فشارهای خانوادگی برای ترک خدمت، همگی بر وضعیت نیروها اثر گذاشته است. 

پس از حملات پهپادی فوق، بسیاری مجبور به افزایش شیفت‌ها شدند تا خلأهای ایجادشده را پر کنند و این امر فرسودگی را دوچندان کرد. گزارش‌ها حاکی است که خستگی مفرط نیروهای سرکوبگر، خطر اشتباهات عملیاتی را افزایش داده و بهره‌وری روزانه را کاهش می‌دهد.

نارضایتی از فرماندهی نیز در روایت‌های میدانی برجسته شده است. برخی نیروها نسبت به فرماندهان ارشد، احساس سرخوردگی می‌کنند. آنها معتقدند بیانیه‌های بزرگ و رسانه‌ای فرماندهان با واقعیت‌های میدانی همخوانی ندارد و ظرفیت واقعی واحدها را درک نمی‌کنند. این نارضایتی پس از حملات پهپادی که نشان‌دهنده ضعف در پیش‌بینی و دفاع بود، شدت بیشتری گرفت و می‌تواند به کاهش روحیه کلی منجر شود.

نگرانی از نفوذ و درز اطلاعات نیز یکی از دغدغه‌های اصلی مطرح‌شده است. نیروها می‌گویند دقت بالای حملات پهپادی به ایستگاه‌های خاص، شبهه وجود اطلاعات دقیق از داخل سیستم را تقویت کرده است. این نگرانی به ترس داخلی دامن زده و اعتماد میان واحدها را خدشه‌دار کرده است. 

برخی نیروها ابراز می‌کنند که احتمال حضور افراد نفوذی یا انتقال اطلاعات به بیرون، آنها را در موقعیت آسیب‌پذیرتری قرار داده است.

فشارهای روانی ناشی از این شرایط نیز قابل توجه است. مجموعه‌ای از غافلگیری، ترس مداوم، فرسودگی و احساس عدم حمایت، در برخی موارد به علائمی مانند فوران خشم ناگهانی، گریه‌های کنترل‌نشده، احساس ناامیدی عمیق و حتی تهدید به خودکشی منجر شده است. روایت‌های میدانی نشان می‌دهد که این علائم در روزهای اخیر بیشتر گزارش شده می‌شود.

در نهایت، شکاف میان میدان و فرماندهی یکی از عمیق‌ترین اثرات این حملات است. نیروهای عملیاتی احساس می‌کنند مستقیماً در خط مقدم قرار دارند و جان‌شان در خطر است، در حالی که تصمیم‌گیری‌ها از فاصله دور و بدون درک کامل شرایط میدانی انجام می‌شود. این شکاف می‌تواند به عدم هماهنگی در عملیات آینده منجر شود و امنیت کلی نیروهای امنیتی را تضعیف کند.

حملات پهپادی ارتش اسرائیل به ایست‌های بازرسی، فراتر از یک رویداد نظامی بود و چالش‌های ساختاری عمیقی را در نیروهای امنیتی ایران آشکار کرد. 

از غافلگیری و ترس دائمی تا فرسودگی، نارضایتی و فشار روانی، این حملات اثرات چندلایه‌ای بر جای گذاشته‌اند. در حالی که مقامات رسمی تلاش می‌کنند این رویدادها را کم‌اهمیت جلوه دهند، روایت‌های میدانی از نیروها، داستان متفاوتی روایت می‌کند. 

بخش مهم و قابل توجهی از شهروندان نیز این شرایط را نه از روی ترس، بلکه با شعف فراوان پیگیری و دنبال می‌کنند، زیرا به خوبی به یاد دارند که تنها دو ماه قبل بود که نیروهایی که امروز در ایست‌های بازرسی ایستاده‌اند، به روی آنها اسلحه گرفته و بسیاری را به رگبار بستند.

از بین رفتن اعتماد و انسجام اجتماعی میان بخش بزرگی از شهروندان و نیروهای حامی جمهوری اسلامی، در این روزها خود را نمایان کرده و در حالی که عده‌ای برای کشته‌‌شدگان را شهدای والا مقامی معرفی می‌کنند، دیگر مردم منتظر هستند تا در نخستین فرصت، رقص و پایکوبی را از سر گیرند. رقصی که دو ماه قبل بر سر قبور عزیزانشان انجام دادند را حالا می‌خواهند در شرایطی دیگر تکرار کنند. 

بنابراین، به هر میزانی که نیروهای سرکوبگر در نقطه ضعف و ناامیدی قرار گیرند، در مقابل عده‌ای دیگر امید و انرژی می‌گیرند. 

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن