خانه پیشنهاد هم‌وطن جست‌وجوی جامعه برای راهی سوم

هموطن ایران میان استبداد داخلی و تهدید خارجی را بررسی می‌کند؛

جست‌وجوی جامعه برای راهی سوم

اختصاصی گروه اجتماعی/رها صدیق

در شرایطی که یک کشور هم‌زمان با بحران‌های داخلی و تهدیدهای خارجی روبه‌رو است، موضع جامعه لزوماً ساده و یکدست نیست. در ایران امروز بسیاری از مردم ممکن است حکومت را مشروع ندانند، اما در عین حال نخواهند کشورشان به میدان تسویه‌حساب قدرت‌های خارجی تبدیل شود. این وضعیت در نگاه اول متناقض به نظر می‌رسد، اما در واقع بازتاب واقعیت پیچیده جامعه‌ای است که میان دو خطر قرار گرفته است: از یک سو استبداد داخلی و از سوی دیگر تهدید و مداخله خارجی. در چنین فضایی، بخشی از جامعه تلاش می‌کند راه سومی را جست‌وجو کند؛ راهی که نه به معنای پذیرش کامل حکومت باشد و نه به معنای پذیرش تخریب کشور به نام «نجات از بیرون».

جنگ روایت‌ها؛ یکی کردن حکومت با کشور

در زمان بحران و جنگ، نبرد تنها در میدان نظامی جریان ندارد؛ بلکه در سطح زبان و روایت نیز شکل می‌گیرد. یکی از مهم‌ترین روایت‌هایی که در چنین شرایطی شکل می‌گیرد، تلاش برای یکی نشان دادن حکومت با کل کشور است. در این روایت، هرگونه حمله به ساختارهای نظامی یا امنیتی حکومت به‌عنوان حمله به «ایران» معرفی می‌شود و هر مخالفتی با حکومت به معنای همراهی با دشمن خارجی تعبیر می‌شود. در چنین چارچوبی مرز میان حکومت، دولت و جامعه از بین می‌رود.

اما در واقع زیرساخت‌های حیاتی یک کشور مانند بیمارستان‌ها، مدارس، شبکه‌های انرژی، جاده‌ها، بنادر و ارتباطات متعلق به جامعه‌اند، نه به یک گروه سیاسی حاکم. از میان بردن این تمایز نه‌تنها به حکومت امکان می‌دهد همه چیز را به نام خود مصادره کند، بلکه در منطق جنگی نیز به گسترش دامنه اهداف حمله کمک می‌کند؛ زیرا وقتی حکومت با کشور یکی فرض شود، تخریب زیرساخت‌ها نیز می‌تواند به‌عنوان «هدف مشروع» توجیه شود.

کشور به‌عنوان شبکه‌ای از زندگی

درک کشور صرفاً به‌عنوان یک مفهوم سیاسی یا شعار ملی تصویر کاملی ارائه نمی‌دهد. کشور در معنای ملموس‌تر خود شبکه‌ای از زندگی روزمره است؛ مجموعه‌ای از فضاهای مادی و عاطفی که مردم در آن زندگی می‌کنند. کشور همان جایی است که مردم در آن کار می‌کنند، روابط انسانی شکل می‌دهند، سوگواری می‌کنند، مهاجرت می‌کنند، بازمی‌گردند و برای آینده‌ای بهتر تلاش می‌کنند.

در زمان جنگ، این مفهوم از سطح انتزاعی به سطح زندگی روزمره فرو می‌آید. اهمیت کشور در بیمارستانی دیده می‌شود که باید فعال بماند، در نانوایی‌ای که باید نان مردم را تأمین کند، در جاده‌ای که باید باز بماند و در محله‌ای که نباید به خاکستر تبدیل شود. از این منظر، دفاع از کشور دیگر صرفاً یک شعار سیاسی نیست، بلکه دفاع از امکان ادامه زندگی است.

شکاف میان حکومت و جامعه

در ایران امروز این مسئله به شکل حادتری مطرح است. کشور با تهدیدهای خارجی مواجه است، اما در داخل شکافی عمیق میان حکومت و بخش بزرگی از جامعه وجود دارد. این شکاف نتیجه سال‌ها سرکوب سیاسی، زندان و محدودیت‌های مدنی، فساد اقتصادی، تبعیض‌های اجتماعی و نابودی بسیاری از نهادهای مستقل اجتماعی است. در چنین شرایطی بسیاری از مردم احساس نمی‌کنند که حکومت نماینده واقعی آنان است. از نظر حقوقی ممکن است مقام‌های رسمی نماینده یک دولت باشند، اما از نظر اخلاقی و اجتماعی الزاماً نماینده مردمی نیستند که سال‌ها از سیاست‌های همان حکومت آسیب دیده‌اند.

دفاع از کشور بدون دفاع از حکومت

با وجود این شکاف، بی‌اعتباری حکومت به معنای کنار گذاشتن دفاع از کشور نیست. در واقع همین فاصله می‌تواند مفهوم دفاع از کشور را از انحصار حکومت خارج کند.

پ در چنین شرایطی ممکن است شهروندان هم‌زمان چند موضع متفاوت داشته باشند:

آن‌ها می‌توانند خواهان تغییرات بنیادی در ساختار قدرت باشند، از نهادهای سرکوبگر انتقاد کنند و حتی خواستار پایان یک نظام سیاسی باشند، اما در عین حال با تخریب کشور یا مداخله نظامی خارجی نیز مخالفت کنند. این وضعیت نه تناقض، بلکه بازتاب پیچیدگی جامعه‌ای است که میان دو فشار هم‌زمان قرار گرفته است.

بازتعریف «ایرانی بودن»

در چنین شرایطی مفهوم «ایرانی بودن» نیز معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. این مفهوم دیگر صرفاً به ناسیونالیسم دولتی یا روایت‌های عظمت‌طلبانه تاریخی محدود نمی‌شود. ایرانی بودن در این وضعیت بیشتر به معنای نوعی رابطه انسانی با جامعه و سرزمین است؛ رابطه‌ای با شهرها، خیابان‌ها، زبان‌ها، لهجه‌ها و تجربه‌های مشترکی که مردم در آن زندگی می‌کنند. در این نگاه، ایران نه صرفاً یک ساختار سیاسی و نه فقط یک مفهوم انتزاعی است؛ بلکه مجموعه‌ای از زندگی‌ها و خاطرات مشترک است که نباید قربانی استبداد داخلی یا مداخله خارجی شود.

جست‌وجوی زبان سوم

در نهایت جامعه‌ای که هم با سرکوب داخلی و هم با تهدید خارجی روبه‌رو است، ممکن است هیچ‌یک از دو روایت مسلط را نپذیرد. از یک سو روایت رسمی حکومت که هر مخالفتی را خیانت به کشور معرفی می‌کند، و از سوی دیگر روایت‌هایی که نفرت از حکومت را به رضایت برای تخریب کشور ترجمه می‌کنند.

در برابر این دو روایت، بخشی از جامعه در جست‌وجوی «زبان سوم» است؛ زبانی که در آن کشور چیزی است که باید هم از چنگ حکومت مستبد بازپس گرفته شود و هم از تبدیل شدن به میدان رقابت قدرت‌های خارجی حفظ شود.

در این نگاه، دفاع از کشور تنها به معنای قدرت نظامی نیست، بلکه به معنای حفاظت از زندگی، حافظه جمعی، پیوندهای اجتماعی و امکان آینده‌ای متفاوت برای جامعه است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن