خانه پیشنهاد هم‌وطن از استعفای آذر منصوری از جبهه اصلاحات تا مسابقه روزنه‌گشایان برای بیعت! 

مروری بر نسبت آینده اصلاح‌طلبان با آینده ایران

از استعفای آذر منصوری از جبهه اصلاحات تا مسابقه روزنه‌گشایان برای بیعت! 

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی

سرانجام هشدار دیرینه اصلاح‌طلبان تحول‌خواه به وقوع پیوست و با انتخاب کودتاگونه سید مجتبی خامنه‌ای به بهانه شرایط جنگی و بلبشوی مترتب بر کشور ناشی از این وضعیت، اندک تجاهر حاکمیت و هسته سخت قدرت در آن به دموکراسی و توجه به مشروعیت مردمی رنگ باخت. تانک اصولگرایان دست به کار شد و با دیپلماسی «بنِری» و شعارهای دهه شصتی نظیر دست خدا عیان شد، خامنه‌ای جوان شد و تعابیری از این دست به استقبال تاج‌گذاری موروثی ولی مطلقه فقیه جدید رفت. خبرگزاری فارس(رسانه سپاه پاسداران) نیز از انتخاب مجتبی خامنه‌ای با عنوان انتخاب «سومین رهبر نظام اسلامی ایران» یاد کرد و «جمهوریت» را ولو به لفظ نیز به تیغ حذف سپرد! 

حال اینکه در چنین وضعیت آخرالزمانی که در آن، دموکراسی و نظر و رای مردم به کالای ممنوعه و قاچاق شبیه شده، چه آینده‌ای پیش روی ایران خواهد بود با توجه به رخدادهای پی در پی، دینامیک و سیال و البته، عجیب و غریب این روزها، حتی به مغز آیکیوسان و زبان نوسترآداموس نیز، چندان قابل پیش‌بینی دقیق و صریح نیست و هرکس با شما از گذاره یا پیش‌بینی دقیق و محتوم سخن گفت؛ عجالتا بدانید که یا رویافروش است یا کلاش! 

اما در همین اثنا نیز، نباید عاملیت و اختیار جریان‌ها و گروه‌های سیاسی و البته فعالین سپهر سیاست در داخل و خارج از کشور را نیز منتفی بدانیم. به هر ترتیب، مرگ علی خامنه‌ای با همه هیمنه و شوکت مخوف امنیتی‌اش سرانجام رقم خورده و دیکتاتور ایران دیگر زیر آسمان این مملکت ستمدیده نیست، برای همیشه نخواهد بود. اما پسرش، تنها به حکم وراثت و یک شناسنامه از روی تخت بیمارستان در شرف تاج‌گذاری موروثی قرار گرفته و خدم و حشم و هواخواهان تمامیت‌خواه و اقتدارگرایش، بی‌آنکه حتی برای همین قماش نیز رخی عیان کرده و دستی برای‌شان تکان دهد، سیرک «بعیت» راه انداخته و دموکراسی را به مسلخ ابتذال کشانده‌اند! 

در این بین، تکلیف جریان‌ها، گعده‌ها و شبه احزاب اصولگرا که از پیش روشن است. این جریان؛ خود بخشی از همین سیرکی هستند که در بالا مورد اشاره قرار گرفت. اما اصلاح‌طلبان و احزاب و جریانات منتسب به این طیف سیاسی در داخل نیز، باید در بزنگاه خطیر و تاریخی که امروز در آنیم، تکلیف خود را با تاریخ یکسره کرده و مسجل کنند که در کدام سوی آن خواهند ایستاد. در سویی از این طیف، احزابی نظیر اعتماد ملی، ندای ایرانیان، کارگزاران سازندگی و دیگر اهالی قبیله روزنه‌گشایی، خوش رقصی حیرت‌آوری در پیش گرفته و با رقابتی مشمئزکننده در «بیعت» با ولی مطلقه فقیه جدید از خط پایان گذاشته‌اند! این کورس در حالی رخ داده که حتی شبه احزابی چون پایداری‌چی‌ها، هنوز در تدارک قلم و دوات برای پیام تبریک و تسلیت خود بودند و متحیر از این واکنش برق‌آسای روزنه‌گشایان بر آستان مقدس «آقا مجتبی»!

در دیگر سو اما، هستند چهره‌هایی از این جریان سیاسی که از لَختی پیش از جنگ و پس از کشتار و حمام خون جوانان و مردمان وطن در دیماه، ایستادن در سمت و سوی مردم را برگزیده و دست کم دست بیعت در دستان خونین دیکتاتور نفشردند! آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات که از بحبوحه اعتراضات و کشتار هجدهم و نوزدهم دیماه، دیگر پا به جلسات این جبهه نگذاشته و در کانال اطلاع‌رسانی خود، تغییر مواضعش را تا حدی عیان کرد. این عدم حضور در جلسات جبهه البته پس از بازداشت دبیرکل حزب اتحاد ملت توسط ساس و جلسات بازجویی؛ پس از آزادی با قید وثیقه به استعفای از جبهه نیز همراه شد تا زاویه حاکم بر اصلاح‌طلبان جبهه مشارکت و اتحادی را بیش از پیش با حاکمیت انسدادگرا و تمامیت‌خواه عیان کند. شنیده‌ها از انتقال مستمر و مستقیم مباحث مطروحه در جلسات جبهه به نهادهای امنیتی توسط برخی از اعضا حکایت دارد! 

این روند با عدم واکنش حزب اتحاد ملت و احزابی نظیر مجمع ایثارگران اصلاح‌طلب و چهره‌هایی نزدیک به این تیپ اصلاح‌طلبان نسبت به انتخاب موروثی ولی فقیه جدید، شکل عیان‌تر و سریع‌تری به خود گرفته و تا حد قابل اعتنایی راه اصلاح‌طلبان مردم‌گرا را از اصلاح‌طلبان قدرت‌گرا جدا کرده است. امری که شاید اگر زودتر نیز اتفاق می‌افتاد، بیشتر به سود اتحادی‌ها و احزاب دیگر نزدیک به این حزب سازمان‌مند بود. 

باری! حالا اما شده، آنچه شده و زمزمه‌هایی از ریاست چهره‌ای چون محمدرضا جلایی‌پور بر جبهه اصلاحات به گوش می‌رسد! ترکیبی، بدلی، بی‌پشتوانه مردمی و فیک که چه در میان افکار عمومی و چه در هسته سخت قدرت کنونی-تا در آتی چه پدید آید-بر سر نخواستن‌شان دعوا خواهد بود. ظاهرا اما این قماش، منافع اقتصادی و رانت و ویژه‌خواری‌های‌شان را به قید بدل شدن زینت‌المجالس حکومت «آقا مجتبی» انتخاب کرده و در مسیری بی‌بازگشت با سرعت در حال حرکتند. 

در پایان اما، نباید از این مهم نیز غافل شد که به رغم همه تلاطماتی که در مسیر اصلاح‌طلبان مردم‌گرا رخ داده و البته عمدتا خودشان در آن، متهم ردیف نخست بوده‌اند اما، باز ظرفیتی برای سیاست‌ورزی و کنش‌گری پیش روی این جریان وجود دارد که اگر «بهنگام» و هوشمندانه در مسیر منتهی به آن قرار گرفته و با جمع شدن زیر یک بیرق، تمامی ظرفیت خود را به این سو گسیل کنند، می‌توان در آینده ایران در هر صورت و قالبی برای این طیف، جایگاهی متصور بود. جایگاهی که در صورت تحقق بایسته‌های خط بالا؛ می‌تواند دربر دارنده ظرفیت و پتانسیل جمعی از دموکراسی‌خواهان و آزادی‌خواهان مردم‌گرا در داخل و خارج از کشور باشد. مشروط به اینکه دست بجنبانند و با کنار گذاردن اختلافات جزئی، طرحی عملی و مسئولانه در اندازند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن