اختصاصی اجتماعی/ سوشیانت سرافراز
روزشمار آغاز جنگ به دوهفته نزدیک شده است. جنگی که در همین مدت کوتاه، مرگها و ویرانیهای بسیاری به بار آورد. حالا لحظهای نیست که صدای جنگندههای نیروهای آمریکا و اسرائیل در گوش ایرانیان نپیچد و آسمان بیپناه مانده ایران را زیرپا نفشارد.
بر سر صحنههای مکرر در مکرر آوار و خون، نیروهای امدادگر مشغول کار هستند. درحالیکه به صورتی عجیب و نامشخص پایگاههای اورژانس و آمبولانسها هم مورد حمله نیروهای مقابل قرار گرفتهاند. آوارها، ویرانیها و حادثهدیدگان چنان پرشمارند که نیروهای امدادی را به فعالیتی بیوقفه کشاندهاند. در مواردی حتی شنیده شده بعد از حمله و تخریب یک نقطه نیروهای امدادی به فوریت متوجه موضوع نشده و با تاخیر خود را به محل حادثه رساندهاند.
موضوعی که نگرانیهایی را بابت کمبود نیروی انسانی در نهادهای امدادرسانی مانند هلالاحمر و اورژانس، در کنار خستگی روز افزون آنها ایجاد میکند. در چنین شرایطی رئیس هلالاحمر هم خبر داده است که ۱۳ واحد هلالاحمر و همچنین ۱۷ دستگاه خودرو و آمبولانس مربوط به این سازمان آسیبدیدهاند و حتی از چرخه خدمترسانی خارج شدهاند موضوعی که بدون شک بر کار امدادرسانی در صحنههای تخریب ناشی از بمباران تاثیری چشمگیر خواهد داشت.
در این بین اما نکته دیگری هم سوالاتی را ایجاد میکند به این معنا که امدادگران هلال احمر را معمولا نیروهای داوطلب تشکیل میدهند و مشخص نیست آیا شمار این نیروها برای چنین جنگ تمام عیاری کافی است یا نه. با این حال بعد از اعتراضات دی ماه و کشتار مردم بیگناه، آیا هستند افرادی که به عنوان امدادگر داوطلب، حاضر به امدادرسانی به نیروهای نظامی و انتظامی آسیبدیده باشند. پاسخ به این سوال آسان نیست. زیرا تنها قربانیان جنگ را این نیروها تشکیل نمیدهند. با این حال به نظر میرسد که هنوز هم هستند شهروندانی که سودای کمک به هموطن را دارند وموضوع مردم عادی را از قاتلان آنها جدا میدانند.
به جز نیروهای امدادگر هلال احمر اما باید به نیروهای اورژانس هم اشاره کرد. مورد حمله قرار گرفتن پایگاههای اورژانس و از بین رفتن تجیهزات آنها در کنار آسیب جدی به شماری از آمبولانسها در جنگ مشکل دیگری است که در کار نقل و انتقال مجروحان و حادثهدیدگان خلل جدی وارد کرده است. وزارت بهداشت ایران خبر داده است که ۱۸ آمبولانس و ۲۱ پایگاههای اورژانس دچار آسیب شدهاند.
این وضعیت قطعا در کار امدادرسانی تاثیری منفی خواهد داشت و حتی شاید باعث شود که در اولین قدم و در همین روزها نیروهای امدادی قادر نباشند به فوریت بر سر همه صحنههای آوار و تخریب ناشی از جنگ حاضر شوند و انجام وظیفه کنند. باید بر این نکته هم اصرار کرد که کم بودن نیروها و خستگی آنها هم میتواند ارائه خدمت را با کندی مواجه کند. مسالهای که البته تا کنون نتوانسته است باعث از پای نشستن و بیتوجهی به مردم جنگزده شود. نیروهای امدادی همچنان پای کار هستند و به مدد مردم میروند.
کادر درمان اما سومین گروهی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند. افرادی که در اعتراضات دی ماه شاهد آخرالزمانیترین صحنههای ممکن بودند، قتل معترضان روی تخت بیمارستانها، تل اجساد بر پیکر مراکز درمانی، مجروحان پرشمار و چند برابر شدن فعالیتها در کنار ترس از تردد در خیابانهای شهر و حضور در شیفتهای کاری خطرناک البته به مدد وجود نیروهای سرکوب در مراکز درمانی.
کادر درمان هنوز این روزهای هولناک را فراموش نکرده بودند و بار روانی مشاهده و واداشته شدن به سکوت در برابر این میزان جنایت را بر زمین ننهاده بودند که طبل جنگ به صدا درآمد، آنهم در شرایطی که مراکز درمانی و بیمارستانها هم از حملات یا در واقع از نتایج حاصل از حملات بمبهای فرو آمده بر سر کشور، در امان نیستند. بنا بر اعلام وزارت بهداشت تا کنون ۲۴ مرکز درمانی و بیمارستانی و۸۷ مرکز بهداشت مورد آسیبقرار گرفتهاند. بیمارستانهای گاندی و ولیعصر در تهران هم به دلیل حجم بالای تخریب، از چرخه خدمت خارج شدهاند. با این حال کادر درمان همچنان به خدمترسانی ادامه میدهند.
از همان اولین روز جنگ هم همه مرخصیها لغو شده است. نیروهای سلامت و درمان عملا در بیمارستانها زندگی میکنند در حالیکه نگران خانوادههایشان هم هستند. بار دیگر کار در شرایط استرس شدید گریبانشان را گرفته است. این همه مصیبت البته به معنای کمکاری نیست بلکه به معنای فرسودگی است که احتمالا در هفتههای آینده بیشتر رخ مینماید.
تنها راه حل در چنین شرایطی تزریق نیروهای تازهنفس در میان کادر درمان است. وزارت بهداشت هم از اعلام آمادگی ۶ هزار نفر داوطلب برای فعالیت در حوزه سلامت خبر داده است. با این حال پرستاران و نیروهای جوان به خوبی به یاد دارند که در ماجرای کرونا وزارت بهداشت وقت چه بدرفتاریهایی را نسبت به پرستارانی که برای ۹۰ روزاول کرونا جذب بیمارستانها شده بودند، روا داشت. در این بین خاطرات اعتراضات دی ماه هم به این بدرفتاریها اضافه میشود. برخی از جوانانی که احتمال میدهند به زودی وزارت بهداشت نیروی جدید جذب کند اما به این نکته هم فکر میکنند که به جز قاتلین معترضان دی ماه که این روزها هدف حمله قرار گرفتهاند و در تخت بیمارستان جا خوش کردهاند، تعداد شهروندان غیرنظامی هم که قربانی جنگ شدهاند کم نیست.
به هر روی خاطرات تلخ گذشته در کنار مسائل مالی دولت در حوزه سلامت چالشساز است اما به نظر میرسد متخصصان سلامت کشور داوطلبانه به یاری همکاران خود و مردم میروند و در این مسیر سختیها را نیز به جان میخرند.
همانطور که گفته شد اما فرسودگی روانی ناشی از تجربه روزهایی سخت از دی ماه تا کنون به تدریج رخ مینماید و شهروندان را نگران از روزهای آینده جنگ میکند، روزهایی که اگر زودتر به پایان نرسد مشخص نیست اولا چند شهروند عادی دیگر قربانی آن خواهند شد و دوما چه آیندهای در انتظار حوزهها امداد و درمان خواهد بود.