گروه سیاسی / ماهور ایرانی
بعد از گذشت حدود ۸ روز، مجتبی خامنهای با فرآیند غیر شفاف به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی معرفی شد. این در حالی است که به گفته احمد خاتمی عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری، مجتبی خامنهای با حداکثر آرا انتخاب شد. با این وجود اما خبرها حاکی از آن است که در بین اعضای خبرگان رهبری و حتی مراجع عظام، نسبت به انتخاب مجتبی خامنهای نارضایتی فراوانی وجود دارد. به طور مثال جعفر سبحانی در پیام تبریک خود، بدون تبریک به شخص مجتبی خامنهای نوشت: « بسم الله الرحمن الرحیم، حضور محترم اعضای مجلس خبرگان رهبری، دامت تأییداتهم، سلام علیکم و رحمة الله، در این شرایط حساس، اقدام آن مجلس محترم در انتخاب رهبر، کاری شایسته و درخور تقدیر و مورد تأیید میباشد. انشالله امید است رهبر منتخب، در خدمت به شریعت، دیانت و کشور موفق و مؤید باشند.»
پیامی که خطاب به اعضای مجلس خبرگان بود که عمق ناراحتی آن را نشان می دهد که این انتخاب نه از سر تحقیقات فقهی و قانونی بلکه از سر فشارهای بیرونی از جمله فشار سپاه پاسداران دست به انتخاب مجبتی خامنهای زدند.
یا در ادامه جوادی آملی از مراجع تاثیرگذار در نظام جمهوری اسلامی در بیانیهای کوتاه بدون نام بردن از مجتبی خامنهای نوشت: « بسمه تعالی، نظام امامت و امت از بهترین ره آوردهای وحیانی است، امید است پیشوایان رحیل با رهبران الهی محشور شوند و آنچه مجلس محترم خبرگان رهبری انتخاب کرده است حافظ غابر و جامع شئون قادم باشد. والسلام علی من اتبع الهدی» بیانیهای کوتاه که به طور تلویحی اعلام کرده که انتخاب مجلس خبرگان رهبری را قبول ندارد اما ابراز امیدواری کرده که بتواند رضایت جامعه را جلب کند.
با کنار هم گذاشتن این دو بیانیه مشخص میشود که مجتبی خامنهای رضایت فقهی و مرجعیت از سوی مراجع تاثیرگذار را ندارد و نه تنها رضایت مراجع را به صورت کامل در اختیار ندارد بلکه حتی در بین اکثریت عموم جامعه نیز مورد قبول اکثریت نیست جز آنانکه ذوب در ولایت جمهوری اسلامی و رهبری سیدعلی خامنهای را داشتند.
نظامی که قرار بود ادامه دهنده راه پادشاهی و سلطنت طلبی نباشد و فرزند ذکور جای پادشاه را نگیرد چه شد که بعد از کشته شدن رهبری دوم، انتخاب رهبری سوم فرزند او بود. میرحسین موسوی از محصوران در بیانیهای در سال ۱۴۰۱ نوشت: « بوی ستمشاهی به مشام میرسد. میگویند اگر سایه آقا نباشد بحمدالله فرزندانی تربیت کردهاند که با رای اکثریت خبرگان رهبری شیعیان جهان را به عهده خواهند گرفت. زبانشان لال، مگر سلسلههای ۲۵۰۰ ساله بازگشتهاند که فرزندی پس از پدرش به حکومت برسد.»
همه این موضوعات نشان می دهد که پروسه انتخاب مجبتی خامنهای در وضعیت امروز، نه تنها باعث تقویت و ادامه جمهوری اسلامی خواهد شد بلکه میتواند زمینه ساز تسریع سقوط او و نظام جمهوری اسلامی باشد. انتخاب او خشم و نفرت مردم نسبت به نظام جمهوری اسلامی که قرار بود نظام مردم سالاری و انتخاب با رای مردم باشد را به بالاترین حد ممکن رسانده و به دنبال فرصتی است که این خشم را با سقوط و پایان دوران جمهوری اسلامی نشان دهد.
از سوی دیگر مجتبی خامنهای حالا در وضعیتی است که نه تنها بعد از انتخاب پیامی از او برای تشکر از مجلس خبرگان رهبری و آنهایی که با او بیعت کردند منتشر شده و بلکه حتی تصویر خود را به مردم نشان نداده است و این خود نشان می دهد که تا چه میزان این فرد مانند رهبران دیگر جمهوری اسلامی قرار است در سوراخی قایم باشد که از حملات موشکی اسرائیل و آمریکا دور بماند.
هرچند در روزهای آغازین حمله اسرائیل و آمریکا اعلام شد که مجتبی خامنهای مجروح شده است باید دید او به چه شکلی می تواند این نظام را رهبری کند آن هم در زمانه ای که نه مقبولیت در بین مراجع را دارد، نه بین عموم آنچنان مورد توافق است و ساز و کار انتخاب او به عنوان رهبر در اجلاس خبرگان رهبری نیز در فرآیند غیر شفاف بود و نشان می دهد که جمهوری اسلامی و سومین رهبری جمهوری اسلامی در یک موقعیت لبه تیغ قرار گرفته که از هر طرف پایش را کج بگذارد امکان سقوط و فروپاشی بسیار نزدیک است.