اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق
صبح نهم اسفند، حوالی ساعت ۹:۴۰، صدای انفجارهای پیاپی در چند شهر ایران شنیده شد؛ حملاتی که در جریان درگیریهای منطقهای اخیر رخ داد و برخی مناطق غیرنظامی را نیز درگیر کرد. در میان این حوادث، اصابت یک موشک به دبستان دخترانه «شجره طیبه» به یکی از تلخترین رویدادهای روزهای اخیر تبدیل شد؛ حادثهای که به جان باختن دهها دانشآموز انجامید. در حالی که مقامهای آمریکایی اعلام کردهاند این موشک متعلق به آنها نبوده و برخی گزارشها نیز احتمال خطای موشکی در داخل را مطرح کردهاند، هنوز روایت دقیق و مستقلی از منشأ این پرتابه منتشر نشده است. با این حال آنچه روشن است، این است که در میان ابهامهای سیاسی و نظامی، قربانیان اصلی بار دیگر کودکان و نظام آموزشی کشور بودهاند.
مدرسهای که به میدان بحران تبدیل شد
در روزهای نخست درگیریهای اخیر، گزارشهای متعددی از آسیب به زیرساختهای شهری در نقاط مختلف کشور منتشر شد. اما حادثه دبستان «شجره طیبه» بیش از هر رویداد دیگری افکار عمومی را تحت تأثیر قرار داد؛ مدرسهای که در ساعت حضور دانشآموزان هدف اصابت قرار گرفت و دهها کودک جان خود را از دست دادند.
این حادثه بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که چگونه در شرایط درگیری، مراکز آموزشی که طبق همه قواعد بینالمللی جزو اهداف غیرنظامی محسوب میشوند، در معرض چنین خطراتی قرار میگیرند.
آمار خسارتها در نظام آموزشی
گزارشهای رسمی نشان میدهد که در جریان موج حملات اخیر، دستکم ۶۵ مدرسه در نقاط مختلف کشور دچار آسیب شدهاند؛ برخی با خسارتهای جزئی و برخی با تخریب جدی ساختمان و تجهیزات آموزشی.
همچنین گزارشها از هدف قرار گرفتن یک مرکز دانشگاهی در ارومیه حکایت دارد؛ موضوعی که نگرانیها درباره امنیت مراکز علمی را افزایش داده است.
در کنار این خسارتهای زیرساختی، برآوردهای اولیه حاکی از آن است که بیش از ۱۷۰ دانشآموز در جریان ده روز نخست درگیریها جان خود را از دست دادهاند و تعدادی از معلمان و کارکنان مدارس نیز در میان قربانیان دیده میشوند.
کارشناسان آموزش معتقدند این خسارتها تنها به تخریب ساختمانها محدود نمیشود. تعطیلی مدارس، اختلال در روند تحصیل و افزایش اضطراب در میان دانشآموزان میتواند آثار بلندمدتی بر نظام آموزشی و حتی ساختار اجتماعی کشور داشته باشد.
ابهام در منشأ موشک
در حالی که حادثه دبستان شجره طیبه به سرعت به یکی از خبرهای اصلی فضای رسانهای تبدیل شد، درباره منشأ موشکی که به این مدرسه اصابت کرده روایتهای متفاوتی مطرح شده است.
مقامهای آمریکایی اعلام کردهاند این موشک متعلق به آنها نبوده است. در مقابل، برخی گزارشها و تحلیلهای اولیه احتمال خطای موشکی یا انحراف یک پرتابه را نیز مطرح کردهاند؛ فرضیهای که هنوز بهطور رسمی تأیید یا رد نشده است.
این ابهامها سبب شده است که افکار عمومی با پرسشهای متعددی روبهرو شود؛ از جمله اینکه آیا بررسی مستقلی درباره این حادثه انجام خواهد شد و آیا منشأ دقیق پرتابه مشخص میشود یا خیر.
مدارس در قوانین جنگ
فارغ از اینکه منشأ این موشک چه بوده است، قوانین بینالمللی درباره حفاظت از غیرنظامیان در زمان جنگ موضع روشنی دارند.
در حقوق بینالملل بشردوستانه، اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی یکی از قواعد بنیادین محسوب میشود. بر اساس این اصل که در کنوانسیونهای ژنو و پروتکلهای الحاقی ۱۹۷۷ نیز مورد تأکید قرار گرفته، طرفهای درگیر باید همواره میان نیروهای نظامی و غیرنظامیان تمایز قائل شوند.
مدارس، بیمارستانها و سایر مراکز خدمات عمومی در دسته اهداف غیرنظامی قرار میگیرند و هدف قرار دادن آنها میتواند نقض جدی قواعد جنگ تلقی شود.
از سوی دیگر کنوانسیون حقوق کودک مصوب ۱۹۸۹ نیز دولتها را ملزم میکند که در شرایط مخاصمات مسلحانه از جان و سلامت کودکان محافظت کنند و دسترسی آنان به آموزش را تا حد امکان حفظ نمایند.
آموزش؛ قربانی پنهان جنگ
تجربه جنگها در مناطق مختلف جهان نشان میدهد که نظام آموزشی یکی از نخستین بخشهایی است که در بحرانهای امنیتی آسیب میبیند.
تخریب مدارس، مهاجرت خانوادهها، تعطیلی کلاسها و ترس دائمی از حملات، شرایطی ایجاد میکند که آموزش برای بسیاری از کودکان به امری ناپایدار تبدیل میشود.
پژوهشهای انجامشده در حوزه روانشناسی جنگ نیز نشان میدهد کودکانی که تجربه بمباران یا از دست دادن همکلاسیها و دوستان خود را داشتهاند، بیش از سایرین در معرض اختلالات اضطرابی، افسردگی و مشکلات تحصیلی قرار میگیرند.
پرسشهایی که باقی مانده است
حادثه دبستان شجره طیبه تنها یک فاجعه انسانی نیست؛ بلکه نمادی از آسیبپذیری کودکان در میانه بحرانهای نظامی است. در عین حال ابهام درباره منشأ موشک و نبود اطلاعات شفاف درباره جزئیات حادثه، پرسشهایی را در فضای عمومی ایجاد کرده است.
در شرایطی که قوانین بینالمللی بر حفاظت از غیرنظامیان تأکید دارند، بسیاری از کارشناسان معتقدند بررسی دقیق و شفاف چنین حوادثی میتواند از تکرار آنها در آینده جلوگیری کند. آنچه مسلم است این است که در هر درگیری، کودکان و مدارس نباید به بخشی از میدان جنگ تبدیل شوند؛ زیرا هر مدرسهای که زیر آتش قرار میگیرد، تنها یک ساختمان از دست نمیرود، بلکه بخشی از آینده یک جامعه نیز آسیب میبیند.