خانه پیشنهاد هم‌وطن تسلیم یا مرگ، تنها گزینه‌های موجود در برابر سران جمهوری اسلامی است

هموطن آسیب‌های جدی به زیرساخت‌های نظامی و دفاعی کشور را بررسی می‌کند

تسلیم یا مرگ، تنها گزینه‌های موجود در برابر سران جمهوری اسلامی است

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

صبح روز نهم اسفند عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل با نام «خشم حماسی» (از سوی آمریکا) و «غرش شیران» (از سوی اسرائیل) علیه زیرساخت‌های نظامی و موشکی جمهوری اسلامی ایران آغاز شد. این عملیات، که به عنوان یکی از گسترده‌ترین حملات هوایی، موشکی و سایبری تاریخ خاورمیانه توصیف می‌شود، در پاسخ به تهدیدهای فزاینده برنامه هسته‌ای، موشکی و فعالیت‌ گروه‌های تروریستی نیابتی ایران طراحی و اجرا گردید. بر اساس گزارش‌های مستقل، تصاویر ماهواره‌ای و بیانیه‌های سنتکام و ارتش اسرائیل، این حملات ضربه‌ای ویرانگر به توان دفاعی رژیم وارد آورد و شرایط جنگ را به طور اساسی تغییر داد.

نیروی دریایی جمهوری اسلامی در همان روزهای نخست عملیات تقریباً به طور کامل نابود شد. رئیس جمهوری آمریکا به طور رسمی اعلام کرده است که در سه روز نخست جنگ، 42 کشتی جنگی جمهوری اسلامی از کار افتاد و یا به کف دریا رفت. پایگاه‌های کلیدی مانند بندرعباس، چابهار و بوشهر با موشک‌های دقیق آمریکایی و بمب‌های هدایت‌شونده اسرائیلی هدف قرار گرفتند. بیش از ۸۵ درصد ناوگان دریایی ایران تاکنون از بین رفتنه‌اند. 

این در حالی است که مقامات سپاه و ارتش در رسانه‌های حکومتی ادعا می‌کنند که نیروی دریایی همچنان فعال است و حتی پاسخ‌های موفقی داده، اما شواهد میدانی، تصاویر ماهواره‌ای و عدم مشاهده هیچ فعالیت دریایی معنادار پس از هفته نخست، این ادعاها را کاملاً دروغین نشان می‌دهد.

نیروی هوایی جمهوری اسلامی نیز ضربات مهلک دریافت کرده است. پایگاه‌های هوایی تهران، همدان، شیراز، تبریز و اصفهان با حملات گسترده اف-۳۵ اسرائیلی و بمب‌افکن‌های بی-۲ و بی-۵۲ آمریکایی نابود شده‌ند. بر اساس گزارش‌های منابع مستقل، بیش از ۷۵ درصد از ناوگان جنگنده‌های ایران (شامل اف-۱۴ تامکت، میگ-۲۹ و اف-۴ و اف-۵ قدیمی) در زمین یا آسمان از بین رفتند. سیستم‌های پدافندی اس-۳۰۰ و باور-۳۷۳ نتوانستند در برابر موشک‌‌ها، جنگنده‌ها و جنگ الکترونیک مهاجمان مقاومت کنند. آسمان ایران اکنون عملاً بدون پوشش هوایی مؤثر است و این امر امکان هرگونه عملیات دفاعی را از رژیم سلب کرده است.

زیرساخت‌های فرماندهی و امنیتی نیز به شدت آسیب دیدند. قرارگاه ثارالله، مرکز اصلی هماهنگی عملیات سپاه در تهران، در موج اولیه حملات ۹ و ۱۰ اسفند کاملاً نابود شد و زنجیره فرماندهی سپاه را مختل کرد. همچنین، ده‌ها کلانتری و مقر انتظامی در شهرهای بزرگ (تهران، اصفهان، مشهد، شیراز و تبریز و در استان‌های غربی کشور) هدف دقیق قرار گرفتند و از کار افتادند. این مراکز، که ستون اصلی سرکوب اعتراضات داخلی بودند، اکنون عملاً غیرفعال‌اند.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای داخلی جنگ، فرار گسترده از خدمت در نیروهای مسلح است. بخش عمده فراریان از نیروهای فراجا (انتظامی) هستند که مسئولیت مستقیم حفظ نظم عمومی و صد البته سرکوب اولیه اعتراضات را بر عهده داشتند. تخمین‌ها نشان می‌دهد که قابل توجهی از پرسنل فراجا در هفته نخست جنگ پست‌های خود را ترک کرده‌اند. این پدیده، توانایی رژیم در کنترل شهرها و جلوگیری از گسترش اعتراضات را به شدت کاهش داده است. 

همزمان، دستور شلیک مستقیم به هر معترضی از سوی مقامات پلیس و بسیج به بهانه برخورد با ناامنی و سرقت نیز صادر شده، اما با کمبود نیرو و روحیه پایین، اجرای به نظر حداقل در شرایط موجود دور از ذهن به نظر می‌رسد..

تحلیل شرایط جنگ نیز نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی اکنون در موقعیت کاملاً دفاعی و نامتقارن قرار دارد. بدون نیروی هوایی و دریایی مؤثر، رژیم عمدتاً به موشک‌های بالستیک زمین‌پایه و پهپادهای انتحاری تکیه کرده، اما سیستم‌های دفاع آمریکا و اسرائیل بخش عمده این پرتابه‌ها را خنثی می‌کنند. حملات سایبری همزمان، شبکه برق، بانکداری و ارتباطات رژیم را فلج کرده و اقتصاد را به مرز فروپاشی کامل رسانده است.

در سطح داخلی، نابودی قرارگاه ثارالله و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی، همراه با فرار سربازان و کادرهای نظامی، فضای بی‌سابقه‌ای برای اعتراضات ایجاد کرده است. 

از منظر بین‌المللی نیز حمایت روسیه و چین از ایران به حداقل رسیده و این کشورها نگران گسترش دامنه جنگ هستند. آمریکا و اسرائیل با برتری مطلق هوایی و دریایی، می‌توانند فشار را بدون نیاز به تهاجم زمینی ادامه دهند. عملیات «خشم حماسی» تاکنون بیش از یک هفته ادامه یافته و نشانه‌ای از توقف ندارد؛ بلکه بیانیه‌های سنتکام و پنتاگون تأکید می‌کنند که موج‌های بعدی در راه است.

در مجموع، حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ نقطه عطفی تعیین‌کننده بود. نابودی نیروی دریایی و هوایی، انهدام پایگاه‌های سپاه و بسیج و فراجا، همراه با فرار گسترده نیروها و دستورات سرکوب‌گرانه ناکارآمد، رژیم را در آستانه فروپاشی داخلی و نظامی قرار داده است. ادامه این روند می‌تواند به تغییر بنیادین ساختار قدرت در ایران منجر شود، مگر آنکه تحولات دیپلماتیک یا داخلی غیرمنتظره رخ دهد، البته بازگشت به وضعیت پیش از جنگ، با توجه به خسارات عظیم، تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد.

با این وجود، هنوز هم مسئولان ارشد جمهوری اسلامی، به صورت کاملا متوهمانه از مقاومت در برابر حملات سخن گفته و حتی فرماندهان نظامی در رسانه‌های حکومتی مدعی وارد کردن ضربات سخت به آمریکا و اسرائیل هستند. حال مشخص نیست که جمهوری اسلامی با نیروی دریایی و هوایی که تنها چند روز توانست در برابر حملات مقاومت کند، چگونه می‌خواهد در برابر موج‌های حملاتی که هر روز گسترده‌تر و کوبنده‌تر می‌شود، مقاومت کند.

شاید در این شرایط، تسلیم بی‌قید و شرط و یا مرگ تنها گزینه‌هایی است که در برابر سران جمهوری اسلامی قرار دارد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن