گروه سیاسی / ماهور ایرانی
سرانجام با گذشت نه روز از کشته شدن سیدعلی خامنهای رهبر پیشین جمهوری اسلامی در آخرین ساعات نیمه شب گذشته، اعضای مجلس خبرگان رهبری، سیدمجتبی خامنهای را در فرآیندی غیر شفاف و بدون مشخص شدن حد نصاب آرا به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی معرفی و جانشین پدرش شد.
از کارنامه مجتبی خامنهای در پستهای سیاسی کشور هیچ رزومهای جز آنکه پسر رهبر انقلاب باشد وجود ندارد اما او روند جانشینی او از بیست سال قبل آغاز و به مرور تشدید شد و در نهایت رنگ واقعیت به خود گرفت. هرچند تا به امروز جز ویدیویی یک دقیقهای برای اعلام پایان درس خارج از فقه خود برای آشنایی با صدا و لحن گفتار او در دسترس نیست، باید دید جز صدا و تصویر چه چیزهای دیگری در آستین خود دارد که هنوز بیرون نیامده است.
برخی تحلیلگران سیاسی طرفدار جمهوری اسلامی انتخاب او به عنوان رهبر جمهوری اسلامی را مثبت پنداشتند که مانند محمدبن سلمان به دنبال تغییر نوین در ایران خواهد بود. اما با توجه به همراهی او با چهرههای امنیتی صاحب نفوذ و قدرت مانند حسین طائب رئیس پیشین سازمان اطلاعات سپاه، حسین نجات جانشین فرمانده قرارگاه ثارالله، حسین الله کرم از رهبران انصارالله، مهدی طائب فرمانده قرارگاه عمار پیش بینیمیشود رویکرد مجتبی برای اداره کشور پایان دوران امکانپذیر بودن اصلاحات در نظام سیاسی کشور است. زیرا او در پشت پرده جز بازیگران اصلی است که رقیبان را از میدان حذف کرده تا رقیبی برای او جهت تصاحب قدرت وجود نداشته باشد.
هرچند هیچ وقت به طور علنی گفته نشد که سیدعلی خامنهای مخالف توسعه در ایران است اما همیشه این موضوع به طور عملی ثابت شده که او فقط و فقط به سرکوب نیروهای مخالف و توسعه و قدرت بخشیدن به نیروهای نیابتی تمایل داشته و حالا با انتخاب مجتبی این روند تشدید خواهد شد و توسعه ایران همچنان محدود خواهد بود.
همچنین پیش بینی میشود همانند پدرش که گاهی اصلاحطلبان را در انتخابات با رد صلاحیتهای گسترده تحقیر میکرد، مجتبی رویکرد حذف جریان اصلاحات را در پیش بگیرد و حتی احزاب اصلاح طلب را غیرقانونی اعلام کند و به عنوان یک تهدید گسترده و سنگین و مستقیم برای فعالیت آزادی رهبران اصلاحات باشد که در آن صورت این رویکرد همان مسیری را در پیش بگیرد که فقط یک جریان سیاسی در کشور وجود داشته باشد و علنا ساختار سیاسی قدرت رقبا را حذف کند.
مجتبی مانند پدرش ادبیات صلح آمیز ندارد و حتی رادیکالتر از پدرش است همانند عملکردی که در حذف رقبا برای جانشینی پدرش داشت. بنابراین او با همین روند، جنگ با آمریکا و اسرائیل و کشورهای منطقه را حفظ خواهد کرد تا با این کار از قیام مردم در خیابان جلوگیری کند. زیرا جای پای او در صندلی رهبری سفت نشده و سعی میکند با این کار اول محبوبیت خود را در بین هواداران جنگی خود چند برابر کرده و همچنین خیابان را هم با حضور هوادار خودی پر کند. اما ادامه شرایط جنگ با توجه به وضعیت وحشتناک اقتصادی، تورم بالای ۸۰ درصد و دلار بالای ۱۷۰ هزار تومان باعث تشدید فقر، کمبودهای مزمن برای مردم عادی شود.
همچنین با اتحاد سفت و سخت مجتبی با سپاه پاسداران، مدبریت اقتصاد کشور که در زمان پدرش کمی بیشتر در اختیار سپاه بود، به طور کامل به سپاه واگذار کند تا با قدرت نظامی این بخش را مدیریت کنند. این موضوع نیز باعث تشدید فاصله بسیار زیاد بین خانوادههای سپاهی با عموم مردم از نظر سطح زندگی شود. زیرا مردم نه تنها از جامعه روحانیت عبور کردند که سپاه پاسداران را به عنوان نیروی سرکوب و عامل ریختن خون فرزندان و عزیزان خود میدانند که حالا با در اختیار گرفتن شریان اقتصاد کشور جیب و پول مردم را خواهد گرفت.
همچنین با اتحاد مجتبی و نیروهای سرکوبگر سپاه پاسداران، سیاست سرکوب علیه مردم بسیار شدیدتر از سیاستی است که پدرش در سالیان گذشته اعمال کرده بود. این خود باعث ایجاد یک فضای سیاه و تاریک و رادیکالتر نسبت به تابستان ۶۷ در زمان خمینی، کشتار خونین معترضین در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی ماه توسط سیدعلی خامنهای خواهد شد. با فراهم شدن چنین اتفاقی، اگر سد ترس در میان مردم شکسته شود و شجاعت آنان همچنان پایدار باقی بماند، با توجه به وعدههای ترامپ مبنی بر در راه بودن کمک و ایجاد جنگ با جمهوری اسلامی، مجتبی توسط مردم و نه توسط دونالد ترامپ و روسای جمهور آمریکا کنار گذاشته خواهد شد.