اختصاصی گروه اقتصادی / فرهاد فربودی
اسفندماه در حافظه جمعی بازار ایران همیشه با شور و جنبوجوش همراه بوده است؛ ماهی که در آن خیابانها شلوغتر میشدند، ویترین مغازهها رنگ تازه میگرفت و بازارها از ازدحام خریداران شب عید جان تازهای میگرفتند. اما اسفند ۱۴۰۴ تصویری متفاوت از این سنت دیرینه ارائه داده است. امسال نه از ازدحام همیشگی خبری هست و نه از تب خریدهای پایان سال. جنگی که بار دیگر میان جمهوری اسلامی از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر آغاز شده، فضای اقتصادی کشور را به شدت تحت تاثیر قرار داده و بازار شب عید را به یکی از راکدترین دورههای خود در سالهای اخیر تبدیل کرده است. مغازههایی که هر سال در این روزها تا نیمههای شب باز میماندند، اکنون زودتر از همیشه تعطیل میشوند و بسیاری از پاساژها و مراکز خرید در سکوتی سنگین فرو رفتهاند؛ سکوتی که بیش از هر چیز از تعلیق فعالیتهای اقتصادی در شرایط جنگی حکایت دارد.
دومین جنگ امسال از روز شنبه نهم اسفندماه آغاز شد و با شروع آن، بخش قابل توجهی از فعالیتهای اقتصادی به حالت تعلیق درآمد. شوک ناشی از آغاز درگیریها، نخستین واکنش خود را در رفتار مصرفکنندگان نشان داد. خانوارها در ساعات ابتدایی جنگ تلاش کردند نیازهای فوری خود را تامین کنند و همین امر موجب شد در روز نخست، ازدحامهایی برای خرید برخی اقلام نظیر برنج، انواع کنسرو، آب، ماکارونی و روغن در فروشگاهها شکل بگیرد. در دو روز نخست جنگ، نانواییها نیز با صفهای طولانی مواجه بودند. با این حال این وضعیت تنها در روزهای ابتدایی ادامه داشت و با گذشت چند روز، بازار به تدریج به شرایطی باثباتتر رسید و صفهای خرید از بین رفت.
با آغاز جنگ، بخشی از جمعیت شهرهای بزرگ بهویژه تهران تصمیم گرفتند موقتا از شهر خارج شوند. این جابهجایی جمعیتی باعث انتقال تقاضا از کلانشهرها به شهرهای کوچکتر شد. در نتیجه، فروشگاهها و واحدهای عرضه کالا در برخی شهرستانها با افزایش تقاضا مواجه شدند و در مقابل، تقاضا در تهران کاهش یافت. در روزهای نخست، این جابهجایی تقاضا فشارهایی را بر شبکه توزیع وارد کرد، اما به تدریج سازوکار بازار توانست خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و عرضه کالاهای اساسی در سطح کشور به وضعیت نسبتا باثباتی برسد.
بررسیهای میدانی حامی از آن هستند که در حال حاضر عرضه کالاهای اساسی برای عموم مردم در سطح قابل قبولی ادامه دارد و بازار در تامین اقلام معیشتی با کمبود گستردهای مواجه نیست. پمپبنزینها نیز در شرایط عادی به سوخترسانی مشغول هستند و برخلاف برخی نگرانیهای اولیه، شبکه بانکی نیز با اختلال گستردهای روبهرو نشد. از آنجا که حمله اینترنتی به شبکه بانکی صورت نگرفت، تقاضای عمدهای برای پول نقد شکل نگرفت و بیشتر معاملات همچنان از طریق کارتهای بانکی انجام میشود.
با وجود ثبات نسبی در عرضه، جنگ شوک قیمتی قابل توجهی در برخی کالاها ایجاد کرد. در روزهای نخست جنگ، قیمت مرغ تا سطح کیلویی ۳۵۰ هزار تومان افزایش یافت اما پس از مدتی با تعدیل تقاضا و بهبود توزیع، این قیمت کاهش پیدا کرد. شرایط مشابهی نیز برای برخی محصولات کشاورزی رخ داد. برای مثال قیمت سیبزمینی در روزهای نخست جنگ تا حدود کیلویی ۱۷۰ هزار تومان گزارش شد اما به تدریج کاهش یافت و به محدوده ۶۰ تا ۷۰ هزار تومان رسید. این نوسانات نشان میدهد که شوکهای جنگی در کوتاهمدت میتوانند بازار کالاهای اساسی را تحت تاثیر قرار دهند، اما در صورت حفظ جریان عرضه، بازار به تدریج به تعادل نسبی بازمیگردد.
در واکنش به این شرایط، دولت نیز سیاستهای تنظیم بازار را در دستور کار قرار داد. روز یکشنبه دهم اسفند سازمان توسعه تجارت اعلام کرد که با هدف تنظیم بازار و شرایط کشور، صادرات تخممرغ، سیبزمینی، گوجهفرنگی و خرمای مضافتی تا اطلاع ثانوی ممنوع شده است. این اقدام در چارچوب سیاستهای تنظیم بازار وزارت جهاد کشاورزی و با توجه به شرایط ویژه کشور صورت گرفت. چند روز بعد نیز خبرگزاری فارس اعلام کرد که با تصمیم دولت و به منظور اولویت دادن به تامین کالاهای اساسی مورد نیاز مردم، صادرات تمام محصولات غذایی و کشاورزی تا اطلاع ثانوی ممنوع شده است. چنین تصمیماتی نشان میدهد که سیاستگذار تلاش کرده در شرایط جنگی، با محدود کردن صادرات، عرضه داخلی را تقویت کند و از جهش شدید قیمتها جلوگیری کند.
با وجود ثبات نسبی در بازار کالاهای اساسی، برخی نشانههای کمبود در بخشهای دیگر اقتصاد مشاهده میشود. بررسیهای میدانی نشان میدهد که برخی داروهای مورد نیاز بیماران در داروخانهها با کمبود مواجه شدهاند.
این داروها لزوما داروهای خاص یا مربوط به بیماریهای صعبالعلاج نیستند، اما اختلال در زنجیره تامین و افزایش تقاضا در شرایط جنگی موجب شده دسترسی به آنها در برخی مناطق دشوارتر شود. این وضعیت بار دیگر اهمیت تابآوری زنجیره تامین در شرایط بحران را برجسته کرده است.
در کنار این تحولات، قطعی دوباره اینترنت نیز بر فضای اقتصادی کشور اثر گذاشته است. محدودیتهای اینترنتی علاوه بر تاثیر مستقیم بر فعالیتهای دیجیتال، بازار جدیدی را نیز شکل داده است. در این شرایط، فروش ویپیان به یکی از کسبوکارهای غیررسمی پررونق تبدیل شده و قیمتها در این بازار سیاه به شکل چشمگیری افزایش یافته است. برای مثال فروش ویپیان به قیمت پنج گیگابایت اینترنت، ۲.۵میلیون تومان نمونهای از سطح قیمت در این بازار است. چنین وضعیتی نشان میدهد که محدودیتهای اینترنتی علاوه بر آسیب به کسبوکارهای آنلاین، میتواند به شکلگیری بازارهای غیررسمی نیز منجر شود.
قطعی اینترنت همچنین اختلالاتی در فرآیندهای بازرگانی ایجاد کرده است. ارتباط میان صادرکنندگان و واردکنندگان با شرکای خارجی تا حدی با مشکل مواجه شده و این مساله میتواند در کوتاهمدت بر جریان تجارت خارجی تاثیر بگذارد. تجربههای گذشته نیز نشان داده است که محدودیتهای اینترنتی در زمان اعتراضات دی ماه، آسیبهایی را در فرآیند بازرگانی کشور ایجاد کرده بود و تکرار این شرایط میتواند هزینههای مبادله را افزایش دهد.
در سطح شهر تهران نیز تغییرات محسوسی در الگوی رفتوآمد مشاهده میشود. با خروج بخشی از جمعیت از پایتخت و کاهش فعالیتهای اقتصادی، رفتوآمدهای شهری به شکل قابل توجهی کاهش یافته است. در روزهای نخست جنگ، کرایه تاکسیهای اینترنتی به شدت افزایش یافته بود، اما با کاهش تقاضا و کمتر شدن رفتوآمدها، این نرخها به تدریج به سطح پیش از جنگ بازگشتند. این روند نشان میدهد که بازار خدمات شهری نیز به سرعت نسبت به تغییرات تقاضا واکنش نشان میدهد.
با این حال، بیشترین آسیب در این دوره متوجه کسبوکارهای خردهفروشی و بازار شب عید شده است. بخش قابل توجهی از پاساژها، مراکز عمده خرید و فروش و بازارهای تهران در هفته نخست جنگ تعطیل بودهاند. در شرایطی که اسفند هر سال برای بسیاری از کسبوکارها دوره جبران رکود ماههای قبل محسوب میشود، تعطیلی یا کاهش فعالیت بازارها به معنای از دست رفتن یکی از مهمترین فرصتهای درآمدی سال است. بسیاری از فروشندگان پوشاک، لوازم خانگی، کیف و کفش و سایر کالاهای مصرفی، امید داشتند در هفتههای پایانی سال با افزایش تقاضا روبهرو شوند، اما فضای جنگی این فرصت را از میان برده است.
در این میان، برخی گمانهزنیها از شکلگیری موج مهاجرتی از تهران سخن میگویند. با این حال مهاجرت پدیدهای بلندمدت است و هنوز برای قضاوت درباره آن زود است. آنچه در حال حاضر به صورت شهودی قابل مشاهده است این است که اگرچه جمعیت زیادی از تهران خارج شدهاند، اما میزان خروج جمعیت احتمالا کمتر از دوره جنگ دوازده روزه است. دشوارتر شدن شرایط اقتصادی نیز احتمالا در این موضوع نقش داشته است، زیرا بسیاری از خانوارها توان مالی لازم برای ترک طولانیمدت شهر را ندارند.
با وجود تمام این تحولات، بخش عمده مردم همچنان تلاش میکنند زندگی روزمره خود را ادامه دهند. بسیاری از خانوارها امیدوارند که این جنگ نیز همچون جنگ ۱۲ روزه، بیش از دو هفته طول نکشد و پس از پایان آن بتوانند فعالیتهای اقتصادی خود را از سر بگیرند. این امیدواری در شرایطی شکل گرفته که طبق اعلام وزیر اقتصاد در تابستان ۱۴۰۴، میزان بیکاری ۶۵۰ هزار نفر افزایش یافته بود؛ رقمی که نشان میدهد حتی یک درگیری کوتاهمدت نیز میتواند اثرات قابل توجهی بر بازار کار داشته باشد.
در چنین فضایی، رفتار مصرفکنندگان نیز تغییر کرده است. خانوارها خریدهای خود را به حداقل رساندهاند و بیشتر به تامین نیازهای روزمره معیشتی میپردازند. خریدهای مربوط به شب عید که معمولا شامل پوشاک، لوازم منزل و سایر کالاهای مصرفی میشود، تا حد زیادی به تعویق افتاده است. این تغییر رفتار مصرفی، فشار مضاعفی بر کسبوکارهای خردهفروشی وارد کرده و رکود بازار را تشدید کرده است.
آنچه در این روزهای پایانی سال ۱۴۰۴ مشاهده میشود ترکیبی است از رکود تقاضا، اختلال در برخی فعالیتهای اقتصادی و بیاطمینانی نسبت به آینده. شوک قیمتی ناشی از تهاجم دوم آمریکا و اسرائیل به کشور نیز احتمال دارد خود را در افزایش نرخ تورم در روزهای پایانی سال نشان دهد. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند اسفند امسال از منظر رکود اقتصادی یکی از استثناییترین دورههای سالهای اخیر است؛ دورهای که در آن بازار شب عید، به جای رونق همیشگی، زیر سایه جنگ به رکودی کمسابقه فرو رفته است.