Table of Contents
اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
در حالی که جمهوری اسلامی یکی از حساسترین مقاطع تاریخ خود را تجربه میکند، نشانههای آشکار اختلال در ساختار قدرت بیش از هر زمان دیگری نمایان شده است. نظامی که دههها با تکیه بر تمرکز شدید قدرت و کنترل امنیتی توانسته بود بحرانها را مدیریت کند، اکنون در برابر مسئلهای قرار گرفته که از درون، پایههای آن را متزلزل کرده است: جانشینی در رأس هرم قدرت.
نظامی که دیگر کار نمیکند
نشانههای اختلال در سازوکارهای تصمیمگیری جمهوری اسلامی امروز بهوضوح دیده میشود. ساختاری که بر اساس اصل ولایت فقیه طراحی شده بود تا در شرایط بحرانی نیز انتقال قدرت را کنترلشده و سریع انجام دهد، اکنون خود به میدان رقابتهای پنهان، بیاعتمادیهای داخلی و جنگ قدرت تبدیل شده است.
در چنین فضایی، بحث جانشینی نه بهعنوان یک فرآیند قانونی و منظم، بلکه بهعنوان یکی از آلودهترین رقابتهای قدرت در تاریخ جمهوری اسلامی در حال شکلگیری است.
مجلس خبرگان؛ از نهاد انتخاب تا میدان نبرد
مجلس خبرگان رهبری که در تئوری باید نهاد قانونی انتخاب رهبر باشد، در عمل به صحنهای برای رقابت جناحهای مختلف قدرت تبدیل شده است.
گزارشها حاکی از آن است که در روند بررسی جانشینی، فشارهای خارجی، دخالت مستقیم فرماندهان سپاه پاسداران و شبکههای پیچیده فساد بهطور بیسابقهای بر این فرآیند سایه انداختهاند.
بهجای آنکه خبرگان نقش داور نهایی را ایفا کنند، اکنون بسیاری از اعضای آن خود به بازیگران یک رقابت قدرت تبدیل شدهاند؛ رقابتی که در آن نفوذ نهادهای امنیتی و نظامی بیش از هر زمان دیگری محسوس است.
حمله به ساختمان خبرگان؛ ضربهای به روند انتخاب
در میان این بحران، حمله فیزیکی به ساختمان مجلس خبرگان ضربهای جدی به روند انتخاب رهبر وارد کرد.
این حمله نهتنها خسارات فیزیکی قابل توجهی به ساختمان وارد کرد، بلکه به گفته منابع داخلی، بخشی از آرای ثبتشده نیز در این حادثه از بین رفت.
از دست رفتن این آرا بلافاصله موجی از اتهامات، تخریبهای متقابل و تلاش برای بازگشایی کامل روند انتخاب را به دنبال داشت. جناحهای مختلف یکدیگر را به دستکاری، فساد و حتی خیانت متهم میکنند؛ وضعیتی که نشان میدهد بحران جانشینی دیگر صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست، بلکه به یک بحران مشروعیت تبدیل شده است.
تأخیر در اعلام انتخاب مجتبی خامنهای
در چنین فضایی، تأخیر طولانی در اعلام رسمی انتخاب مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر آینده، پرسشهای جدی ایجاد کرده است.
به گفته منابع نزدیک به ساختار قدرت، این تأخیر نه به دلیل مسائل اداری یا حقوقی، بلکه ناشی از ترس عمیق از واکنش افکار عمومی است.
حاکمیتی که در سالهای اخیر بارها با اعتراضهای گسترده اجتماعی مواجه شده، اکنون نگران آن است که اعلام رسمی چنین انتخابی جرقه موج جدیدی از اعتراضها را بزند.
حتی مراسم تشییع هم ممکن نیست
یکی از عجیبترین نشانههای بحران کنونی، ناتوانی در برگزاری یک مراسم تشییع مناسب برای رهبر پیشین است.
در شرایط عادی، چنین مراسمی میتوانست به نمایش قدرت و انسجام نظام تبدیل شود. اما اکنون نگرانی از تجمعهای غیرقابل کنترل، اعتراضهای احتمالی و حتی تهدیدهای امنیتی باعث شده که ساختار قدرت از برگزاری مراسمی گسترده پرهیز کند.
ضربه به بیت رهبری
در تازهترین تحول، حمله اخیر به بخشهایی از بیت رهبری خسارات گستردهای بر جای گذاشته است.
گزارشها حاکی از آن است که بخشهایی از این مجموعه بهشدت آسیب دیدهاند؛ رخدادی که نهتنها از نظر نمادین بلکه از نظر عملی نیز ضربهای بزرگ به ساختار قدرت محسوب میشود.
این مجموعه طی دههها بهعنوان مرکز واقعی تصمیمگیری در جمهوری اسلامی شناخته میشد.
نظامی که حتی با بقای رهبر بعدی نیز ضعیف است
حتی اگر مجتبی خامنهای از این بحران جان سالم به در ببرد و در نهایت بهعنوان رهبر جدید تثبیت شود، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که نظام جمهوری اسلامی وارد مرحلهای شده که دیگر بازگشت به ثبات گذشته در آن بسیار دشوار است.
بحران مشروعیت، شکاف درون ساختار قدرت، نفوذ نهادهای نظامی در سیاست و فشارهای خارجی، همگی نشانههایی از شکنندگی بیسابقه این ساختار هستند.
جمهوری اسلامی در نقطهای بیسابقه
امروز جمهوری اسلامی در موقعیتی قرار گرفته که هر تصمیمی میتواند پیامدهایی غیرقابل پیشبینی داشته باشد.
اگر رهبر جدید معرفی شود، ممکن است با موجی از اعتراضهای داخلی روبهرو شود.
اگر معرفی به تعویق بیفتد، نشانهای از فلج شدن ساختار قدرت تلقی خواهد شد.
در هر دو صورت، آنچه آشکار است این است که نظام سیاسی ایران وارد مرحلهای از شکنندگی شده که شاید در چهار دهه گذشته بیسابقه بوده است.
و شاید مهمترین پرسش اکنون این باشد:
آیا جمهوری اسلامی میتواند از این بحران جان سالم به در ببرد، یا اینکه بحران جانشینی به نقطهای تبدیل خواهد شد که مسیر آینده ایران را بهطور کامل تغییر میدهد؟