اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در هفتمین روز از عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی که از ۱۰ اسفند آغاز شده است، شاهد تمرکز حملات هوایی و موشکی بر تأسیسات نظامی، پایگاهها، زیرساختهای موشکی و اماکن نظامی بودهایم. اما در این میان برخی از اماکن عمومی مانند مدارس، بیمارستان، شهرداریها و ورزشگاهها نیز هدف قرار گرفته است، اما به راستی چرا باید دو قدرت بزرگ نظامی با اشراف کامل اطلاعاتی، باید به اماکن عمومی حمله کنند؟
این حملات، که با دقت جراحیگونه انجام میشوند، نه تنها بخشی از استراتژی گسترده برای تضعیف ساختارهای سرکوبگر رژیم است،بلکه پاسخی مستقیم به سوءاستفاده نیروهای امنیتی و نظامی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی از این مکانها به عنوان پناهگاه و حتی مقرهای عملیاتی محسوب میشود.
در حالی که روایتهای مخالف، این اقدامات را حملاتی بیقائده علیه غیرنظامیان جلوه میدهند، تحلیل دقیق نشان میدهد که این اهداف،به دلیل تبدیل شدن به داراییهای اضطراری نیروهای سرکوب،مشروع و ضروری هستند.
جمهوری اسلامی، با استفاده از شهروندان عادی به عنوان سپرانسانی، مرتکب جنایات جنگی شده و این حملات دقیقاً برای جلوگیری از آسیب به جمعیت غیرنظامی طراحی شدهاند.
برای درک بهتر این وضعیت، باید به زمینه تاریخی و عملیاتی نگاهی بیندازیم. از زمان آغاز اعتراضات گسترده در ایران، که از اواخر دهه هشتاد شدت گرفت، نیروهای سرکوبگر رژیم نقش کلیدی در مهار ناآرامیهای عمومی ایفا کردهاند.
یگانهای ویژه این نیروها، عمدتاً از نیروهای آموزشدیده پلیس و واحدهای وابسته به سپاه پاسداران تشکیل شدهاند. این یگانها مجهز به ابزارهای پیشرفته سرکوب هستند، از جمله سلاحهای سرد مانند باتوم و گاز اشکآور، سلاحهای گرم مانند تفنگهای نیمهخودکارو مسلسلها، ماشینهای آبپاش برای پراکنده کردن جمعیت،یگانهای موتورسوار برای مانور سریع در خیابانها، و حتی تکتیراندازها برای هدفگیری دقیق معترضان از فاصله دور. این تجهیزات نه تنها برای کنترل اعتراضات داخلی استفاده میشود، بلکه در شرایط جنگی، به عنوان بخشی از دفاع نامتقارن رژیم، درمکانهای غیرمنتظره پنهان میگردند.
در حالت عادی، مدارس، سالنهای ورزشی و شهرداریها به عنوانتأسیسات غیرنظامی شناخته میشوند. این مکانها بخشی از زیرساختهای اجتماعی هستند که برای آموزش، تفریح و خدمات عمومی طراحی شدهاند. با این حال، در شرایط فعلی، که رژیم باتهدید خارجی روبرو است، این تأسیسات به داراییهای اضطراری نیروهای سرکوب تبدیل شدهاند.
گزارشهای مردمی نشان میدهد که نیروهای امنیتی، برای اجتناب ازشناسایی توسط ماهوارهها و پهپادهای جاسوسی، تجهیزات خود رادر این مکانها مخفی میکنند. برای مثال، مدارس تعطیلشده به عنوان انبارهای موقت سلاح و مهمات استفاده میشوند، جایی که کلاسهای درس به اتاقهای عملیات تبدیل میگردند. اماکن ورزشی،با فضای وسیع خود، محل استقرار یگانهای نظامی و موشکی هستند، و شهرداریها، به دلیل دسترسی به شبکههای زیرزمینی و وسایل نقلیه، به مراکز فرماندهی موقت بدل شدهاند.
این استراتژی، که ریشه در تاکتیکهای چریکی دارد، اجازه میدهدتا نیروهای سرکوبگر بدون جلب توجه، برای مقابله با اعتراضات داخلی یا حملات خارجی آماده شوند.
این استفاده از تأسیسات غیرنظامی، نه تنها یک تاکتیک نظامی است، بلکه یک جنایت جنگی آشکار محسوب میشود. بر اساس کنوانسیونهای بینالمللی که ایران نیز به آنها متعهد است، استفاده از شهروندان و مکانهای غیرنظامی به عنوان پوشش برای عملیات نظامی ممنوع است. رژیم جمهوری اسلامی، با قرار دادن تجهیزات سرکوب در میان جمعیت، عمداً غیرنظامیان را به سپر انسانی تبدیلمیکند. این رویکرد، که در گذشته نیز در سرکوب اعتراضات آبان۱۳۹۸ و جنبش زن، زندگی، آزادی در ۱۴۰۱ مشاهده شد، اکنون درمقیاس بزرگتری اعمال میشود.
حملات آمریکا و اسرائیل، دقیقاً متوجه کسانی است که در جریان ایناعتراضات به مردم ایران آسیب رساندهاند. فرماندهان یگانهای سرکوبگر که سابقه کشتار معترضان را دارند، اکنون در این مکانهاپناه گرفتهاند. هدفگیری این افراد، نه تنها عدالت را برای قربانیان داخلی برقرار میکند، بلکه از ادامه سرکوب جلوگیری میکند.
با وجود روایت مخالف قدرتمندی که در رسانههای وابسته به رژیم وبرخی محافل بینالمللی در حال انتشار است، باید تأکید کرد که این حملات به هیچ وجه بیرویه نیستند. عملیات جراحیگونه، که بااستفاده از موشکهای دقیق و پهپادهای هدایتشونده انجام میشود،طراحی شده تا آسیب به جمعیت غیرنظامی به حداقل برسد.
برای مثال، در حمله به دو مدرسه در پروند و یا بخشهایی از ورزشگاه آزادی و ورزشگاه بعثت، تنها بخش پشتی ساختمان، که به عنوان انبار سلاح استفاده میشد، هدف قرار گرفت، در حالی که اماکناصلی دستنخورده باقی ماندند. این دقت، نتیجه اطلاعات دقیق اطلاعاتی است که از منابع داخلی و ماهوارهای به دست میآید.
آمریکا و اسرائیل، با تمرکز بر اهداف مشروع، تلاش میکنند تا ازتکرار اشتباهات گذشته، مانند حملات گسترده در عراق یا افغانستان،اجتناب کنند. این رویکرد، نه تنها اخلاقی است، بلکه استراتژیک نیز محسوب میشود، زیرا حمایت مردمی داخل ایران را افزایش میدهد.
در تحلیل عمیقتر، باید به ابعاد سیاسی این حملات پرداخت. رژیم جمهوری اسلامی، با سابقه طولانی در استفاده از پروپاگاندا، تلاش میکند تا این حملات را به عنوان جنایات علیه بشریت جلوه دهد. اما واقعیت این است که نیروهای سرکوبگر، که مسئولیت مستقیم کشتار صدها معترض در سالهای اخیر را بر عهده دارند، اکنون در اینمکانها مستقر شدهاند. یگانهای سرکوبگر که آموزشهای خود را درمراکز نظامی مانند پادگانهای سپاه دریافت کردهاند، اکنون ازمدارس برای آموزش موقت نیروها استفاده میکنند. این تغییرکاربری، بخشی از استراتژی “جنگ نامتقارن” رژیم است، که در آن،هر مکان غیرنظامی میتواند به یک پایگاه نظامی تبدیل شود. با اینحال، این تاکتیک، رژیم را در برابر حملات دقیق آسیبپذیر میکند،زیرا شناسایی این مکانها توسط فناوریهای پیشرفته آسانتر است.
علاوه بر این، استفاده از شهروندان به عنوان سپر انسانی، یک الگوی تکراری در رفتار جمهوری اسلامی است. قرار دادن تکتیراندازهاروی بام شهرداریها، یا مخفی کردن تجهیزات سنگین نظامی درسالنهای ورزشی، مستقیماً غیرنظامیان را در معرض خطر قرار میدهد. این جنایت جنگی، که توسط سازمانهای حقوق بشری در حال مستندسازی است، توجیهی برای حملات هدفمند فراهم میکند. عملیات آمریکا و اسرائیل، با تمرکز بر حذف این تهدیدها، نه تنها امنیت منطقه را افزایش میدهد، بلکه به مردم ایران کمک میکند تا ازیوغ سرکوب رهایی یابند.
در نهایت، باید به آینده این عملیات نگاهی بیندازیم. در ششمین روز،که مصادف با ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ است، حملات بر مدارس و اماکن ورزشی نشاندهنده تغییر فاز از اهداف نظامی سنتی به ساختارهای حمایتی سرکوب است.
این استراتژی اگر ادامه یابد، میتواند منجر به فروپاشی سریعتر رژیم شود، زیرا نیروهای سرکوبگر بدون پناهگاههای خود، قادر به کنترل اعتراضات داخلی نخواهند بود. با این حال، موفقیت اینعملیات وابسته به ادامه دقت جراحیگونه است تا روایت مخالف نتواندحمایت بینالمللی را جلب کند. به هر حال این حملات نه تنها مشروع هستند، بلکه برای برقراری عدالت و جلوگیری از جنایات بیشتر رژیم علیه مردم خود، ضروری است. به عبارتی آنکه در ایجاد این شرایط مقصر اصلی به شمار میآید، نیروهای سپاه و بسیج و فراجا و ارتشی هستند که در اماکن عمومی پناه گرفته و مردم را سپر خود کردهاند.