اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در ششمین روز از حملات هماهنگ آمریکا و اسرائیل به اهداف استراتژیک ، موشکی، امنیتی و حتی سیاسی جمهوری اسلامی، نشانههای واضحی از فروپاشی درونی در میان نیروهای سرکوبگر و نظامی رژیم آشکار شده است.
این حملات در کنار ضربه زدن به مراکز موشکی و نظامی، نه تنها پایگاهها و مقرهای اصلی نیروهای سرکوبگر را هدف قرار داده، بلکه مخفیگاههای آنها در اماکن فرهنگی و ورزشی، مدارس و مهدهای کودک را نیز زیر ضربه برده و همین امر روحیه و انسجام نیروهای وفادار به حکومت را به شدت متزلزل کرده و زمینه را برای تغییرات بنیادین فراهم آورده است.
در حالی که حملات هوایی و موشکی آمریکا و اسرائیل ادامه دارد، نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی همچنان در تیررس مستقیم قرار دارند. گزارشها حاکی از آن است که شایعاتی گسترده در مورد تلاش پرسنل این نیروها و خانوادههایشان برای فرار از کشور در حال پخش است. این شایعات، که از طریق شبکههای اجتماعی و ارتباطات غیررسمی گسترش یافته، تصویری از ناامیدی عمیق در میان این نیروها ترسیم میکند، جایی که حتی وفاداران دیرینه جمهوری اسلامی و شخص علی خامنهای، اکنون به فکر نجات خود هستند.
فروپاشی شدید روحیه، یکی از بارزترین ویژگیهای وضعیت کنونی است. بیاعتمادی به فرماندهان به اوج رسیده و هرجومرج و بینظمی در ردههای مختلف نظامی و امنیتی حاکم شده است. پرسنل از ترس تلههای مرگبار که ممکن است از سوی نیروهای مهاجم یا حتی عناصر داخلی تنظیم شده باشد، از حضور در محل خدمت خودداری میکنند. موارد فرار از خدمت و عدم حضور در پستهای تعیینشده به طور فزایندهای گزارش میشود که این امر زنجیره فرماندهی را بیش از پیش تضعیف کرده است.
در این میان، ترس از خبرچینان و جاسوسان داخلی به یک ترومای جمعی تبدیل شده است. پرسنل سرکوبگر به یکدیگر سوءظن دارند و این شک و تردید، همکاری و هماهنگی را تقریباً ناممکن ساخته است. هر گفتوگو یا حرکت مشکوک میتواند به عنوان نشانهای از خیانت تفسیر شود، که این وضعیت را به یک چرخهای از بیاعتمادی تبدیل کرده است.
در ارتش نیز نشانههای مشابهی مشاهده میشود. به نظر میرسد فرار و سرپیچی از دستورات در میان سربازان و حتی فرماندهان سطوح پایین آشکار شده است. این نیروها که اغلب از افراد وظیفه و یا ردههای پایین تشکیل شدهاند، دیگر انگیزهای برای دفاع از رژیمی که در حال فروپاشی است، نمیبینند و ترجیح میدهند جان خود را نجات دهند تا اینکه در جنگی نابرابر قربانی شوند.
همزمان، گروههای غیرنظامی که با فناوریهای نوین مانند پهپادها و سلاحهای دستساز آشنا هستند، در حال سازماندهی برای حملات هدفمند به نیروهای سرکوبگر هستند. این گروهها، که از میان مردم عادی و مخالفان رژیم برآمدهاند، از دانش فنی خود برای ایجاد تهدیدهای نامتقارن استفاده میکنند و این امر فشار بر نیروهای حکومتی را دوچندان کرده است.
در سوی دیگر، صداهایی از میان چهرههای مخالف رژیم بلند شده که پرسنل امنیتی را به پیوستن به مردم فرامیخوانند. این دعوتها با وعده آیندهای بهتر و امنتر پس از سقوط رژیم همراه است، جایی که این افراد میتوانند از مجازاتهای احتمالی در امان بمانند و بخشی از جامعه جدید شوند. چنین پیامهایی، که از طریق کانالهای ارتباطی پنهان پخش میشود، میتواند نقطه عطفی در تغییر وفاداریها باشد.
گزارشهای میدانی نشان میدهد که بسیاری از نیروهای سرکوبگر، لباسهای رسمی خود را درآورده و در میان جمعیت پنهان میشوند، تا از شناسایی و هدف قرار گرفتن اجتناب کنند. این اقدام نه تنها نشانهای از ترس عمیق است، بلکه بیانگر پایان دوران اقتدار این نیروها نیز هست.
در نهایت، نیروهای سرکوبگر به خوبی آگاه هستند که کاملاً در معرض حملات هوایی قرار دارند و از سوی دیگر به زودی تحت تعقیب مداوم مردمی قرار خواهند گرفت که همین دو ماه قبل خون آنها را بر زمین ریختند. این آگاهی، همراه با فشارهای داخلی و خارجی، آنها را در موقعیتی قرار داده که ادامه مقاومت را بیمعنا میسازد.
در ششمین روز این بحران، تصویر کلی از یک رژیم در آستانه سقوط است، جایی که نیروهای وفادار آن نه تنها با دشمن خارجی، بلکه با بحرانهای درونی خود نیز دستوپنجه نرم میکنند. این تحولات میتواند سرآغاز تغییرات گسترده در ساختار قدرت ایران باشد.