گروه سیاسی / ماهور ایرانی
در نخستین ساعات ابتدایی روز ۹ اسفند در حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، سیدعلی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی کشته شد. از آن زمان اداره رهبری کشور بر عهده افرادی گذاشته شد که چون از درون نظام جمهوری اسلامی به بیرون آمده بودند. مشروعیت و مقبولیت لازم برای دوران گذار از رهبری سیدعلی خامنهای را در دست ندارند.
جمهوری اسلامی که بنیان آن در سالیان گذشته به ویژه به شکل گسترده و خشونت بار فقط سرکوب اعتراضات مردمی به شیوه حکومتداری بوده، حالا با از دست دادن رهبر خود به یک فقدان بزرگ رسیده که پر کردن جای خالی آن نمیتواند کار سادهای باشد. مردم در نظام جمهوری اسلامی سرکوب و کشته شدند و این فاصله آنقدر زیاد است که حتی با معتدلترین آدم و صلحطلبترین نیرو در بدنه جمهوری اسلامی این شکاف پر نخواهد شد.
چهرههای تکنوکراتی مثل محمدباقر قالیباف و علی لاریجانی که در یکی دو سال گذشته ژست مردمی و طرفدار حقوق مردم را به خودگرفتند و مخالف تندرویهای گذشته جمهوری اسلامی علیه مردم شدند به هیچ وجه مشروعیت لازم را ندارند. درباره قالیباف هنوز برخوردهای گاز انبری با دانشجویان نگونبخت دانشگاه تهران در حادثه ۱۸ تیر ۷۸، اختلاسهای ریز و درشت در دوره ۱۲ ساله شهرداری تهران و انواع و اقسام تخلفهای دیگر که حساب و کتابی ندارد از یاد مردم خارج نشده و به هیچ وجه توانایی همراه کردن مردم برای ادامه کار با جمهوری اسلامی را ندارد.
علی لاریجانی متولد عراق، فرماندهی سپاه پاسداران، اولین خالق پخش اعترافات تلویزیونی به شکل تحقیرآمیز در صدا و سیما، ۱۶ و بیش از یک دهه تصاحب صندلی قانونگذاری در بهارستان و کشتار وحشیانه مردم در ۱۸ و ۱۹ دی ماه در زمانی که خود دبیر شورای عالی امنیت ملی بود و موضوعات دیگر نیز، از جمله کارنامه سرتاسر منفی است که مردم نه تنها از او دل خوشی ندارند این سوال را هم مطرح میکنند که فردی که از بدنه اصلی جمهوری اسلامی دو بار برای انتخابات ریاست جمهوری رد صلاحیت شد چه طور میتواند برای ادامه دوران رهبری جمهوری اسلامی گزینه مناسبی باشد؟

نفر بعدی لیست، صادق آملی لاریجانی است یکی از برادران منفور خانواده لاریجانی است که او هم کارنامه مقبولیت بسیار ضعیفی دارد. بازداشت معترضین به انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، فاجعه زندان کهریزک و نماد سلطنتطلبی و اشرافیگری در لباس آخوندی، کارنامه منفی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و سایر موارد از جمله دلایلی است که مردم نه تنها از علی لاریجانی بلکه به طور کلی از خانواده لاریجانی دل خوشی ندارد. حالا در این میان مطرح بودن نام او برای رهبری جمهوری اسلامی نیز جز مواردی است که مردم ایران نگران آن هستند که او مانند رهبری دوم رادیکال باشد و سرنوشت شومی در انتظار ملت باشد.
گزینه دیگر مربوط به مرد همیشه سکوت در جبهه اصلاحات و پدر ژن خوب در جمهوری اسلامی یعنی محمدرضا عارف است. مردی که حالا معاون اول پزشکیان رئیس جمهور است در زمان سیدمحمد خاتمی وزارت ارتباطات و معاون اولی خاتمی را در کارنامه داشت و نقش خنثی در تشکیلات اصلاحطلبان و همچنین نقشی به شدت خنثیتر در کشتار وحشیانهرمردم در آبان ۹۸ در مجلس و قبل از آن حضور در نماز جمعه بعد از انتخابات ۸۸ با مهر اصلاحطلبی در بین سران نظام بعد از تقلب گسترده به نفع محمود احمدینژاد باعث شد حتی در بین اصلاحطلبان هم جایگاه خود را از دست بدهد. او که روزی فرزندش با به کار بردن واژه ژن خوب بین مردم و مسئولین طبقه برتر و اشرافیگری ایجاد کرده بود حالا آنقدر در بین مردم جایگاه منفی دارد که حتی گریز از اشرافیگری و عذرخواهی کردن از مردم نیز سبب نخواهد شد که فردی که زمانی معتمد رهبر کشته شده جمهوری اسلامی برای ایجاد حلقه وصل با اصلاح طلبان بود حالا زنجیره حلقه وصل با چاشنی اعتماد میان مردم امروز خشمگین باشند.
در این میان دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا بعد از حمله به ایران و ادامهدار بودن آن در حین دیدار با نخستوزیر آلمان در پاسخ به سوالی درباره آینده رهبری جدید در ایران و فکر کردن به رضا پهلوی گزینه خارج از کشور و همچنین گزینهای در داخل کشور گفت: خبرنگار: فکر میکنم بله، بعضی از مردم او را دوست دارند، اما ما خیلی به این موضوع فکر نکردهایم. به نظر من، کسی از داخل ایران شاید مناسبتر باشد. من این را قبلاً هم گفتهام. رضا پهلوی به نظر آدم بسیار خوبی میآید، اما به نظر من کسی که آنجا باشد و در حال حاضر محبوب باشد اگر چنین فردی وجود داشته باشد مناسبتر است. اما ما چنین افرادی را داریم؛ افرادی که میانهروتر هستند. میدانید، رهبران فعلی در ایران دیوانههای رادیکالی بودند و هیچ چیز به دست نیاوردند و تمام کاری که میکنند کشتن مردم است.