اختصاصی گروه سیاسی/آوا مهرگانی
سخنان اخیر دونالد ترامپ در گفتگو با «نیویورک تایمز»، فراتر از یک لفاظی سیاسی، نقشهی راهی را ترسیم میکند که کاخ سفید برای پایان دادن به بنبست ۴۷ ساله با جمهوری اسلامی طراحی کرده است. ترامپ با صراحتی بیسابقه، از یک عملیات نظامی «زماندار» و یک مدل سیاسی «آزمایششده» سخن میگوید که هدف آن نه تخریب ایران، بلکه جراحی دقیق غدهی سرطانی حاکمیت است.
ضربالاجل ۵ هفتهای؛ پایان جنگ فرسایشی
اعلام وجود مهمات کافی برای ۴ تا ۵ هفته حمله مستمر، پیامی روشن به بازماندگان بدنه نظامی حاکمیت است. پیامی با این مضمون که واشنگتن قصد ورود به یک جنگ طولانی و فرسایشی را ندارد. استراتژی ترامپ بر پایه اشباع آتش و تخریب سریع زیرساختهای فرماندهی بنا شده است.
او با تأکید بر ذخایر عظیم مهمات در سراسر جهان، عملاً هرگونه امید حاکمیت به پایان یافتن توان نظامی آمریکا را به یاس بدل کرد. این بازه زمانی، در واقع مهلتی است که به بدنه میانی ارتش و سپاه داده شده تا میان فنا شدن در راه یک ایدئولوژی مرده و پیوستن به مردم، یکی را برگزینند.
مدل ونزوئلا؛ گذار بدون فروپاشی ملی
تأکید مکرر ترامپ بر اینکه سناریوی ونزوئلا ایدهآلترین حالت برای ایران است، نشاندهنده یک تغییر دکترین اساسی است. در مدل ونزوئلایی، هدف واشنگتن فروپاشی کل ساختار اداری و کشوری نیست، بلکه حذف رأس هرم و جلب همکاری بدنه نظامی برای انتقال قدرت است. ترامپ با فراخوان صریح به سپاه پاسداران برای تحویل سلاح به مردم، در واقع به دنبال تکرار همان الگوست یعنی تغییر رژیم از طریق فرسودگی داخلی و فشار حداکثری بیرونی. او میخواهد هزینه سرنگونی را بر عهده اراده ملت بگذارد، در حالی که چتر نظامی آمریکا، مانع از بازسازی قوای سرکوب میشود.

گزینههای سهگانه؛ آلترناتیوهایی در سایه
بحثبرانگیزترین بخش سخنان ترامپ، اشاره به سه گزینه بسیار خوب برای رهبری آینده ایران است. این افشاگری نشان میدهد که برخلاف تصور منتقدان، اپوزیسیون و نیروهای جایگزین در اتاقهای فکر واشنگتن فراتر از یک طرح کاغذی هستند. خودداری ترامپ از فاش کردن این اسامی با جمله «بگذارید اول کار را تمام کنیم»، نشاندهنده یک توافق احتمالی در لایههای پنهان قدرت است. این گزینهها احتمالاً ترکیبی از چهرههای ملیگرا، متخصصان تکنوکرات و شاید عناصری از بدنه داخلی باشند که آمادگی خود را برای یک «ایران عملگرا» اعلام کردهاند.
نیروهای نخبه در دوراهی مصونیت و مرگ
پیام ترامپ به نیروهای سپاه پاسداران و ارتش، حاوی یک پیشنهاد وسوسهانگیز و در عین حال هولناک است: «مصونیت کامل در قبال تسلیم سلاح». او با تاکید بر اینکه «خیلی جلوتر از برنامه هستیم» و اشاره به انهدام بخش بزرگی از نیروی دریایی، عملاً به نیروهای مسلح هشدار میدهد که مقاومت در برابر این ماشین جنگی، نتیجهای جز مرگ حتمی ندارد.
واژه «عملگرا» که ترامپ برای رهبری آینده به کار برد، کلید فهم ایران فرداست؛ کشوری که دیگر نه بر پایه صدور انقلاب، بلکه بر مدار منافع ملی و همکاری بینالمللی خواهد چرخید.
ایران در آستانه جراحی بزرگ
ترامپ با صراحت اعلام کرد که تعهدی به چگونگی محافظت از مردم در حین سرنگونی نمیدهد، چرا که معتقد است وظیفه اصلی یعنی تضعیف و فلج کردن رژیم را به خوبی انجام داده و باقی کار بر عهده ملت است.
این لحظه، لحظهی حقیقت برای تمامی نیروهای مدعی جایگزینی است. وقتی رئیسجمهور آمریکا از پیشرفت «فراتر از برنامه» سخن میگوید و گزینههای خود را آماده دارد، یعنی قطار تغییر به حرکت درآمده است. اکنون زمان آن است که نخبگان و دلسوزان ایران، با استفاده از این فضای باز شده، مانع از ایجاد خلاء قدرت شوند و اجازه ندهند که فردای پس از سقوط، ایران به صحنه هرجومرج بدل شود.
ترامپ ماشه را چکانده است؛ اکنون نوبت ایرانیان است که پیش از پایان آن ۵ هفته کذایی، سرنوشت خود را از چنگال استبداد بیرون بکشند و به سمت آن رهبری عملگرا حرکت کنند که جهان انتظارش را میکشد.