خانه پیشنهاد هم‌وطن نیروهای سرکوبگر صبح‌ها سرگردان و شب را در خیابان‌ها سر می‌کنند!

هموطن روند سریع فروپاشی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی را بررسی می‌کند:

نیروهای سرکوبگر صبح‌ها سرگردان و شب را در خیابان‌ها سر می‌کنند!

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

در پی مرگ علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، بر اثر حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، نیروهای امنیتی و سرکوبگر رژیم با بحرانی بی‌سابقه روبرو شده‌اند. فرماندهان سپاه که ستون فقرات دستگاه سرکوب بودند، یکی پس از دیگری از صحنه حذف شده‌اند و حالا نیروهای میانی و پایین‌رده در وضعیتی از تحقیر و تعقیب قرار گرفته‌اند. 

بر اساس مشاهدات و بررسی‌های سطح شهرها، طی دو شب اخیر و پس از هدف قرار گرفتن کلانتری‌ها، شب‌ها را بیرون از کلانتری‌های باقی مانده به صبح می‌رسانند و در طول روز نیز به صورت چرخشی در مدارس، مهدهای کودک، سالن‌های سینما و تئاتر و مراکز فرهنگی و اجتماعی مستقر می‌شوند.

از سوی دیگر شهروندان خبر داده‌اند که تجهیزات نیروهای سرکوب از جمله خودروها، شب‌ها در کوچه‌ها و اماکن مسکونی توقف می‌کنند و به نوعی از شهروندان عادی و خانه‌های مردم به عنوان سپرانسانی استفاده می‌کنند.

گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که فرار از خدمت، نافرمانی در اجرای دستورات و حتی پدیده «اعتصاب ایتالیایی» – کاهش عمدی سرعت کار طبق مقررات – در میان این نیروها رو به افزایش است. این تحولات، نشانه‌ای از فروپاشی داخلی رژیم است که می‌تواند به تغییرات اساسی در ساختار قدرت ایران منجر شود.

پس از مرگ خامنه‌ای، که نماد ایدئولوژیک و عملیاتی رژیم بود، خلأ قدرت عمیقی در ساختار جمهوری اسلامی ایجاد شده است. فرماندهان ارشد سپاه و نیروهای مسلح و چهره‌های کلیدی اطلاعاتی و امنیتی که در همان حملات اولیه کشته شدند، نقش کلیدی در هماهنگی عملیات سرکوب داشتند. 

حالا، بدون این رهبران، نیروهای امنیتی – از بسیج و نوپو گرفته تا اطلاعات سپاه – در وضعیتی از سردرگمی و تحقیر قرار گرفته‌اند. تحلیلگران معتقدند که این وضعیت، نتیجه سال‌ها انباشت نارضایتی در میان نیروهای میانی است که حالا فرصت بروز پیدا می‌کند.

در سطح خرد تاکتیکی، این نیروها تحت تعقیب شدید قرار گرفته‌اند. اعتراضات مردمی که دی ماه در سراسر کشور برگزار شد، پیش از قتل‌عامل گسترده معترضان، به حدی بود که نیروهای امنیتی را مجبور به عقب‌نشینی کرد و همان موقع نیز گزارش‌های شاهدان عینی حاکی از آن بود که بسیاری از مأموران، به جای مقابله مستقیم، از صحنه فرار می‌کردند. 

حالا و پس از حذف علی خامنه‌ای و چهره‌های کلیدی جمهوری اسلامی، نیروهای سرکوبگر در رده‌های میانی و پایین می‌دانند که رژیم در حال سقوط است. آنها دیگر انگیزه‌ای برای ریختن خون مردم ندارند و به نوعی دست و پاهای آخر خود را می‌زنند و این بحرانی کلیدی برای بقایای جمهوری اسلامی است.

یکی از بارزترین نشانه‌های این بحران، افزایش فرار از خدمت در میان نیروهای سرکوبگر است. بر اساس گزارش‌های غیررسمی، بخش قابل توجهی از نیروهای میانی و رده‌پایین از پادگان‌های سپاه متواری شده‌اند. این فراریان، اغلب جوانانی هستند که به اجبار به خدمت گرفته شده بودند و حالا با مرگ خامنه‌ای، فرصت رهایی یافته‌اند. 

نافرمانی در اجرای دستورات نیز به پدیده‌ای رایج تبدیل شده است. فرماندهان باقی‌مانده، که اغلب از رده‌های میانی هستند، دستوراتی صادر می‌کنند که نیروهای پایین‌رده از اجرای آنها سر باز می‌زنند. این نافرمانی، ریشه در ترس از عواقب پس از سقوط رژیم دارد. بسیاری از این نیروها می‌دانند که مردم آنها را شریک جنایات خامنه‌ای می‌دانند و پس از تغییر قدرت، ممکن است محاکمه شوند. 

تحلیلگران بر این باورند که این نافرمانی، مانند ویروسی در حال گسترش است. مأموران می‌بینند که رهبرانشان مرده‌اند و حالا خودشان را در معرض خطر می‌بینند.

پدیده «اعتصاب ایتالیایی» – که در آن کارکنان عمداً سرعت کار را کاهش می‌دهند تا سیستم را فلج کنند – نیز در میان نیروهای امنیتی مشاهده می‌شود. این تاکتیک، که ریشه در جنبش‌های کارگری ایتالیا دارد، حالا به ابزاری برای مقاومت پنهان تبدیل شده است. این اقدام، که ظاهراً قانونی است، در عمل رژیم را از درون تضعیف می‌کند. 

گزارش‌های میدانی از ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که در چندین پاسگاه، مأموران از پاسخ به تماس‌های اضطراری خودداری کرده‌اند و به جای آن، به مقررات اداری استناد می‌کنند. این امر، نه تنها کارایی دستگاه سرکوب را کاهش داده، بلکه روحیه نیروهای وفادار را نیز تضعیف کرده است.

این تحولات، در چارچوب بزرگ‌تر بحران رژیم پس از مرگ خامنه‌ای، قابل تحلیل است. رژیم جمهوری اسلامی، که بر پایه ایدئولوژی ولایت فقیه بنا شده بود، حالا بدون رهبر مرکزی، به مجموعه‌ای از گروه‌های پراکنده تبدیل شده است. فرماندهان باقی‌مانده سپاه، مانند محسن رضایی یا محمدباقر قالیباف، تلاش می‌کنند کنترل را حفظ کنند، اما با مقاومت داخلی روبرو هستند. 

مردم ایران، که دهه‌ها سرکوب را تجربه کرده‌اند، حالا نیروهای امنیتی را نه به عنوان محافظ، بلکه به عنوان دشمن می‌بینند. نظرسنجی‌های غیررسمی در میان ایرانیان نشان می‌دهد که بیش از ۷۰ درصد مردم، نیروهای سرکوبگر را مسئول جنایات رژیم می‌دانند و خواهان محاکمه آنها هستند.

در سطح استراتژیک، این وضعیت تحقیرآمیز می‌تواند به فروپاشی کامل رژیم منجر شود. نیروهای امنیتی، که زمانی ابزار اصلی کنترل بودند، حالا خود به عامل بی‌ثباتی تبدیل شده‌اند. اگر این روند ادامه یابد، ممکن است شاهد پیوستن گسترده‌تر این نیروها به مردم باشیم، مشابه آنچه در وقایع ۱۳۵۷ رخ داد. اما تفاوت این بار در این است که مردم آگاه‌تر هستند و اجازه نمی‌دهند عناصر رژیم در ساختار جدید نفوذ کنند.

برای آینده، چشم‌انداز روشنی وجود دارد اگر این بحران مدیریت شود. تشکیل یک دولت موقت مردمی، که شامل نمایندگان جامعه مدنی باشد، می‌تواند عدالت انتقالی را پیگیری کند. محاکمه رهبران سرکوب و بازسازی نیروهای امنیتی بر پایه اصول دموکراتیک، ضروری است. اما تا زمانی که نیروهای سرکوبگر در وضعیت فعلی باقی بمانند، صلح پایدار دور از دسترس خواهد بود.

در نهایت، مرگ خامنه‌ای و فرماندهان سپاه، نقطه عطفی در تاریخ ایران است. نیروهای سرکوبگر، که زمانی قدرتمند بودند، حالا در وضعیتی از تحقیر، تعقیب و مقاومت داخلی قرار گرفته‌اند. فرار از خدمت و نافرمانی، نشانه‌هایی از پایان یک عصر هستند. مردم ایران، با اراده‌ای قوی، آماده‌اند تا آینده‌ای بدون سرکوب بسازند. این تحولات، نه تنها جمهوری اسلامی را تضعیف کرده، بلکه امید به تغییر را زنده نگه داشته است. 

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن