اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی سید امیر موسوی
اختلال نیوکاسل، یکی از متداولترین اختلالات و اقسام بیماری در میان پرندگان است. اختلالی که پرنده مبتلا را دچار استیصال، سردرگمی و عدم فرماندهی سیستم مغزی کرده و اسباب سقوط آن در پروازهای بلند را فراهم میکند.
با این مقدمه و وضعیتی که اکنون در میان ساختار امنیتی نظام کنونی مستقر در تهران شاهد آن هستیم به نظر میرسد که این دستگاه سرکوبگر امنیتی، نظامی با حذف دومینووار سران ارشد کشور و مشخصا شخص علی خامنهای به اختلالی مشابه اختلال نیوکاسل دچار شده است.
آسمان تهران به اتوبان دوبانده و مجهز جنگندههای متخاصم بدل شده، هر لحظه خبری از حذف و مرگ یک چهره ارشد نظامی به گوش میرسد، این حذفهای سریالی و لحظه به لحظه، حتی مجال انتساب فرد جدید در صندلی تازه خالی شده را از ساختار حکمرانی سلب کرده و به فرض انتصاب نیز، اسباب حذف سریع فرد تازه منصوب شده-نظیر آنچه در وزارت دفاع شاهد آن بودیم-فراهم میشود، امکان تدفین و تشییع ولی امر مسلمین جهان در امالقرای جهان اسلام، عملا ممکن نیست! کار بمباران نیروهای مهاجم در آسمان پایتخت و دیگر نقاط کلیدی کشور به زدن کلانتریها و قرارگاههای امنیتی، نظیر قرارگاه ثارالله و دفاتر فرعی آن در نواحی و مراکز بسیج رسیده، تانک اصولگرایان در پایتخت که چند سال است؛ شهر را با بنر اداره کرده و هنری جز این از خود و سیستم مدیریت شهریاش به نمایش نگذاشته، حتی امکان سیاهپوش کردن تهران را در پی مرگ شخص اول حکومت از دست داده و همه آنچه گفته شد در واقع، ماکت و شمایی کلی از ماوقع این روزهای ایران تحت زعامت جمهوری اسلامی است! باز، همه آنچه گفته شد با دامنه و جزئیات بیشتر به گوش نیروهای سرکوب نظام هم رسیده و میرسد.

گذارههای خبری رسیده به گعدههای این نیروها از «میگن؛ آقا رو زدن!» به «دیگه کیو زدن» رسیده و نیروهای سرکوب که تا همین دو ماه قبل، مشغول زدن تیر خلاص و هدشات کردن مردم بیدفاع و معترض در کوچه و خیابان بوده و به قولی؛ مجال نفس کشیدن به هیچ احدی نمیدادند، امروز با حضور در پستهای خود، واقعا خبر ندارند که شب به خانه برمیگردند یا تصویرشان به بنرهای تسلیت این طرف و آن طرف، اضافه میشود؟!
همه آنچه به صورت تیتروار مورد اشاره و یادآور نگارنده قرار گرفت، یک تحقیر جمعی و یک استیصال و وادادگی گروهی را در میان نیروهای امنیتی و به ویژه نیروهای سرکوب به دنبال داشته است. آنها که در میان بمباران هوایی سریالی نقاط مختلف مملکت، تنها روی زمین باز به برپایی تورهای ایست و بازرسی روی آورده و هیچ خروجی نیز از کار خود به عنوان یک دستاورد ملموس و روحیهبخش دریافت نمیکنند، دچار نیوکاسلی عمیق و حاد شده و با پشتک و وارو زدن روی آسمان، هرلحظه مشق سقوط میکنند!
این طیف از حامیان دست به سلاح حکومت در سطح خردِ تاکتیکی تحت تعقیب قرار میگیرند و با فرار از خدمت، نافرمانی در اجرای دستورات و «اعتصاب ایتالیایی» (کاهش عمدی سرعت کار طبق مقررات) مواجهاند. به عبارت دیگر، این وضعیت رفته رفته و حتی ساعت به ساعت، وجه عملی ملموس و محسوستری به خود گرفته و با اصابت هر موشک و پرتابه به یک نهاد امنیتی، بیش از قبل خود را به نمایش خواهد گذاشت.
وضعیت دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی در وهله کنونی در واقع، مشابه وضعیت ساختمان عراقی واجا، انواع دفاتر نظارت و پیگیری منهدم شده ساس و ساختمان با خاک یکسان شده دادگاه انقلاب است! همان ساختمانی که تا همین چند صباح قبل، محل جولان و بازجویی مامورین وزارت اطلاعات بود، همان ساختمانهای بینام و نشانی که در این طرف و آن طرف شهر، محل تهدید و ارعاب بازجوهای بیسواد و لمپن اطلاعات سپاه بود و همان ساختمانی که مظلوم، افشاری، صلواتی و دیگر ماشینهای امضای اعدام جوانان مملکت با خدم و حشم در دفاتر و راهروهای آن، مشق خونریزی مردم را مینگاشتند، امروز به مخروبهای بدل شده که از ساکنانش هیچ خبری نیست که نیست! نیروهای سرکوب و امنیتی هم، همه آنچه گفته شد را بیش از هر کسی میبینند، درکش میکنند و با تبعات و پیامدهای هولناکش دست و پنجه نرم میکنند و فرو میریزند و فرو میریزند و فرو میریزند….