خانه پیشنهاد هم‌وطن گذار از ویرانی و ضرورت فریاد برای جایگزینی حکومت / چرا سکوت، همدستی با فروپاشی ایران است؟

هموطن بررسی می‌کند

گذار از ویرانی و ضرورت فریاد برای جایگزینی حکومت / چرا سکوت، همدستی با فروپاشی ایران است؟

اختصاصی گروه سیاسی/آوا مهرگانی 

ایران در یکی از هولناک‌ترین و در عین حال سرنوشت‌سازترین پیچ‌های تاریخی خود ایستاده است. فراتر از دود و غباری که آسمان مملکت را پوشانده و فراتر از صدای انفجارهایی که شالوده قدرت را لرزانده، حقیقتی عریان خودنمایی می‌کند. ساختار سیاسی حاکم، دیگر نه توان حفظ امنیت ملی را دارد و نه صلاحیت نمایندگی اراده مردم ایران را. در این لحظه حساس، دیگر سخن از اصلاح یا تغییر رفتار نیست؛ سخن از «نجات ایران» از طریق جایگزینی فوری و تغییر بنیادین حاکمیت است.

دهه‌هاست که تبلیغات رسمی، بقای این ساختار را ضامن امنیت و تمامیت ارضی ایران معرفی کرده است. اما حوادث روزهای اخیر و ضربات جراحی‌گونه‌ای که قلب تپنده قدرت را نشانه رفت، نشان داد که این چتر نه تنها پوسیده، بلکه از درون دچار چنان نفوذ و فروپاشی شده است که حتی از حفظ جان نفر اول خود نیز عاجز مانده است. کسانی که دلسوز واقعی این آب و خاک هستند، باید بپذیرند که اصرار بر تداوم این وضعیت، تنها به معنای کشاندن ایران به قعر یک جنگ ویرانگر و بی‌فرجام است. حاکمیتی که از درون تهی شده، دیگر تکیه‌گاه نیست؛ بلکه بار گرانی بر دوش موجودیت ایران است.

گذار از فرد به سیستم؛ ضرورت جایگزینی فوری

مرگ علی خامنه‌ای و حذف او از ساختار جمهوری اسلامی نباید محور اصلی مطالبات نخبگان و دلسوزان ایران را تحت الشعاع قرار دهد. بحران فعلی، بحران فقدان رهبری کارآمد است. ساختاری که تمام قدرت را در ید یک نفر خلاصه کرده بود، اکنون با حذف آن مرکز ثقل، در خلائی مرگبار فرو رفته است.

در چنین شرایطی، هرگونه تلاش برای بازتولید همان الگو یا تعیین جانشینی از همان جنس، تنها بازی با زمان و به تاراج دادن سرمایه‌های باقی‌مانده کشور است. خیر و صلاح ایران ایجاب می‌کند که با صدایی رسا، خواهان انتقال قدرت به یک شورای موقت ملی متشکل از متخصصان و چهره‌های مورد اعتماد مردم باشیم؛ شورایی که تنها وظیفه‌اش مدیریت دوران گذار و برگزاری انتخابات آزاد تحت نظارت بین‌المللی باشد.

صدای مردم؛ رفراندومی در خیابان و پشت‌بام

واکنش‌های خودجوش و فریادهایی که از پشت‌بام‌ها و کوچه‌ها شنیده می‌شود، گواهی است بر این حقیقت که این رژیم مدت‌ها است که پایگاه اجتماعی خود را از دست داده است. اعتراضات دی ماه که با جود قتل عام جوانان از سوی جمهوری اسلامی به شکل‌ها مختلف ادامه دار شد و شادمانی شبانه مردم بعد از اعلام مرگ علی خامنه‌ای در همان اولین روز جنگ، مصداق این مدعا است. وقتی مردم از فروپاشی نمادهای قدرت ابراز شادمانی می‌کنند، یعنی پیوند میان ملت و دولت به کلی گسسته است. در علم سیاست، حکومتی که مشروعیت داخلی را از دست داده و در برابر تهدید خارجی فلج شده، عملاً ساقط محسوب می‌شود. امروز، فریاد برای جایگزینی فوری، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک «فرمان اخلاقی» برای جلوگیری فروپاشی کامل تمدنی است.

مسئولیت تاریخی نخبگان و نیروهای ملی

اصلاح‌طلبانی که حداقل در دهه اخیر شعار مردم محوری داده و در هر بزنگاهی خواسته‌اند با جدا کردن حساب خود از لایه سخت حکومت، راهی برای تداوم سیاست ورزی خود پیدا کنند ، همچنین همه کسانی که مدعی ملی‌گرایی و عشق به ایران هستند، نمی‌توانند در برابر این بن‌بست تاریخی سکوت کنند. سکوت در این لحظه، به معنای تماشای سوختن ایران در آتش لجاجت ساختاری است که دیگر وجود خارجی ندارد.

در این بزنگاه حساس نیازمند یک صدای واحد هستیم؛ صدایی که به جامعه جهانی و بازیگران منطقه‌ای بفهماند که ایران، رژیم جمهوری اسلامی نیست. ایران ملتی است زنده که آماده است مدیریت سرنوشت خود را به دست بگیرد. جایگزینی حکومت، تنها راه بستن مسیر مداخله نظامی خارجی و تضمین تمامیت ارضی کشور است. هر ساعتی که این جراحی سیاسی به تأخیر بیفتد، هزینه بازسازی ایران در فرداهای پس از سقوط، چندین برابر خواهد شد.

عبور از سایه‌ها به سوی آفتاب

حالا دیگر علی خامنه‌ای مرده است و با او، تمام آن رویاهای توسعه‌طلبانه‌ای که ایران را به انزوا و فقر کشاند، به خاک سپرده خواهد شد. اما ایران نباید با این ساختار به خاک سپرده شود. امروز، زمان ترس نیست؛ زمان هم‌صدایی برای مطالبه‌ی «حاکمیت ملی» است. ما نیازمند جایگزینی حکومتی هستیم که به جای صدور بحران، رفاه تولید کند و به جای دشمن‌تراشی، امنیت بیافریند. ساعت صفر آزادی فرا رسیده و هر آن کس که دل در گروی این خاک دارد، باید بلندتر از همیشه فریاد بزند: اداره ایران، بدون این ساختار، نه تنها ممکن، بلکه ضروری است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن