خانه پیشنهاد هم‌وطن شادی مردم سوت پایان دوران حکومت ترس

هموطن شادی مردم پس از انتشار خبر کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی را بررسی کرد: 

شادی مردم سوت پایان دوران حکومت ترس

اختصاصی اجتماعی، سوشیانت سرافراز

«مرگ بر دیکتاتور» خواسته‌ای که به بار نشست. شب گذشته رسانه‌های داخلی کشته شدن علی خامنه‌ای رهبر حکومت اسلامی حاکم بر ایران را تایید کردند. این تایید و انتشار خبر اما حدود ۱۲ ساعت بعد از هدف قرار گرفتن بیت و دفتر او توسط ارتش اسرائیل انجام شد. 

بلافاصله بعد از تایید این خبر اما مردم به صورت خودجوش و بی‌هیچ فراخوان یا قرار از قبل تعیین شده به خیابان‌ها ریختند و فریاد شادی سر دادند. فضا دیدنی بود. مردم هلهله می‌کردند، کل می‌کشیدند و می‌رقصیدند. رقصی از سر سرخوشی و خشم. سرخوشی از پایان نزدیک جمهوری اسلامی و خشم از خون‌های بی‌گناهی که توسط آمران و عاملان حکومت ریخته شد. 

ساعتی بعد از سکوت مردم و به خواب رفتن آن‌ها در آرامشی نسبی اما صحنه تغیر کرد. خیابان‌ها و به‌ویژه خیابان‌های پایتخت به تصرف طرفداران عزادار جمهوری اسلامی درآمد. مردمی که در مرگ رهبر خود ضجه می‌زدند، هق هق‌هایی نه لزوما از سر علقه و مهر بلکه برای نابودی هژمونی ایدئولوژیک بی‌چون و چرای این گروه اقلیت بر اکثریت جامعه. زاری برای نزدیک شدن روزهای پایانی منافع بی‌حد و حصر. نقطه اتمام سلطه اسلحه و چماق بر سر مردم ایران. به هر روی این گروه ستون محکم ترک‌تازی‌ها و قلدری‌های خود علیه مردم ایران را ازدست داده‌اند و همه اینها دلیلی است بر ضجه‌های‌شان. 

نقطه پایان این گروه اما می‌تواند نقطه آغاز ایران جدید باشد، اگر ایرانیان اراده کنند، دقیقا هم به همین علت بود که مردم ایران در داخل و خارج از کشور با شنیدن خبر کشته شدن علی خامنه‌ای به خیابان‌ها آمدند و دست‌افشانی و پایکوبی کردند. این جشن و سرور حاوی پیامی مهم به حکومت بی‌ثبات و طرفداران آن است: «پایان نظام سیاسی غیرمردمی» و نابودی مطلق مشروعیت این ساختار نزد افکار عمومی ایرانیان.

قابل تامل آنکه یک رهبر سیاسی -ایدئولوژیک تنها یک فرد نیست بلکه نمادی از یک ساختار سیاسی عقیدتی است که البته در ایران نزدیک به نیم قرن مجموعه‌ای از سرکوب‌ها، محرومیت‌ها، ترس‌ها، تبعیض‌ها و تجربه‌های رنج‌آور را برای شهروندان ایران رقم زده است بنابراین خوشحالی از مرگ این فرد هم صرفا خوشحالی از مرگ یک فرد نیست بلکه واکنشی نسبت به رویای به شدت نزدیک فروپاشی ساختاری است که عامل مستقیم رنج مردم بوده است. 

شادی مردم از مرگ خامنه ای

حقیقت آن است که خوشحالی مردم و فریادهای پر نشاط از ته دل آن‌ها برای مرگ یک انسان نه رفتار ضد احلاقی که رفتاری اعتراضی است، انعکاس روانی سال‌ها انباشت خشم و آرزوهای از دست رفته است. مردمی که سال‌ها حق اعتراض را از دست داده بودند و پاسخ به اعتراضات‌شان گلوله و زندان بود حالا بعد از رفع یک انسداد طولانی حداقل بخشی از هیجان خود را در خیابان‌ها فریاد زدند.

این نکته را هم نباید از یاد برد که علی خامنه‌ای نیز در جرگه رهبران اقتدارگرایی قرار داشت که خود را دارای صلابتی معنوی می‌دانست و با کمک ایادی خود سعی می‌کرد با جبر و زور این مفهوم را به مردم القا کند. او بیش از آنکه رهبر سیاسی باشد در ذهن طفردارانش فردی مقدس و فراتر از نقد بود تا جایی که حتی عنوان مجرمانه خاصی هم برای اهانت به او در قوانین کشور تبیین شده بود. کشته شدن چنین فردی آنهم توسط یک نیروی خارجی متخاصم هیمنه تقدس او و ساختار سیاسی عقیدتی تحت نظر او را شکست و هیبت اقتدار مطلق او را فرو ریخت. 

حالا عقربه ساعت برای مرگ جمهوری اسلامی به آخرین لحظه‌ها نزدیک می‌شود. زمان پایان آغاز شده است، نقطه‌ای بی‌بازگشت. مردم یا دست‌کم بخش بزرگی از ایرانیان در ایران و سراسر جهان در انتظار سوت پایان دیکتاتوری بزرگ عصر معاصر هستند. مردمی که سال‌هاست بدون هرگونه پیوند سیاسی و عاطفی با ساختار سیاسی- دینی حاکم بر کشورشان، به لحظه پایان فکرمی‌کنند حالا احساس می‌کنند که شاهد مقصود را درآغوش کشیده‌اند. حکومتی که نه قوانینش از جنس مردم ایران است، نه شیوه مدیریتی‌اش کارآمد است و نه اراده‌ای برای مهار و مقابله با انواع فسادهای مالی، اقتصادی جنسی و… را در میان دست‌اندرکاران خود داشته است. 

مردم امیدوارند که حکومتی چنین ناکارآمد و ناشایست جای خود را به ساختاری سیاسی-اداری- حقوقی دهد که ضامن سربلندی ایران و تامین کننده آزادی و رفاه ایرانیان باشد. 

برای پایان یک ساختار سیاسی البته سلسله عوامل سیاسی، امنیتی و اقتصادی و روانی مورد نیاز است. خوشحالی مردم اما چهارمین عامل یعنی عامل روانی برای مطالبه و پذیرش و حتی همراهی با لحظه پایان را تقویت می‌کند. به بیان دیگر شادی بی‌پرده و صریح مردم از مرگ رهبر جمهوری اسلامی نشانه اضمحلال دوران ترس است. در این دوران پایان هراس حکومت توان کنترل روایت‌ها را ندارد، روایت رسمی هم بی‌اعتبار و تبدیل به مضحکه‌ای در میان مردم شده است، حتی مقابله با شادی مردم از خبر مرگ رهبر جمهوری اسلامی هم برای حکومت دور از دسترس است زیرا حکمرانی به خوبی می‌داند که دوران فرمان‌پذیری شهروندان ایران به پایان رسیده است. 

پیامد پایان دوران هراس و فرمان‌برداری د رکنار پایان مشروعیت ساختار قدرت در ایران، پایان نظامی سیاسی است که از بدو تولدش ایرانیان را به ناحق به دو گروه «ما» و «شما» تقسیم کرد و ایران را ملک طلق خود پنداشت.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن