خانه پیشنهاد هم‌وطن میراثی در تیررس؛ چرا جانشین بعدی، هدف در دسترس موساد است؟

هموطن بررسی می‌کند

میراثی در تیررس؛ چرا جانشین بعدی، هدف در دسترس موساد است؟

اختصاصی گروه سیاسی/آوا مهرگانی 

 در ادبیات سیاسی، «ثبات» معمولاً به معنای تداوم کارکرد نهادها و انتقال آرام قدرت تعریف می‌شود. اما در ساختارهای ایدئولوژیک، ثبات پیوندی ناگسستنی با «شخص» پیدا می‌کند. اکنون که با خبر کشته شدن علی خامنه‌ای در جریان حملات اسرائیل و آمریکا به ایران، زمزمه‌های جانشینی بیش از هر زمان دیگری به گوش می‌رسد، پرسش اساسی این نیست که «چه کسی» بر کرسی تکیه می‌زند؛ این است که «عمر» این جانشینی در فضایی که نظم مستقر تا مغز استخوان دچار رخنه و نفوذ شده، چقدر خواهد بود؟

 توهم اقتدار و واقعیت رخنه

دهه‌های اخیر نشان داده است که دستگاه‌های امنیتی مدعی اشراف کامل، در واقعیت با حفره‌هایی روبه‌رو هستند که دیگر با روایت‌های رسمی وصله‌پینه نمی‌شوند. نفوذ، دیگر نه یک فرضیه بدبینانه، که یک واقعیت ساختاری است. وقتی عالی‌ترین سطوح حفاظتی و عملیاتی در قلب پایتخت یا در مراکز حساس هسته‌ای و نظامی، هدف ضربات دقیق قرار می‌گیرند، نشان‌دهنده آن است که «دشمن» نه در پشت مرزها، بلکه در اتاق‌های فکر و لایه‌های تصمیم‌ساز حضور دارد.

در چنین بستری، هر مهره‌ای که برای جانشینی برگزیده شود، پیش از آنکه ردای قدرت به تن کند، در بانک اهداف سرویس‌های اطلاعاتی غرب و اسرائیل (موساد و سیا) تعریف شده است. نفوذ، تنها به معنای سرقت اسناد نیست؛ نفوذ یعنی توانایی حذف فیزیکی یا ترور شخصیت جانشین، دقیقاً در لحظه‌ای که سیستم بیشترین نیاز را به انسجام دارد.

 جانشینی در «اتاق شیشه‌ای»

اشتباه است اگر تصور کنیم جانشین بعدی می‌تواند با رویکردی امنیتی‌تر، حفره‌ها را ببندد. واقعیت این است که ساختار کنونی به قدری برای رقیب ، شفاف و برای مردم، کدر شده که هر تحرکی در آن رصد می‌شود. جانشینی که قرار است حافظ وضع موجود باشد، خود به پاشنه آشیل سیستم تبدیل خواهد شد.

تحلیل داده‌های عملیاتی سال‌های اخیر نشان می‌دهد که اسرائیل و ایالات متحده از استراتژی «قطع سر مار» به استراتژی «بی‌ثبات‌سازی مستمر در رأس» تغییر مسیر داده‌اند. در این استراتژی، جانشین تعیین شده نه یک لنگرگاه ثبات، بلکه یک «هدف در دسترس» است. حذف هر مهره‌ی تراز اول، نه تنها خلاء قدرت ایجاد می‌کند، بلکه ضربه‌ای حیثیتی به کل بدنه وارد می‌سازد که ترمیم آن سال‌ها زمان می‌برد.

فرسایش وفاداری و دلارهای نفوذ

پاسخ به این سوال که چرا نفوذ تا این حد موفق عمل می‌کند؟ را باید در ریزش ایدئولوژیک و غلبه‌ی مادی‌گرایی در بدنه قدرت جست‌وجو کرد. وقتی شکاف طبقاتی به درون نهادهای حاکمیتی نفوذ می‌کند، «وفاداری» به کالایی قابل خرید و فروش تبدیل می‌شود. نفوذ دشمن، بر موج ناامیدیِ کارگزارانی سوار است که دیگر به آینده‌ی سیستم باور ندارند. 

بنابراین، جانشین جدید با لشکری از محافظان و کارگزارانی روبه‌روست که مشخص نیست کدام‌یک از آن‌ها با یک «پیشنهاد رد نشدنی» از سوی سرویس‌های خارجی، دست به ماشه یا افشای موقعیت او خواهند زد. این یعنی قدرت در ایران به مرحله‌ای رسیده که «حفاظت» از فرد اول، عملاً غیرممکن شده است.

از انتصاب تا حذف

اگر فرض کنیم فرآیند جانشینی طبق برنامه پیش برود، بلافاصله وارد فاز «تثبیت» می‌شویم. این دقیقاً همان مرحله‌ای است که نفوذ خارجی بیشترین کارایی را دارد. حذف جانشین در کوتاه‌مدت، می‌تواند پیامدهای مختلفی داشته باشد. مثلا فروپاشی روانی بدنه. وقتی لایه اول قدرت در مدت کوتاهی پس از انتصاب حذف شود، بدنه اجرایی و نظامی دچار پارانویای مطلق شده و فرمان‌بری جای خود را به تلاش برای بقای شخصی می‌دهد.

حذف جانشین همچنین فضا را برای باندهای قدرت داخلی باز می‌کند تا برای تصاحب بقایای قدرت، به جان هم بیفتند؛ وضعیتی که بهترین فرصت برای ضربات نهایی خارجی است.

چنین رویدادی موجب بی‌اعتباری کامل نهادهای اطلاعاتی نیز خواهد شد. ناتوانی در حفظ جان نفر اول،  در واقع تیر خلاصی بر پیکر ادعاهای اقتدارگرایانه خواهد بود.

موضوعی که نباید فراموش کرد این است که قدرت‌های جهانی دیگر به دنبال تغییر رژیم از راه کلاسیک نیستند؛ آن‌ها به دنبال «فلج‌سازی ساختاری» هستند. حذف پیاپی مهره‌های کلیدی، سیستم را به سمتی می‌برد که حتی اگر سقوط نکند، توانایی تصمیم‌گیری و واکنش را از دست بدهد.

بن‌بست بقا

حقیقت تلخ برای سیستم این است که جانشینی، نوش‌داروی دردهای کنونی نیست. در حالی که کانون‌های قدرت سرگرم مهره‌چینی برای فردای پس از گذار هستند، شبکه نفوذ در حال آماده‌سازی مختصات دقیق این مهره‌هاست.

تاریخ نشان داده است که وقتی رخنه‌ها به عمق استراتژیک برسند، هیچ دیواری بلندتر از نفوذ نخواهد بود. جانشین بعدی، هر که باشد، بیش از آنکه فرمانروای آینده باشد، سوژه‌ای است در لنز دوربین‌های مراقبتی رقیب؛ مهره‌ای که عمر سیاسی و شاید فیزیکی او به مویی بند است.

قدرت لرزان، بیش از آنکه از بیرون تهدید شود، از حفره‌های سیاهی می‌ترسد که خود در بدنه مدیریت و امنیتش ایجاد کرده است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن