خانه پیشنهاد هم‌وطن هموطن سناریوهای احتمالی پس از حمله نظامی آمریکا را بررسی می‌کند:

بیم و امید ایرانیان و چشمانی که به آسمان است

هموطن سناریوهای احتمالی پس از حمله نظامی آمریکا را بررسی می‌کند:

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

در شرایطی که تنش‌های سیاسی و نظامی در خاورمیانه به اوج خود رسیده، بحث درباره احتمال حمله نظامی آمریکا و شاید هم اسرائیل به جمهوری اسلامی بیش از پیش در محافل سیاسی و رسانه‌ای مطرح شده است. این حمله، که می‌تواند در پاسخ به برنامه بلند پروازانه  جمهوری اسلامی و سیاست‌های تنش‌آفرین تهران، حمایت از گروه‌های نیابتی یا مسائل امنیتی دیگر رخ دهد، نه تنها پیامدهای فوری نظامی خواهد داشت، بلکه می‌تواند ساختار سیاسی داخلی ایران را دگرگون کند. 

اگر فرض را بر قطعی بودن حمله آمریکا به جمهوری اسلامی قرار دهیم، در حال حاضر می‌توانیم سه سناریوی کلیدی برای پس از حمله را مطرح کنیم که عبارتند از: سقوط نظام جمهوری اسلامی و برقراری حکومت نظامی موقت تحت نظارت آمریکا، کودتای داخلی توسط بخش‌هایی از صاحبان قدرت و ثروت برای سازش با غرب، و قیام مردمی برای تصاحب قدرت. 

این سناریوها، هرچند بر اساس حدس و گمان‌ها طرح گردیده، اما نشانه‌های آن را می‌توان در تجربیات گذشته مانند جنگ عراق در سال ۱۳۸۲ یا تحولات پس از بهار عربی جستجو کرد. البته هدف، نه ترویج خشونت، بلکه درک عمیق‌تر از پیچیدگی‌های احتمالی است تا سیاستمداران و شهروندان بتوانند برای آینده آماده‌تر باشند.

سناریوی نخست؛ سقوط نظام و حکومت نظامی موقت آمریکایی

در این سناریو، حمله نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل – که ممکن است شامل بمباران تأسیسات هسته‌ای، مراکز فرماندهی سپاه پاسداران و زیرساخت‌های کلیدی باشد – منجر به تضعیف سریع نیروهای دفاعی جمهوری اسلامی می‌شود. با فرض اینکه عملیات نظامی با حمایت متحدان غربی و عربی همراه باشد، نظام جمهوری اسلامی ممکن است در عرض چند هفته تا چند ماه فروپاشد. الگوی تاریخی این سناریو را می‌توان در حمله به عراق توسط آمریکا در سال ۱۳۸۲ مشاهده کرد، جایی که صدام حسین سرنگون شد و پل برمر به عنوان فرماندار نظامی موقت منصوب گردید.

در ایران، آمریکا ممکن است یک فرماندار نظامی – احتمالاً از میان ژنرال‌های بازنشسته یا دیپلمات‌های با تجربه – را برای اداره موقت کشور انتخاب کند. این فرد، با حمایت نیروهای ائتلاف، مسئولیت برقراری امنیت، بازسازی زیرساخت‌ها و جلوگیری از هرج‌ومرج را بر عهده خواهد گرفت. دوره گذار می‌تواند از یک تا دو سال طول بکشد و هدف آن در این دوره گذار برگزاری انتخابات آزاد باشد. اما چالش‌ها فراوان‌اند: مقاومت‌های محلی از سوی نیروهای وفادار به نظام سابق، مانند بسیج یا گروه‌های شبه‌نظامی، می‌تواند به جنگ چریکی منجر شود. علاوه بر این، دخالت قدرت‌های رقیب مانند روسیه و چین ممکن است فرآیند را پیچیده‌تر کند. 

از سوی دیگر، این سناریو می‌تواند فرصتی برای اصلاحات دموکراتیک باشد، اما ریسک تبدیل ایران به یک دولت ضعیف و ناکارآمد وابسته به غرب – مشابه افغانستان پس از ۱۳۸۰ – وجود دارد. در نهایت، موفقیت این مدل به توانایی آمریکا در مدیریت تنوع قومی و مذهبی ایران بستگی دارد، که تاریخ نشان داده در آن ضعیف عمل کرده است.

سناریوی دوم: کودتای داخلی و سازش با آمریکا

سناریوی دوم، که بیشتر بر پایه دینامیک‌های داخلی ایران استوار است، فرض می‌کند حمله نظامی خارجی به عنوان کاتالیزور عمل کند و بخش‌هایی درون نظام – مانند برخی از صاحبان قدرت و ثروت، فرماندهان میانه‌رو ارتش یا سپاه یا سیاستمداران اصلاح‌طلب – علیه رهبری فعلی، یعنی علی خامنه‌ای، اقدام کنند. این کودتا می‌تواند به شکل برکناری آرام یا حتی حذف فیزیکی رخ دهد و قدرت به دست گروهی از تکنوکرات‌ها و نظامیان میانه‌رو بیفتد که اولویت‌شان پایان تحریم‌ها و سازش با غرب است.

این الگو را می‌توان در تحولات مصر پس از بهار عربی در سال ۱۳۹۰ شمسی دید، جایی که ارتش کودتا کرد و با غرب همسو شد. در ایران، چنین گروهی ممکن است با وعده توقف برنامه هسته‌ای، کاهش حمایت از تروریست‌های حماس و حزب‌الله، و اصلاحات اقتصادی، مذاکرات فوری با آمریکا را آغاز کند. مزایای این سناریو شامل حفظ ساختارهای موجود و جلوگیری از فروپاشی کامل است که می‌تواند اقتصاد ایران را سریع‌تر احیا کند. اما ریسک‌هایی نیز وجود دارد که عبارت است از شکاف درون‌حکومتی ممکن است به جنگ داخلی منجر شود، و وابستگی به غرب می‌تواند اعتبار ملی‌گرایانه رهبران جدید را زیر سؤال ببرد. علاوه بر این، اگر این کودتا بدون حمایت مردمی باشد، ممکن است به دیکتاتوری جدیدی تبدیل شود، مشابه آنچه در ترکیه پس از کودتای نافرجام ۱۳۹۵ شمسی رخ داد. در کل، این سناریو محتمل‌ترین گزینه برای حفظ ثبات کوتاه‌مدت است، اما پایداری بلندمدت آن به توانایی رهبران جدید در کسب مشروعیت داخلی وابسته خواهد بود.

سناریوی سوم: قیام مردمی و تصاحب قدرت توسط شهروندان

در سناریوی سوم، حمله خارجی نه تنها نظام را تضعیف می‌کند، بلکه جرقه‌ای برای قیام گسترده مردمی می‌شود. مردم که حداقل از سال‌های ۱۳۸۸ تا اعتراضات ۱۴۰۱ تجربه مبارزه مدنی دارند، ممکن است از خلأ قدرت استفاده کنند و با سازماندهی اعتراضات سراسری، قدرت را به دست بگیرند. این می‌تواند به شکل شوراهای محلی، کمیته‌های انقلابی یا حتی یک دولت موقت مردمی ظاهر شود، مشابه وقایع ۱۳۵۷،‌ اما با جهت‌گیری سکولار و دموکراتیک.

الگوی تاریخی این سناریو را در سقوط رژیم‌های تونس و مصر در سال ۱۳۸۹-۱۳۹۰ می‌بینیم، جایی که اعتراضات مردمی منجر به تغییرات اساسی شد. در ایران، عواملی مانند نارضایتی اقتصادی، سرکوب اجتماعی و خستگی از ایدئولوژی حاکم می‌تواند این قیام را تسریع کند. مزایا شامل کسب مشروعیت واقعی از سوی مردم و امکان برقراری یک نظام دموکراتیک واقعی است. اما چالش‌ها عظیم‌اند: عدم سازماندهی واحد میان گروه‌های اپوزیسیون – از ملی‌گرایان تا چپ‌گرایان – می‌تواند به هرج‌ومرج یا حتی تجزیه کشور منجر شود. علاوه بر این، دخالت خارجی (مانند حمایت آمریکا از گروه‌های خاص) ممکن است قیام را به عنوان “انقلاب رنگی” بدنام کند. در نهایت، موفقیت این سناریو به اتحاد جامعه مدنی و جلوگیری از خشونت داخلی بستگی دارد، که تجربیات گذشته نشان می‌دهد کار آسانی نیست.

بالاخره چه خواهد شد؟

حمله نظامی آمریکا و شاید هم اسرائیل به ایران، هرچند بعید به نظر می‌رسد، می‌تواند نقطه عطفی در تاریخ خاورمیانه باشد. سناریوهای بررسی‌شده – از حکومت نظامی خارجی تا کودتای داخلی و قیام مردمی – هر کدام مزایا و ریسک‌های خود را دارند، اما همه آن‌ها بر یک واقعیت تأکید می‌کنند: تغییر در ایران بدون حمایت داخلی پایدار نخواهد بود. مخالفان جمهوری اسلامی و سیاستمداران ایرانی باید از این تحلیل‌ها درس بگیرند و به جای اتکا به تقابل، مسیر دیپلماسی را تقویت کنند. در نهایت، آینده ایران نه در دستان خارجی‌ها، بلکه در اراده مردم آن نهفته است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن