اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
فایل صوتی سخنان علی شکوریراد، فعال سیاسی و دبیرکل پیشین حزب اتحاد ملت در جمع مسئولان ستاد مسعود پزشکیان، حسابی آب به لانه و کلونی مورچههایی انداخته که سالهاست منافع خود را در تمامیتخواهی و اقتدارگرایی دیده و هرنگاه متفاوت و مخالفی را با شدیدترین وجه ممکن به تیغ تیز حذف میسپارند. منتها این بار یک مسئله متفاوت در میان است که غلظت آن از گذشته هم بیشتر و بیسابقهتر است. این بار به شکلی تاریخی و تلخ، پای «خون» در میان است. خون هزاران جوان و هموطن رنج دیده در میان است. این توبمیری، دیگر از آن توبمیریها نیست. اقتدارگرایان و هواداران رانتی وضع اسفناک کنونی، دیگر نمیتوانند با سناریوهای تکراری و نخنمای گذشته به استقبال موقعیت رفته و با دست فرمان سرکوب و سیاست النصر بالرعب سر از ساحل امن و آماده برای چپاول خود به سیاق سابق در بیاورند.
آنچه شکوریراد در این سخنان به آن اشاره داشته در واقع، بخشی از حقیقتی با قدمت چند ده ساله بوده که هر بار رخ میداده و این بار گستره وسیعتر و خونریزی گستردهتر رقم خورده است. افشاگری که دیگر نمیتوان با سیاست پخش اعترافات تلویزیونی، شهیدسازی موسوم به امنیت و صفبندی مشمئزکننده اعتراض و اغتشاش و اسم رمز تخریب اموال عمومی و فلان و بهمان صدای آن را خفه کرد!
در پی انتشار این سخنان اما محسن مهدیان، مدیرعامل موسسه همشهری و فعال رسانهای نزدیک به حاکمیت با مطلبی تحت عنوان «این کشتهها هم کار خودشونه؟» در خبرگزاری نظامی فارس نوشته؛ « آقای شکوریراد گفته کشتههای اغتشاشات اخیر کار خودِ نظام است. ایکاش دستگاه قضایی این ادعا را جدی میگرفت و از او میپرسید: طبق کدام سند؟ اما بگذریم. چون این ادعا زیاد در رسانه ها چرخید، چند استدلال ساده را مرور کنیم.»
او در ادامه همچنین مینویسد؛ « بسیار خب؛ فرض میکنیم ما کشتیم. پس این ۳۰۰ و خردهای شهید امنیت را چه کسی کشته است؟ احتمالاً میگویند باز هم خود نظام؛ برای رد گمکنی. آخه کدام حکومت برای رد گمکنی، ستون امنیت خودش را قربانی میکند؛ خودزنی میکند. اما قبول. جلوتر برویم. نظام کشت؛ اما چرا بعدش سلاخی کرد؟ چرا مثله؟ چرا آتش زد؟»
در این جا یک نکته مهم از نوع نگاه مهدیان و همپالگیهایش به «جان انسان»، حتی در میان نیروهای سرکوب و همسو با خود حکایت دارد. همانجا که حتی در ذکر آمار به زعم خودش؛ شهدای امنیت، شمار این افراد را سیصد و «خردهای» نفر عنوان میکند. میبینید؟ او و همقطارانش حتی به نیروهای سرکوب خود هم با دید گلهای نگاه کرده و مابقی نیروهای سرکوب جانباخته را نه به عدد و با اعتنا به نفس انسانی آن که-اگر بخواهیم به مانند او نباشیم و مودب شرح بدهیم-به مانند مابقی یک حساب بانکی نگاه میکنند!
باز در آخر این بند از سپاه خود، پیش فرض را «کشتن» نظام گرفته و میپرسد؛ «اما چرا بعدش سلاخی کرد؟ چرا مثله؟ چرا آتش زد؟» استاد، یک جور با آرامش و طمانینه سوال میپرسد که انگار قتلهای زنجیرهای کار شورشیان چچن یا فالانژها بوده و قاتلین و عاملین این فجایع سیاه تاریخی، همین به زعم مهدیان؛ ستون امنیت نظام در وزارت اطلاعات نبودهاند!
مدیرعامل همشهری، همچنین در بخش دیگری اضافه میکند؛ «سلاخی یعنی پیام؛ یعنی «بکشید، هزینه ندارد»، «بکشید، ترسی نیست». خب چرا باید نظام چنین پیامی به اغتشاشگران بدهد؟» نگارنده این اظهارات اما شاید بهتر باشد که جای خود را لختی از سوال کننده به پاسخگو تغییر داده و جواب بدهد که خط و نشان قاضیالقضات برای برخوردهای شدید با به زعم او؛ اغتشاشگران یا اظهارات کوثری، نماینده تهران در مجلس انقلابی و از فرماندهان پیشین قرارگاه ثارالله در آن جا که اخیرا گفته؛ «از پنجشنبه، شورای عالی امنیت ملی تصمیم گرفت که فراجا، بسیج و سپاه بهصورت مسلحانه وارد عمل شوند.» چه پیامی به دنبال دارد؟ معنای مسلح وارد عمل شدن نیروهای سرکوب در برابر اعتراضات مردم، معنایی جز «بکشید، هزینه ندارد»، «بکشید، ترسی نیست» به همراه دارد؟ مگر وزیر کشور محبوب همین نظام در آبان خونین 98 اعتراف نکرد که به سر زدیم و به پا هم!؟
این درفشانیها اما پایان افاضات مهدیان نیست! او در ادامه هم گفته؛ «این فیلمها که طرف با اسلحه وسط خیابان تیراندازی میکند چیست؟ احتمالاً میگویند نیروهای امنیتیاند؛ برای رد گمکنی. خب پس چرا دستگیر شدند؟ چرا اعتراف کردند؟ چرا شبکهشان لو رفت؟» ایشان بهتر است که به این سوال هم پاسخ بدهد که مگر این اولین بار است که «طرف» با اسلحه وسط خیابان به مردم تیراندازی میکند؟ آن همه نیروی لباس شخصی که در همه فجایع اعتراضات 88، 96، 98، 1401 و دیماه سال جاری با شنیعترین شکل ممکن روی ملت بیدفاع آتش گشودند، چه کسانی بودند؟ حسن رعیتهایی که با کلت کمری و موتورسیکلتهای بیپلاک مردم را مورد شلیک قرار میدادند و میدهند از اوباش کدام قبیلهاند؟ نویسنده باز پرسیده که چرا دستگیر شدند؟ چرا اعتراف کردند و چرا فلان و بیسار! از اعترافات نخنمای تلویزیونی و دستگیریهای از پیش طراحی شده هم کارنامه نظام متبوع جناب مدیرعامل به حد کافی سیاه است و نیازی به اشاره مستقیم به اعترافات چند دهه اخیر نظیر دستگیری و اعتراف افرادی به عنوان ترور کنندگان دانشمندان هستهای-که بعدش تبرئه شدند-به تفصیل نیست. هرچند از نظامی که از قید تهدید و اعترافگیری از یک مادر 85 ساله هم نمیگذرد، این اشارات ذکر بدیهیات است و کسالت ذهن آگاه مخاطب از تکرار مکررات!
مدیرعامل همشهری، اضافه کرده؛ «این همه سلاح از کجا آمد؟ کجا رفت؟ خرج چه شد؟» خطاب به حضرت ایشان اما باید گفت که شرمنده! این یکی را نه مخاطب و مردم که باید برادران گمنام خودشان باید پاسخ بدهند که اگر «حتی» فرض را بر صحت ادعای ورود این همه سلاح و تروریست بگیریم، آقایان رفقای مهدیان در نهادهای مخوف امنیتی سر به کدام کاسه گرم کرده و مشغول «دراز» کردن کدام خبرنگار، فعال سیاسی، بازنشسته، معلم و فعال صنفی و مردم بینوا بودهاند که به ادعای خودشان، این همه هرکی، هرکی بوده و سلاح وارد کوچه پس کوچههای بزرگترین شهرهای مملکت شده است؟ پس آن همه «عوضش امنیت داریم»، «عوضش امنیت داریم» که به زبان و قلم امثال همین مهدیان، گوش فلک را کر کرده بود، کجا رفته؟
این فعال رسانهای اصولگرا، همچنین میگوید؛ «اگر جمهوری اسلامی اینقدر مافیایی و خونریز است، چرا کسی مثل شکوریراد را رها میکند تا بیاید و پروژه را لو بدهد؟» خوب است که جناب مهدیان نترسند! جمهوری اسلامی متبوع و محبوبشان، همینقدر مافیایی و خونریز است! چرا؟ چرا که مردمی که همین مطلب را میخوانند، خوب به خاطر داشته و هنوز از یاد نبردهاند که چطور ظرف مدت سه شبانه روز، یک کشتار تاریخی به دست همین نظام رقم خورد و چطور مغزها از حساب و کتاب تعداد فشنگها و سلاحهای آتش گشوده مقابل مردم بیدفاع، سوت کشید. حالا هم اما خیال مهدیان و رفقایش راحت! آقای نظام، آنطورها هم که جناب مدیرعامل مدعی شده، بیکار ننشسته و چنان با اقتداری مثالزدنی و کودتاگونه، ظرف ۲۴ ساعت، آذر منصوری، ابراهیم اصغرزاده، جواد امام، محسن امینزاده و همین علی شکوریراد و دیگر چهرههای سیاسی را بنا به همین گفتههای شکوریراد، مورد بازداشت و احضار قرار دادهاند که ماجرای بازداشت مادورو در کاراکاس باید مقابل این عملیات مقتدرانه لنگ بیندازد! درهای نظام محبوب مهدیان روی همان پاشنه است و این ژستها و قطار کردن کلمات با لعاب و نقاب اقتدار، عقلانیت و انساندوستی، حرف دهان هرکس هم که باشد، حرف و کلام مدیرعامل همشهری و رفقایش نیست که نیست!
این فعال رسانهای اصولگرا در پایان مرقومهاش هم سکانس پایانی مشمئزکنندهای را به نمایش گذاشته و تصریح میکند؛ «آدم باید خیلی خبیث باشد که این همه فیلم، خبر، اعتراف، دستگیری و این میزان قربانی را ببیند و باز هم چشم ببندد و بگوید: کار خودشان است.»
بله آقای مهدیان! بله! انسان باید خیلی خبیث باشد که این همه خون و خون آشامی را ببیند و چنین رذیلانه و وقیح در رسانی خونشویی بنویسد و عارش هم نیاید که حداقل به احترام این همه مردم بینوای سوگوار، زبان به کام بگیرد و مهر شرم و سکوت بر لب بزند! بله آقای مهدیان، آدم باید خیلی خبیث باشد اما، قبل از آن، قدری انسان بودن هم، بد نیست!
46