خانه پیشنهاد هم‌وطن مسقط؛ نمایش دیپلماتیک در سایه جنگ و معمای «گفت‌وگو برای مذاکره»

هم وطن مذاکرات ایران و آمریکا در پایتخت عمان بررسی می‌کند:

مسقط؛ نمایش دیپلماتیک در سایه جنگ و معمای «گفت‌وگو برای مذاکره»

هتل‌های مجلل مسقط، بار دیگر به پناهگاهی برای دیپلمات‌هایی تبدیل شده بودند که حامل سنگین‌ترین پرونده‌های قرن هستند. روز جمعه، ۱۷ بهمن ماه، پایتخت آرام عمان شاهد صحنه‌ای بود که در نگاه اول، تکرار مکررات به نظر می‌رسید، اما در لایه‌های زیرین خود، بوی باروت و طعم تند تهدید را به همراه داشت.

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی- فرهاد جم
 
هتل‌های مجلل مسقط، بار دیگر به پناهگاهی برای دیپلمات‌هایی تبدیل شده بودند که حامل سنگین‌ترین پرونده‌های قرن هستند. روز جمعه، ۱۷ بهمن ماه، پایتخت آرام عمان شاهد صحنه‌ای بود که در نگاه اول، تکرار مکررات به نظر می‌رسید، اما در لایه‌های زیرین خود، بوی باروت و طعم تند تهدید را به همراه داشت. نمایندگان ایران و ایالات متحده آمریکا در حالی پای میز مذاکره نشستند که فضای حاکم بر اتاق‌های جلسات، بیش از آنکه متاثر از لبخندهای دیپلماتیک باشد، تحت تاثیر غرش موشک‌ها در کویر ایران و آرایش ناوهای آمریکایی در آب‌های نیلگون خلیج فارس بود. این نشست، در واقع نخستین رویارویی جدی پس از تنش‌های نظامی خونین ماه ژوئن محسوب می‌شد؛ جایی که دیپلماسی نه به عنوان راهکاری برای صلح، بلکه به عنوان ابزاری برای مدیریت یک انفجار بزرگ به کار گرفته شد.
 
سایه سنگین نظامی‌گری بر میزهای دیپلماتیک
 
آنچه این دور از گفت‌وگوهای مسقط را از تمامی نشست‌های پیشین در دهه‌های گذشته متمایز می‌کرد، حضور فیزیکی«قدرت سخت» در کنار «قدرت نرم» بود. در اتفاقی که بسیاری از تحلیلگران آن را «بی‌سابقه و خطرناک» توصیف کردند، دریاسالاربرد کوپر، فرمانده سنتکام، در میان هیئت نمایندگی ایالات متحده دیده شد. حضور او، که مسئول مستقیم عملیات‌های نظامی آمریکا در منطقه و مدیریت بحران‌های میدانی علیه ایران است، ماهیت مذاکرات را از یک بحث سیاسی-حقوقی صرف به یک فاز امنیتی پیچیده منتقل کرد. واشینگتن با این اقدام، پیامی صریح به تهران فرستاد: «این بار دیپلماسی در سایه تهدید نظامی پیش خواهد رفت و هرگونه توافق سیاسی باید با واقعیت‌های میدانی و تضمین‌های عملیاتی فرماندهان نظامی گره بخورد.» این حضور، مرز میان میز مذاکره و میدان جنگ را به حداقل رساند و نشان داد که واشینگتن دیگر به وعده‌های بوروکراتیک وزارت خارجه‌ها بسنده نمی‌کند.
در سوی دیگر میدان، تهران نیز با زبانی مشابه پاسخ داد. همزمان با نشست مسقط، رسانه‌های رسمی و نزدیک به نهادهای امنیتی ایران از استقرار موشک بالستیک دوربرد «خرمشهر-۴» در یک تأسیسات زیرزمینی جدید خبر دادند. سردار جوانی معاون سیاسی سپاه تاکید کرد:«نشستن پای میز مذاکره به معنای چشم‌پوشی از توان بازدارندگی نیست.» رونمایی از این شهر موشکی جدید و نمایش قدرت تخریب فوق‌العاده خرمشهر-۴، که پیش از این در درگیری‌های ماه ژوئن علیه اهدافی در اسرائیل به کار گرفته شده بود، وزنه‌ای بود که ایران برای حفظ تعادل در برابر حضور فرمانده سنتکام به میدان آورد. این تقابل نمادین،مذاکرات مسقط را به یک نبرد روانی تبدیل کرد که در آن هر دو طرف، پیش از آنکه به دنبال تفاهم باشند، در حال سنجش آستانه تحمل و سناریوهای احتمالی برای تشدید درگیری‌ها در صورت شکست گفت‌وگوها بودند.
 
خوش‌بینی لرزان تهران و سکوت سنگین واشینگتن
 
پس از پایان این دور از گفت‌وگوها، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با چهره‌ای که سعی داشت خوش‌بینی را به مخاطبان القا کند، در برابر خبرنگاران ظاهر شد. او از «شروعی خوب» سخن گفت و ابراز امیدواری کرد که اگر روند به همین شکل ادامه یابد،می‌توان به یک چهارچوب مورد توافق رسید. عراقچی با احتیاط تاکید کرد که فضای حاکم بر جلسات مثبت بوده است، اما همزمان یادآور شد که ادامه مسیر منوط به مشورت‌های جدی در پایتخت‌هاست. این خوش‌بینی در حالی مطرح شد که طرف آمریکایی سکوتی مطلق پیشه کرده و هیچ نشانه‌ای از رضایت یاتمایل به عقب‌نشینی از خود بروز نداده است. عراقچی از مذاکرات هسته‌ای صرف می‌گوید و طرف آمریکایی نشانه‌ای از عقب‌نشینی در مواضع خود اعلام نکرده است و این تضادها در رفتار دو طرف، مه‌آلود بودن فضای مذاکرات را دوچندان کرده است. در حالی که تهران تلاش می‌کند با برجسته‌سازی دیپلماسی، از فشارهای بین‌المللی بکاهد، واشینگتن با سکوت خود و همزمان اعمال تحریم‌های جدید توسط وزارت خزانه‌داری علیه نهادها و کشتی‌های مرتبط با ایران، نشان داده که استراتژی «فشار حداکثری» همچنان موتور محرک سیاست‌هایش است.
 
واقعیت این است که آنچه در مسقط رخ داد، فرسنگ‌ها با یک مذاکره هدفمند فاصله داشت. به اذعان بسیاری از کارشناسان، این نشست تنها «گفت‌وگویی برای شروع مذاکرات» بود. طرفین هنوز وارد جزئیات برنامه‌های هسته‌ای، موشکی یا منطقه‌ای نشده‌اند و حتیبر سر کلیات نیز تفاهم ملموسی صورت نگرفته است. بیشتر زمان جلسات صرف اعلام مواضع، تبیین مطالبات و ارائه پیشنهادهای اولیه‌ای شده است که به نظر می‌رسد برخی از آن‌ها به قدری بحث‌برانگیز بوده‌اند که هیئت‌ها را ناچار کرده برای کسب تکلیف به مراکز فرماندهی خود بازگردند.

این روند فرسایشی، در حالی که ایران مدعی است زمان برایش اهمیت حیاتی دارد، پارادوکسیعجیب ایجاد کرده است. بلاتکلیفی حاکم بر نتایج، این سوال را در ذهن تحلیلگران ایجاد کرده که تداوم این وضعیت چه سودی برای تهران خواهد داشت، جز آنکه فرصت بیشتری برای لابی‌های مخالف توافق فراهم کند تا مسیر دیپلماسی را مسدود کنند.
 
نبرد بازسازی؛ موشک‌ها علیه سانتریفیوژها
 
در حالی که رسانه‌های داخلی ایران در مسقط درباره «رقیق‌سازیاورانیوم» بحث می‌کردند، لنزهای ماهواره‌های روایت دیگری از اولویت‌های تهران را ثبت کردند. تحلیل‌های دقیق نشان می‌دهد که ایران در ماه‌های اخیر، انرژی و منابع خود را با سرعتی خیره‌کننده صرف بازسازی مراکز تولید موشک‌های بالستیک کرده است، در حالی که ترمیم تاسیسات هسته‌ای آسیب‌دیده با کندی پیش می‌رود. سایت‌هایی مانند «شاهرود» که در حملات پیشین آسیب دیده بودند، اکنون به چرخه عملیاتی بازگشته‌اند. این تفاوت معنادار در سرعت بازسازی، پیامی روشن به واشینگتن و تل‌آویواست و این یعنی تهران بازدارندگی نظامی را تنها راه بقای خود در برابر تهدیدات دولت ترامپ می‌داند. از نگاه ایران، سانتریفیوژها ابزار چانه‌زنی هستند، اما موشک‌ها ابزار بقا.
این واقعیت میدانی، میز مذاکره را با چالشی جدی روبرو کرده است. منابع غربی مدعی‌اند که واشینگتن قصد دارد مذاکرات را از موضوع هسته‌ای به سمت مسائل موشکی و نیروهای نیابتی سوق دهد؛ موضوعاتی که ایران همواره آن‌ها را خط قرمز خود دانسته و از بحث درباره آن‌ها خودداری کرده است. حضور فرمانده سنتکام دقیقاًبرای فشار بر همین نقاط حساس طراحی شده بود. در مقابل، ایرانبا تاکید بر اینکه موضوع گفت‌وگوها «صرفاً هسته‌ای» است، تلاش می‌کند تا از ورود به دالانی که منجر به تضعیف توان نظامی‌اش می‌شود، جلوگیری کند. اما سوال اینجاست که آیا بدون پرداختن به نگرانی‌های امنیتی که اکنون ژنرال‌های آمریکایی را به میز مذاکره کشانده، رسیدن به یک توافق پایدار ممکن خواهد بود؟
 
لابی‌های در کمین و هراس از تکرار شکست
 
تاریخ مذاکرات ایران و آمریکا در کشورهای ثالث، همواره با سایه سنگین شکست همراه بوده است. تحلیلگران با یادآوری تجربه‌های پیشین هشدار می‌دهند که هربار تیم‌های مذاکره‌کننده برای مشورت به پایتخت‌ها بازگشته‌اند، نفوذ لابی‌های مخالف، به ویژه لابی اسرائیل، بر اراده سیاسی طرفین چیره شده است. دونگ مانیوان، کارشناس مسائل خاورمیانه، به درستی اشاره می‌کند که تل‌آویو در تلاش است تا سیاست واشینگتن را در قبال تهران «گروگان» بگیرد و هرگونه مسیر گفت‌وگو را به سمت تقابل سوق دهد. این بار نیز، در حالی که کشورهای منطقه مانند عمان وعربستان سعودی از روند تنش‌زدایی حمایت می‌کنند، بازیگران در کمین نشسته‌اند تا پنجره دیپلماسی را پیش از آنکه چهارچوبی برای آن تعریف شود، ببندند.
در بروکسل، اتحادیه اروپا همچنان بر طبل دیپلماسی می‌کوبد و آن را تنها راه پایدار می‌داند، اما واقعیت این است که اروپا نیز در این بازی به حاشیه رانده شده است. تلاش‌های جوزپ بورل برای تسهیل یک راه‌حل در چهارچوب قطعنامه‌های شورای امنیت، در برابر واقعیت‌های خشن میدانی و حضور نظامی مستقیم آمریکا،رنگ باخته است. حتی صدراعظم آلمان نیز پس از سفر به منطقه، از نگرانی‌های عمیق رهبران عرب سخن می‌گوید؛ نگرانی‌هایی که نشان می‌دهد منطقه در آستانه یک تغییر بزرگ است و مذاکرات مسقط شاید آخرین فرصت برای جلوگیری از یک برخورد تمام‌عیار باشد.
 
معمای «بی اعتمادی» و آینده‌ای در غبار
 
عباس عراقچی می گوید با این بی اعتمادی میان دو طرف ترمیم شود ولی واقعیت این است که اگر اراده‌ای واقعی برای خروج از دایره خصومت و عادی‌سازی روابط وجود داشته باشد، هیچ‌کدام از گره‌های فنی در پرونده‌های هسته‌ای بازنشدنی نیستند. اما مشکل اینجاست که هر دو طرف، مذاکره را نه به عنوان مسیری برای صلح، بلکه به عنوان ابزاری برای تثبیت موقعیت خود در یک جنگ سرد طولانی می‌بینند. در چنین فضایی، حتی رقیق کردن ذخایراورانیوم یا توقف موقت غنی‌سازی نیز نمی‌تواند به یک توافق محکم و پایدار منجر شود، چرا که ریشه‌های بی‌اعتمادی در جاییفراتر از سانتریفیوژها نهفته است.
اکنون توپ در زمین پایتخت‌هاست. باید دید آیا مراکز فرماندهی در تهران و واشینگتن، به نمایندگان خود اختیار لازم برای عبور از «گفت‌وگو درباره مذاکره» و ورود به «مذاکرات هدفمند» را خواهند داد یا خیر. تا به این لحظه، حتی اجازه مذاکره مستقیم به تیمایرانی داده نشده است؛ محدودیتی که خود به تنهایی می‌تواند هرگونه پیشرفت جدی را ماه‌ها به تاخیر بیندازد. در حالی که ایران از اهمیت زمان سخن می‌گوید، اما با دمیدن در این روند فرسایشی، عملاً خود را در وضعیتی قرار داده که عایدی آن نامشخص است.

آیا این بلاتکلیفی بخشی از یک استراتژی هوشمندانه برای خرید زمان و تکمیل بازسازی‌های نظامی است، یا ناشی از بن‌بستی در تصمیم‌گیری‌های کلان؟ پاسخ این سوال در هفته‌های آینده و در دور بعدی مذاکرات مشخص خواهد شد؛ دوری که ممکن است هرگز برگزار نشود یا اگر برگزار شود، تحت الشعاع غرش سهمگین‌تر موشک‌ها و حضور پررنگ‌تر ژنرال‌ها قرار گیرد. مسقط فعلاً در سکوت فرو رفته است، اما این سکوتی نیست که نویدبخش صلح باشد؛ این سکوت پیش از توفان است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن